خوش ب حالشون من ک راه دور کسی نتونسنت بیاد با خونه مادرشوهرم اینا سه ساعت فاصله مادرشپهرم و خاهر شوهرم اومدن پیشم بمونن دیدم خاهر سوهر با دخترم انگار کل کل هی میگفت چرا کیفم میندازه این ور چرا اینجوری کفتم پا شم همون خونه خودشون سه چهار روز بعد عمل رفتیم وای چشتون روز بد نبینه تو ماشین حالم بد شد تهوع عوق میزدم نمیشد بالا بیاد فشار ب زخمم میومد سوزش دوباره پاهام ورم کرد وحشتناک انگار خون تون نبود نفسم کرفت پاهام داغ داغ کفتم الان میریم حالا وسط جاده تو بیابون خیلی وحشتناک بود دیکه گفتم غلط کنم جایی برم یا بگم کسی بیاد پیشم بمونه .
واقعا بچه داری تا ۶ ماه اول خیلی سخته،خصوصا ۲ـ۳ ماه اول🥴نابود میشی از کم خوابی و کمردرد و درد سینه و خیسی مداوم لباسها و ...
ولی از ۶ ماهگی کم کم فشارش کمتر
و با اینکه خیلی منم بهم سخت گذشت خصوصا چون میگرنی هستم و دیسک کمز دارم،ولی بازم دلم بچه میخواد انقد که شیرینن😍
هرچند الان دیسکم پاره شده و هفته ی آینده عمل دارم و باید یکی پیدا بشه یه ماه برام بچه رو بگیره توی دوره ی نقاهت🥲برام خیلی دعا کنید
درکت میکنم بچه داری یکی از سخترین کارهای دنیاس تمام اینا رو برای من به علاوه دو کن بااین تفاوت که من تا۳ماهگی بچها بامامانم بودم یااوناینجا بود یا من اونجا ولی بعدش تنها و بی کس دیگه اسم بارداری و زایمان و بچه داری میاد لرزبه تنممیوفته انقدر بدماومده دیگه از همچی
وای خواهر بگم شوهرم چ بلاهایی سرم اورد بچم مریض شد بیمارستان بودم
داستان منو بشنوی میشینی یه ساعت برای من گریه میکنی
منم خيلي تنهايي كشيدم.خوشبحال هركس كه حمايتگر داره واقعا
میفهمم چی میگی ..حق داری ...واقعا سخته ...
منم شبیه توبودم
خیلی برام سخت گذشت خیلی خیلی
منم میترسم حتی میگم اگه باردار شدم سقط میکنم یعنی اونقدر مبترسم
حتی الانم که بزرگ شده باز درد سرش تموم نشده بعضی وقتا دلم میخواد اونقدر بزنم ولی خیلی خودمو کنترل مبکنم
واقعا سخت بود
من بارداری و زایمان راحتی داشتم ولی بعدش به گوه خوردن افتادم😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.