پارت چهارم سزارین
همشون گفتن بیهوشی برا بچه خوب نیس سریع وارد خون میشه من میگفتم بخاطر کمردردای بعدش و امپول بی حسی از اینکه بی حس بشم میترسم بهم گفتن اصلا دلیل علمی برای اینکه بی حسی باعث کمر درد میشه نیس اونایی که کمر درد میگیرن در اصل دچار دیسک میشن بخاطر سنگینی بچه وبارداری
گفتن بی حسی میشه بچه رو دید حس خوبیه و اینکه چون کم کم از بی حسی در میای کم کم متوجه درد میشی ولی بیهوشی تا به هوش میای درد شدید داری و برای امپول هم گفتن اصلا دردش از سروم زدن کمتره
خلاصه قانع شدم برای بی حسی رفتم اتاق عمل یه خانومی خیلی مهربون و قشنگ برام توضیح داد که میخاد امپول بزنه باهاش همکاری کنم زیاد دردی نداره و فلان و واقعا دردش از سرومی که برام زدن کمتر بود و ده ثانیه هم طول نکشید اصلا تو شوک بودم که واقعا همین؟خیلی راحت بود بی حس شدنم کم کم پاهام گرم شد موقع عمل ی حس خوابالودگیم بهم دست داده بود متوجه گذر زمان نمیشدم فقط میدونم ۱۱رفتم اتاق عمل۱۱و۲۰بچم ب دنیا اومده بود هیچیم از عمل نفهمیدم اینکه میگن بچه رو در میارن ادم تهش متوجه میشه اینا نه اصلا انگار عادی خوابیده بودم
ادامه پارت بعد

۲ پاسخ

یعنی خواب آور هم بهت زدن که خوابیدی ؟؟
حین عمل متوجه چیزی می‌شدی ؟ استرس نداشت ؟

بیهوشی چیه بابا

سوال های مرتبط

مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۲ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.
مامان سارینام🩷 مامان سارینام🩷 ۱ ماهگی
پارت پنجم سزارین
خلاصه اصلا نفهمیدم کی زمان گذشت بچمو نشونم دادنو منو بردن ریکاوری باید ی ساعتونیم اونجا میبودم به تعویض شیفت خورد بیشتر اونجا موندم که دردی نداشتم گیجم بودم نفهمیدم کی زمان گذشت فقط اومدن برا ماساژ شکم اونجا یکم از بی حسی درومده بودم وقتی فشار داد درد داشتم نزاشتم ادامه بده ولی ن زیاد اما اگه بی حس نباشین خب خیلی درد داره واقعا
بعداز اینکه اومدم تو بخش هنوز اونقد درد زیاد نداشتم برام دوتا شیاف زدن خودمم شیاف خریده بودم کم کم از بی حسی درمیومد دردو بیشتر متوجه میشدم با شیاف مثل درد پریودی شدید بود برای من قابل تحمل بود من بیشتر کمر درد اذیتم میکرد چون ثابت خوابیده بودم خشک شده بودم بین۸تا ده ساعت بعداز عمل هم کم کم مایعات خوردم سوپ خوردم و خودم پاشدم راه رفتم و حقیقتا دردناک ترین قسمت همین راه رفتنه واقعا درد داره نیم ساعت قبلش حتما دوتا شیاف بزنین که قابل تحمل تر باشه و اینکه نمیدونم چرا تو اتاق عمل گفتم برام پمپ درد بزنین گفتن نیاز نیس نزدن گفتن برا بیهوشی میزنیم منم گیج بودم اصراری نکردم ولی خب میخاستم پولشو بدم نمیدونم چرا نزدن بنظرم قبل بی حسی زدن بگین بهشون براتون حتما بزنن بعد عمل گیجین نمیفهمین چی میشه
ادامه پارت بعد
مامان صدف👧🧸🍼🍭🐣 مامان صدف👧🧸🍼🍭🐣 ۷ ماهگی
میخوام تجربمو از سزارین بگم
من سزارین شکم اول هستم. رفتم اتاق عمل با اولین بی‌حسی بی حس نشدم اصلا برای دومین بار تزریق کردن بازم آنچنان کامل بیحس نشدم نمیدونم چرا قطعا چیزی مربوط به بدن خودم بود که مقاومت می‌کرد ولی دکترم گفت نمیشه دست نگه داشت منتظر موند باید همکاری کنی بخاطر بچت نه اینکه بگم کامل حس کردم ولی تا حدودی برش ها و درد ناشی از فشار دادن شکم برلی بیرون کشیدن بچه رو متوجه شدم گفت فقط بچه بیرون بیاد اکسیژن بهش برسه یه کاری میکنیم برات همکاری کن در حد چند ثانیه دردو تحمل کردم درش آوردن گفتن بچه رو بهش نشون بدین و بعدش رفتم تو یه خواب عمیق و بیهوشم کرده بودن الباقی که بخیه زدن و اینا بود رو نفهمیدم به هوش که اومدم هیچ اثری از بی حسی تو بدنم نبود و درد داشتم و شکمو فشار دادن درد داشتم در صورتی که بقیه بی حس هستن و درد ندارن ولی منکه بی حسی اوری روم نداشته بود. که پمپ درد گرفتم و یدونه شیاف عالیییی بود بعدش برخلاف بقیه اصلا درد نداشتم و درد در حد خیلی کم بود. در کل راضی ام ولی سوالم اینه من با دو بار آمپول بی حسی به کمر چرا بی حس نشدم🤔
مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 ۴ ماهگی
پارت دو تجربه سز
بهم انتخاب بین بیهوش و بی حس دادن و من نمیدونستم چیکار کنم.. خودشون توصیه به بی حسی کردن و قبول کردم.
اسونترین چیز تو کل اون مدت همون امپول بی حسی بود حتی از رگمم راحت تر زد و اندازه نیش پشه درد نداشت.
بی حس شدم و راحت شدم درد سوندم که دیوونم کرده بود تمام شد درد رگم تمام شد سنگینی شکمم تمام شد و فقط متوجه میشدم دارن شکمم برش میدن و تمام. صدای گریه آراد جان زیبا ترین معجزه اون روز بود. پمپ درد خواستم.
دکتر همچنان تو اتاق بود و رحم و لایه های زیرین رو دوخت ولی برای لایه های پوستی خودش نبود و کار دست تکنسین بود.
حالا منو بردن ریکاوری.. فشار رحمی چیزی یادم نمیاد اصلا ولی خیلی زود رفتم بخش و احتمالا بهم توی بی حسی دادن چون از تخت ها که جابحا میشدم کاملا بی حس بودم ولی خیلی ترسناک بود برام کاش یه فکری میکردن که نخان از تخت اتاق عمل تا بخش اصلا جابجا بشیم
بچه رو گذاشتن بغلم رفتیم بخش و کم کم دردام اومد... پمپ درد تا وقتی بود هیچی نفهمیدم اما همش خوابالود بودم... برا راه رفتن سرم گیج میرفت و ضعف داشتم.شب تا صبحم شیرم کم بود و پسرم مدام گریه میکرد.