من احساس میکنم گرفتار بدقلق ترین بچه دنیا شدم
با اینکه سنم کم نبود اما تو زمانی مادر شدم ک درست داشتم از زندگی چیزی می فهمیدم و به خودم و آرزوهام می رسیدم ولی متاسفانه دخالت های بی اندازه به قدری زیاد بود ک اقدام کردم
اگه برگردم بچه نمیارم کلا خودم همیشه همین تصمیم رو داشتم ولی متاسفانه عقلمو دادم دست بقیه
ولی حالا که آوردم مسئولیتشو می پذیرم و براش تلاش میکنم
من من من آخ نگو که حاضرم تمام عمرم رو ازم بگیرن بگن فقط یه روز زنده ای بر گردم به دوره قبل از بچه
منم امروز یجایی دیگه رد دادم با مشت شروع کردم زدن تو سر خودم عین دیونه ها
تا۲سال سخته
بعدش هرچی بگذره بهترمیشه
الهیییی عزیزم
ازیکسالگی روزبه روزبهتر میشن یکم دیگه صبوری کن حل میشه به زودی
ولی خب منکر این نمیشم که اگه به عقب برگردم دوست داشتم حداقل سی سالگی مادرشم نه بیست سالگی
چون اونموقع اونقدر تایم داشتم که باشوهرم وقت بگذرونم بااینکه عاشق پسرمم ولی گاهی حسودیم میشه به کسایی که دغدغه اشون چیزای دیگست نه گهداری ازیک بچه
🫂🥰🥰🥰
چقدر حرفای دل منو زدی🥲🙃 منم دلم میخواد یوقتایی فقط واسه خودم باشم یا دو تایی بریم بیرون ولی دخترم همش جیغ و فریاد میکنه
چقد هم احساس
دقیقا منم دیروز این حسوداشتم کقبلاچقدخوب بود بدون دغدغه غذاخاب خوراک استرس تفریح .ولی الان حتی دسشویی رفتنمم ب دخترم بستگی داره
سوال منم هست😭
اخخ منم امروزضجه زدم خسته شدم کم اوردم بادوتابچه دست تنهام
منمممم نیز 😵💫
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.