به نظرم خواهر شوهرم واسه بچه داری خیلی خوشبحالشه👀 از روزی ک زایمان کرده مادرشوهرم و پدرشوهرم کلا خونشونن چون پاش تو بارداری شکست و عمل کرد نمیتونست بچه رو نگه داره البته الان ک بچش 4 ماهشه خوب شده، ولی همچنان اینا خونشونن، خودشو مادرشوهرم و پدر شوهرم و شوهرش همه به نوبت طول روز بچه رو نگه میدارن، بغل میکنن و اینا حالا من بیچاره 20 روز فقط مامانم پیشم بود بعد رفت، شوهرم ک صبح تا شب سر کار بود آخر شبا هم اکثرا میرفت اضافه کار من تنها از صبح بچه رو بغل کن ،ترو خشک کن، غذا درست کن و... تا شب هلاک میشدم بعدم اعصابم بهم می‌ریخت از فشار بچه داری شما مادرید می‌فهمید دیگه چقد سخته از صبح تا شب دست تنها، از ده شب شروع می‌کردم به خابوندن بچه 3،4 صبح میخوابید چه شبایی ک از درد کمر و تنهایی و تیرکشیدن سینه هام و بی خوابی گریه کردم و قضاوت شدم ک بلد نیستی بچه داری کنی، با اون اوضاع روحی داغون بعد زایمان و افسردگی و هیییییچکس درکم نکرد حتی شوهرم ک ایتقدر بهش اطمینان داشتم درکم میکنه، یکی میخواست خودشو جمع کنه انگار اون زایمان کرده بود 🙂... الان یادم میاد تمام وجودم پر از ناراحتی و غم میشه... شوهرم الان فهمیده تا حدی ک چقدر دست تنها بودم ولی بازم میترسم دیگه از بچه دوم میترسم از تجربه دوباره اون حس های مزخرف... من اون موقع حتی وقت نمیکردم غذا بخورم ک شیر داشته باشم حداقل 😢.... باز خداروشکر الان خواهر شوهرم کمکی داره و اون حس های بد رو تجربه نمیکنه...

۷ پاسخ

خوش ب حالشون من ک راه دور کسی نتونسنت بیاد با خونه مادرشوهرم اینا سه ساعت فاصله مادرشپهرم و خاهر شوهرم اومدن پیشم بمونن دیدم خاهر سوهر با دخترم انگار کل کل هی میگفت چرا کیفم میندازه این ور چرا اینجوری کفتم پا شم همون خونه خودشون سه چهار روز بعد عمل رفتیم وای چشتون روز بد نبینه تو ماشین حالم بد شد تهوع عوق میزدم نمیشد بالا بیاد فشار ب زخمم میومد سوزش دوباره پاهام ورم کرد وحشتناک انگار خون تون نبود نفسم کرفت پاهام داغ داغ کفتم الان میریم حالا وسط جاده تو بیابون خیلی وحشتناک بود دیکه گفتم غلط کنم جایی برم یا بگم کسی بیاد پیشم بمونه .

واقعا بچه داری تا ۶ ماه اول خیلی سخته،خصوصا ۲ـ۳ ماه اول🥴نابود میشی از کم خوابی و کمردرد و درد سینه و خیسی مداوم لباسها و ...
ولی از ۶ ماهگی کم کم فشارش کمتر
و با اینکه خیلی منم بهم سخت گذشت خصوصا چون میگرنی هستم و دیسک کمز دارم،ولی بازم دلم بچه میخواد انقد که شیرینن😍
هرچند الان دیسکم پاره شده و هفته ی آینده عمل دارم و باید یکی پیدا بشه یه ماه برام بچه رو بگیره توی دوره ی نقاهت🥲برام خیلی دعا کنید

درکت میکنم بچه داری یکی از سخترین کارهای دنیاس تمام اینا رو برای من به علاوه دو کن بااین تفاوت که من تا۳ماهگی بچها بامامانم بودم یااون‌اینجا بود یا من اونجا ولی بعدش تنها و بی کس دیگه اسم بارداری و زایمان و بچه داری میاد لرزبه تنم‌میوفته انقدر بدم‌اومده دیگه از همچی

وای خواهر بگم شوهرم چ بلاهایی سرم اورد بچم مریض شد بیمارستان بودم
داستان منو بشنوی میشینی یه ساعت برای من گریه میکنی

منم خيلي تنهايي كشيدم.خوشبحال هركس كه حمايتگر داره واقعا

میفهمم چی میگی ..حق داری ...واقعا سخته ...

منم شبیه توبودم
خیلی برام سخت گذشت خیلی خیلی
منم میترسم حتی میگم اگه باردار شدم سقط میکنم یعنی اونقدر مبترسم
حتی الانم که بزرگ شده باز درد سرش تموم نشده بعضی وقتا دلم میخواد اونقدر بزنم ولی خیلی خودمو کنترل مبکنم
واقعا سخت بود
من بارداری و زایمان راحتی داشتم ولی بعدش به گوه خوردن افتادم😂

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
سلام صبحتون بخیر
خانما من پسرمو دارم از شیر میگیرم
روش تدریجی و شروع کردم . خیلیییی زیاد وابسته سینه بود خواب روز و شبش با اون بود فقط زیر سینه میخوابید
۱۷ روزه شروع کردم، اول ۴ روزصبح از وقتی که بیدار میشد تا ظهر شیر ندادم ( اینم بگم ک دم ب دقیقه میومد شیر میخورد حتی بعد اینکه غذاشو خورده بود)
بعد دوباره ۴ روز از صبح تا ۷. ۸ شب نمیدادم
۴ روز هم از وقتی ک صبحا بیدار میشدتا خواب شب ندادم موقع خواب میخورد تا صبح هر وقت ک دلش بخواد .
اون تایمی ک تایین کرده بودم تموم ک میشد هر وقت شیر میخواست میخورد
بعد الان چند روزی هم هست ک دیگه وقتی میخواد بخوابه نمیزارم زیر سینه بخوابه یا تو تاب یا تو بغل میخوابه بعد شبا ک دو یا سه بار بیدار میشه تو عالم خواب شیر میخوره . امشبم خیلی بهونه و بی قراری کرد تا خوابش ببره یک ساعت پیش هم بیدار شد یزره خورد کشید عقب اما بازم میخواست ندادم ک بخوره تا همین چند دقیقه پیش فقط گریه کرده . حتی اجازه نمیداد بغلش کنم یا بهش دست بزنم بدتر جیغ میزد اجازه نداد بزارمش تو تاب براش شیر پاستوریزه و اب اوردم هیچکدومو نخورد میگفت دراز بکش پیشم شیرخودتو بخورم . خیلی ناراحت میشم براش خیلی مظلوم گریه میکنه
راهکاری دارید چیکار کنم ک یادش بره ؟
جیگرم کباب میشه براش اما کلی اذیت شدیم هردو نمیخوام زحمتامون ب باد بره
شیر خشک
فرزند پروری
پوشک
رفلاکس
کولیک
عکس برا الان نیست الان زمین خوابیده