۱۳ پاسخ

به نظرم داد و هوار لازم نبود حالا که شده بعدا با یه پیام به مادرش حالی میکردی که نیاد مثلا ار ساعت ۱۲ به بعد موقع خواب بچس.این دلخوریا هیچوقت تو دل ادم صاف نمیشه به نظرم

خوب کردی بهترین کار کردی عزیزم اصل کار دستشون میاد ...دلخور بشه مهم نباشه برات وقتی همه روش ها مثل قفل در مثل تذکر دادی این آخرین روش بود که به نحو احسن انجام شد 👿هرچند می‌دونم این دلخوری نهایت یک ماه شاید یک هفته بکشه و باز بچش میاد و شما اذیت میکن😐🤷🏻‍♀️

اتفاقا کار خوبی کردی
جاری رو باید شست و پهن کرد
نگران هیچی هم نباش
بهش هم بگو از این ببعد هم وقتایی ک بچه م میخواد بخوابه دروقفل میکنم...پسرت نیاد پایین اگه هم اومد دید در قفله خودت بیا برش دار دادو هوار نکنه...دیدی باز اومد پشت در فورا به جاریت زنگ بزن بگو بیا بچه تو از جلو درخونه من بردار
بهش رو بدی ...دور از جونت سوار میشه
بگو بقیه روز در خونه بازه هر موقع خواست بیاد بیاد
اگه تو جمع هم گلگی کرد...بگو خودت ۲۴ساعته در اختیار خودتی ...بچه تو میفرستی پایین پیش ما ...نمیتونیم دو دیقه اسایش داشته باشیم ... بگو معلوم نیست سرت تو گوشیه یا داری سریال مورد علاقه تو میبینی بچه تو دک میکنی خونه ی ما...(چطور اون جرات میکنه به تو میگه چرا درخونه تو قفل میکنی ...توام رک جوابشو بده)

ببین ماهم تو یه ساختمونم به هر حال غریبه نیست بگی بیخیال دیگه نمیبینشم دلخوری پیش میاد بچه هاتون بعدا بزرگ میشن هم بازی میشن خجالتش میمونه واسه شما با زبون خوش به پسرش میگفتی عزیزم میخواد بخوابه هر وقت بیدار شد خودم زنگ میزنم به مامانت بیا پایین

جاری باید از آدم دور باشه.....هر چی ددر تر بهتر

به نظرم نتیجه ی این داستان اینه که با فامیل و آشنا یه جا خونه نگیریم

خب تو درتو قفل کن زنگم قطع کن ب جاریت پیام بده ک کار دارم یا بچه خوابیده فعلا نفرست پسرتو بیدار شد خبر میدم اینجوری دلخوشیم پیش نمیاد
واقعا کنترل بچها سخته

بهتره برای اینک دلخوري پیش نیاد یه تایمی بذارید برای بازیشون ک هم نی نی شما بیدار باشه هم نی نی اوشون باحوصله.

حقداره ناراحت بشه و حقداری ک ناراحت بشی ... جفتتون حقدارید ..‌
بنظرم بهش پیام بده و بگو ک سختته اینجوری چون خواب نی نی بهم میخوره و اذیت میشی و کل روزو نق میزنه بخاطر اون .

تایم بذارید برای نی نی . مثلا روزی دو سه ساعت وقتی جفتشون بیدارن و وقت ناهار و خوابشون نیست ‌ اینجوری دلخوری و نارتحتی پیش نمیاد و رابطتتونم سرجاش میمونه

خیلی اشتباه کردی سر بچه داد و هوار کردی خب من جای جاریت بودم ناراحت میشدم
باید ب جاریت زنگ میزدی گ اره داستان اینه الانم دارم میخابه بچم لطفا کنترلش کن
دیگ ناراحتی پیش نمیومد

بچه س
باید یا درو باز نمیکردی بعدش میگفتی داشتم بچمو میخوابوندم یا آروم بهش میگفتی برو بالا عصری بیا الان مهوا داره لالا میکنه

داداشم که کوچیک بود همین مشکلو با پسر عموم داشتیم
با این تفاوت که پسر عموم بیست چهاری خونه ما بود ولی اگه داداش من یکبار میرفت صدای زن عموم بلند میشد
ینی تا اینا بزرگ شدن پدرمون در اومد

دیگه وقتی باهم توو یه ساختمون هستید این مشکلات زیاده
نه تو مقصری نه اون
بالاخره بچه هستن

دقیقا من این مشکل رو با مادرشوهرم دارم با این تفاوت که مادرشوهر من بچه نیست و می‌فهمه داره اذیتم می‌کنه

