۴ پاسخ

عزیزززززم خدا بهت رحم کرده امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشی❤️🙏🏻😘

اخه عزیزم الهی ک همیشه سلامت باشی عزیزم کمرت چی شده

إلهی فداتشم مهربونم
ان‌شاءالله سلامت باشی همیشه

کمرت چیشد گلم

سوال های مرتبط

مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۱۶ ماهگی
مامان زندگیم مامان زندگیم ۲ سالگی
مامان آناهید 🩵🪷 مامان آناهید 🩵🪷 ۱ سالگی
بچه ها
پریروز پادگان کنار خونمونو با موشک زدن .
خیلی وحشتناک بود .
تمام خونه پر دود شد .
شیشه همسایه هامون شکست .
خونه همینجوری پشت به پشت با هر موج انفجار می لرزید .
اون لحظه من با آناهید تنها بودم تو خونه . هر بار صدای موج انفجار نزدیک میشد بهمون خودمو از ترس پرت می کردم رو بچم دو تایی فقط جیغ می کشیدیم .
دیگه انقدر ترسیدیم که نفهمیدم دیروز چطور چمدون بستم و همسرم اومد همگی حرکت کردیم سمت شهرستان .
الان که تهران نیستم تمام جونم داره تیر میکشه از دوری و غصه .
خانوادم اونجان .
دیروز همش دور و بر خونشونو داشتن میزدن .
با هر خبری که از خیابونای اطرافشون که زدن بهم می رسید تپش قلب شدید می گرفتم .
استرس مامانمو دارم 😞
مامانم شرایط جسمیش خوب نیست .
همش به خودم لعنت می فرستم که ولشون کردم اومدم اینجا‌.
دارم دچار فروپاشی روانی میشم ...
چکار کنم 😞
دلم میخواد برگردم اگر قراره اتفاقی هم براشون بیفته برای هممون بیفته دیگه تحمل دوریشون و این نگرانی رو ندارم .
نمیدونم برگردم یا صبر کنم .
دلم تهرانه .
دلم پیش عزیزامه .
دارم دیوونه میشم 🥲
مامان ملکاجون مامان ملکاجون ۱ سالگی
📚📚
#داستان_شب

پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد او دستانش می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام، غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.

پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اتاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد. بعد از این که یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد هر وقت هم خانواده او را سرزنش می کردند پدر بزرگ فقط اشک می ریخت و هیچ نمی گفت.

یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر رو به او کرد و گفت: پسرم داری چی درست می کنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!

یادمان بماند که:
"زمین گرد است..." 🙂❤️‍🩹

🌺شب خوبی رو براتون آرزومندیم،،،💚💚💚