سوال های مرتبط

مامان لنا💗 مامان لنا💗 ۴ ماهگی
مامان نیلا🐥 مامان نیلا🐥 ۸ ماهگی
خب پارت دو داستان سزارین
وارد اتاق عمل شدم نگم که چه استرسی داشتم و مثل بید میلرزیدم منو تحویل اتاق عمل دادن مستقیم رفتم رو تخت اتاق عمل نشستم آمپول بی حسی به کمرم زدن و اصلااااا هیچی حس نکردم واقعا خیلی خوب بود و اصلا درد نداره نگران نباشید
آروم کمکم کردن خوابیدم دستامو بستن پرده رو کشیدن و دکترم کارو شروع کرد همش حس میکردم دکترم داره با شکمم کشتی میگیره 😅 یعنی فشار رو حس میکنید ولی به هیچ وجه متوجه درد نمیشید
دخترم به دنیا اومد آوردن نشونم دادن و بردنش کاراشو انجام بدن
دکتر منم داشت بخیه میزد و من همینجوری داشتم میلرزیدم بهم آمپول زدن لرزشام رفت و عملم تموم شد بردنم ریکاوری تو ریکاوری یه بار ماما شکممو فشار داد یه بار دکتر که بی‌حس بودم متوجه نشدم بعد که حسم رفت ماما اومد گف باید ماساژ بدم منم سفت‌ دستشو گرفتم و نمیذاشتم چون خیلی ترسیده بودم اما آروم فشار داد و خیلی درد نداشت
موقع تحویل به بخش هم دوباره پرستاری که اومده بود منو تحویل بگیره فشار داد که اونم درد نداشت البته درد داشتااا ولی قابل تحمل بود
پارت بعدی رو هم سعی میکنم زود بذارم از لحظه ای که وارد بخش شدم
مامان کیاشا👶🏻🩵 مامان کیاشا👶🏻🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از سزارین ✨🌸
.
من باید تو یه شهر دیگه سزارین میشدم چون تو شهر خودمون سزارین اختیاری رو قبول نمیکنن دو ساعت هم راه بود تا بیمارستان
صبح روزی که وقت عملم بود راه افتادیم ساعت ۸ باید بیمارستان بستری میشدم تو راه به خاطر چاله زیاد جاده ماشین خیلی تکون داد من احساس کردم کیسه ابم پاره شد و کم کم لباسم خیس میشد تا رسیدم بیمارستان کارای بستری رو انجام دادن و گفتن مشکلی نیست که کیسه ابم پاره شده چون دکتر تا یه ساعت میرسید
بعد انجام کارای بستری ازم ان اس تی گرفتن
و نیم ساعت بعد اتاق عمل بردن من سوند رو گفته بودم اتاق عمل برام برارن بعد بی حسی که اصلا متوجه نشدم
امپول بی حسی اصلا دردی نداشت خیلی کم در حد امپول معمولی
بعد ده دیقه هم پسرم به دنیا اومد اوردن گذاشتن رو صورتم بهترین حس دنیاست به نظرم🥰
بعدشم حدودا نیم ساعت بعد عملم تموم شد یه ربع تو ریکاوری موندم و زود دادن بخش منو بچه هم با هم رفتیم بخش
که اومدن برام مسکن و شیاف زدن تا قبل اینکه بی حسیم بره تا دو ساعت بعدشم درد زیادی نداشتم
بعد دوساعت یکم خونریزی داشتم که دو بار ماساژ شکمی دادن که درد داشت ولی قابل تحمل بود میگفتن ندیم ماساژ خطرناکه باید خون ها تخلیه بشه
در کل دردش با مسکن و شیاف قابل تحمل بود
به نظرم قسمت سختش بار اولی بود که از تخت پایین میومدم چون فشارم افتاد و سرم زدم بعدش تونستم پاشم ✨🩵
امیدوارم مامان های باردار همگی زایمان راحتی داشته باشن🌸