سوال های مرتبط

مامان Sunshine ☀️ مامان Sunshine ☀️ ۱ سالگی
امروز صبح خواب میدیدم بیبی چک زدم و مثبت شده😨بعدش رفتم آزمایشگاه یارو ازم آزمایش می‌گرفت دخترمم کنارم بود بعد دخترم جیش کرده بود شوهرم اشتباهی پوشک سایز 2 خریده بود منم باهاش بحث میکردم یهو مسئول آزمایشگاه بهم گفت دعواش نکن این پوشک و واسه بچه ی تو راهیت نگه دار😭😭😭خدایا داشتم تو خواب سکته میکردم
خلاصه بیدار شدم دیدم شوهرم میخواد بره سرکار داره چای میخوره بچمم از خواب بیدار کرده بود از بس سر و صدا کرد منم خیلی عصبی بودم بخاطر خوابم و استرسی ک داشتم اومد نزدیکم منم بهش توپیدم و گفتم نزدیکم نشو برو اونور حوصله ندارم 😩اونم باد کرد و ناراحت شد و با توپ پر رفت از خونه😕
بعضی وقتا دلم میخواد رحمم رو بندازم جلو سگ تا راحت بشم از استرس خنده دار تر اینجاست که من و شوهرم کلا سرد شدیم تو رابطه نهایتا در طول ماه دو بار رابطه داشته باشیم ولی همون دوبار استرسش منو پاره میکنه باوجود اینکه این ماه هم قرص جلوگیری میخوردم و هم پیشگیری داشتم ولی لعنت به استرس و فوبیا بارداری ناخواسته


فرزندپروری شیر خشک شیردهی تب اسهال استفراغ آبریزش بینی و عطسه قطره مولتی ویتامین پوشک
مامان دیارا مامان دیارا ۲ سالگی
سلام. بچها من یه دوست دارم بچش پسره همسن دخترم اما بشدت ماشالا شیطون . خدا برا خونوادش نگهش داره . باهم میریم پارک مامانش همش دنبال پسرشه . پسرش یه دوچرخه داشت دخترم خیلی دوس داشت سوارش بشه دوبار داد مامانش سوار شد دخترم . اما سری ها بعد میگفت ببخشید ماله پسرمه . منم دخترم گریه میکرد . رفتم براش یدونه خوشگلتر خریدم اما از روزی که خریدم کلا پسرش همش میاد دخترمو میزنه میکشه دخترمو از ماشینش بندازه بیرون سوار بشه . منم حرفی ندارم دخترم سوار چرخ اون میشه مشکلم اینه پسرش هر روز میاد دخترمو میزنه . چند بار چشم پوشی کردم . اما دیشب دیگه ناراحت شدم درسته بچن نمیشه ادم بخاطر بچه دعوا کنه . اما دختر من سمت بچش نمیره پسر اون میاد. سمت دخترم . دیشب بهش گفتم ناراحت شدم بچت دخترم زد مراقبش باش . بهم میگع من پسرم شیطونه نمیتونم میگ میگ باشم دنبالش تو مراقب دخترت باش ☹️و تازه ازم کلی ناراحت شد من نمیدونم واقعا چیکار کنم . من اینجا غریبم . و این تنها دوستمه . اما نمیتونم بزارم دخترم اذیت بشه
مامان گل دخترم 💤 مامان گل دخترم 💤 ۳ سالگی
مادر شوهرم فک کنم مریضه . براتون تعریف کنم اون روز پاشد اومد بالا دخترم خ جیغ میزد صداش رفته بود پایین ‌ اول ک هی میگفت حوصلش سر رفته بچه منم گفتم پارک بردمش بازیشو کرده توی تراسم بردمش آب بازیشو کرده الانم گشنشه و خوابش میاد باز میگفت وای ای حوصلش سر رفته😊دلم میخواست بزنم تو دهنش.
بعد سریع یه چیز داشتم درست میکردم بدم بخوره دخترم دراومده اینجوری میکنه برنجم بهش،میدی بخوره 🙄 قیافه من 😕 گفتم آره هرروز ظهر و هر شب برنج میخوره عصرانه نمیشه برنج داد دیگ شام نمیخوره .
بعد رفتم دخترمو گزاشتم رو زمین دراز بکشه چرت بزنه نق میزد دراومده میگه وای کاش پستونک می‌خورد 🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥 میگم تو این سن مگ احمقم ب بچه پستونک بدم میگ دختر فلانی هنوز داره پستونک میخوره😳 گفتم اون نتونسته از بچش پستونکو بگیره ک هنوز بچش داره میخوره ((( اون بچه دوماه از دختر منم بزرگتره یعنی تقریبا دوساله هست))) .
خلاصه دخترم بیهوش شد خوابش برد . اونم پاشد رفت پایین .

امشب پدر شوهرم اومد دنبال دخترم پسر برادرشوهرمم باهاش بود از دختر من بزرگتره ۳سالو خورده ایشه . بردش پایین رفتم پشت پنجره اتاق ک گوش بدم ببینم چی میگن دیدم مادر شوهرم داره ب جاریم میگ ای بچش از دست ما هیچی نمیخوره فقط مامانش باید بهش غذا بده وااای ماشالووو شاهان ( پسر برادرشوهرم) همسن ای بود ماهرچی میدادیمش میخورد🫥🫥
خب زنیکه عوضی پفیوز دختر من غذاشو سره موقع من بهش میدم عوضیکه تعریف کنی بگی بچش همیشه سیره هیچوقت گشنه نیس با یه لحن بد داری بیانش میکنی. یعنی متنفررررم از این اخلاقای مسخرش ک بچه هارو باهم مقایسه میکنه .‌




دلم میخواد یه تفنگ داشتم خلاصش میکردم 😊😊😊