سلام مامانای عزیز تجربه من از زایمان طبیعی
البته من 3ونیم سال پیش تجربه زایمان طبیعی رو داشتم و یکم استرس داشتم🥹 😅
من از هفته پیش یه دردای ریزی داشتم و رفتم معاینه گفت 1سانت رو به 2سانت کش هستی با دهانه نرم وسربچه تو لگن
من از 34هفته دیگ شروع به نپتون کشیدن به ربع بیست دقیقه راه رفتن ملایم و حرکات مثل پروانه و تو حموم اسکات و قر کمر رفتن رو شروع کرده بودم ولی با تایم و تعداد کم از 36هفته هم شروع کردم به گذاشتن گل مغربی که حتما بهتون توصیه میکنم استفاده کنید چون بی ضرر هست و عالی اول شبی یکی و یکی هم میخوردم ولی وقتی دردام بیشتر شد رفتم گفت نه برات یه دونه کمه از این به بعد دوتا بزار منم شروع کردم به دوتا شیاف گل مغربی سوراخ کردن و گذاشتن رابطه ام معمولی ولی بیشتر ببخشید حالت داگی و چند دقیقه تو بدنم نگه می‌داشتم بعد میرفتم میشستم پیاده روی شد روزی 1ساعت و پله زیاد نرید چون واقعا خسته میشد من در حد 5تا رفت و آمد 12 تا پله رو بالا پایین میکردم

۶ پاسخ

ایی من بارداری اولمم حالت داگی بودم که بعدش زایمان کردم عجب حالتیه خدایی😅😅😅

عزیزم منکه رفتم دکتر معاینه کرد گفت برو هر وقت دردات ب ۲ یا ۳ دقیقه رسید بیا از صبح نمیدونم از تاثیر معاینه هست اینقد و کمرم لگنم زیر دلم درد داره نمیدونم چیکار کنم دردام شروع بشه و

کپسول گل مغربی دوز ۵۰۰ یا ۱۰۰۰?!

حالا زیمان کردی؟

چند ساعت طول کشید زایمانت

خب بقیه اش؟

سوال های مرتبط

مامان جوجو ممد❤️ مامان جوجو ممد❤️ ۴ ماهگی
پارت دوم از تجربه زایمان طبیعی😍😍😍
خلااااااصه.... یه هفته اینکارو کردم دوباره رفتم معاینه یعنی هفته ۳۹ گفت رحمت نرم شده اما دهانه رحم نرم نشده اعصابم خورد شد شروع کردم به ورزش شدید لگنی پله هارو دوتا یکی میکردم و میرفتم بالا🤦‍♀️ روی پله سومی می ایستادم به حالت کج اسکات لگن میزدم حرکات اردکی میرفتم و بیشتر از همه روی توپ خیلییییییی مانور میدادم که یکیش چرخش لگن بود جوری که سرتون و سینه هاتون تکون نخوره فقط و فقطططط لگن تکون بخوره یکی دیگه چرخش لگن به جلو بود که واقعا عالیه و یکی دیگش گهواره لگن همه اینا با پای تا اخر باز روی توپ پیلاتس انجام می‌دادم و دست اخر میرفتم حمام یه تشت خیلی بزرگ برمیداشتم توش از اب داغ حمام میریختم و می‌نشستم توش و دوش هم رو سرم باز میکردم و کارای حمامم رو میکردم اینجوری فوق العاده دهانه رحمم رو تحریک کردم بعد زیر دوش دوتا نقطه توی کمر که گودی بالای باسن هست رو یه چند دقیقه مالش میدادم بخدا قسم توی یک هفته تونستم با این کار دهانه رحمم رو یکسانت باز کنم هفته ۴۰ بودم که لک بزرگ خونی دیدم و دردام شروع شد و رفتم بیمارستان تا معاینه کرد گفت بله باید بستری بشی چون....ادامه اش توی پارت بعدی
مامان ویدا و ویهان مامان ویدا و ویهان ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی خلاصه مینویسم
از از شیش ماه به بعد در روز نیم ساعت پیاده روی داشتم از هفته ۳۴ روزی چهل دقیقه پیاده روی داشتم و ورزش انجام می‌دادم ولی تعداد هر حرکت کم تر از هفته ۳۶ به بعدی روزی یک ساعت نیم تا دوساعت پیاده روی ورزش روزی چهل دقیقه حدود ده تا حرکت های مختلف تعداد بالا ۵۰ تا ۱۰۰ از شروع هفته ۳۷ استفاده کپسول گل مغربی یکی ظهر یکی شب هفته ۳۷ یک روز از ظهر درد واژن کمر داشتم بیخالش شدم خوابیدم چن بار تو خواب بیدار میشدم باز میخوابیدم تو خواب عرق کرده بودم وقتی بیدار شدم عصرش یکم کار های خونه انجام دادم بعدش ورزش پیاده روی و دردام بیشتر شد رفتم دوش گرفتم تو آب گرم نشستم کمرم گرفتم زیر آب گرم ماساژ دادم اسکات زدم و آماده شدم تا بریم بیمارستان رفتم سرویس افتادم رو خونریزی نوار گذاشتم رفتیم مسیر ما تا بیمارستان سه ساعت راه بود که همون شب باران شدیدی هم بود دردام تو ماشین می‌گرفت ول می کرد اولش کم بود با تنفس کنترل میکردم شدید هم که میشد ناله های بلند میکردم تا رسیدم بیمارستان شد ساعت ۱۰ تا رفتم اورژانس معاینه شدم و بعدش زایشگاه هشت سانت دهانه رحمم باز شده بود روی تخت شروع کردم برا ورزش حالت راه رفتن چمپاته ولی لگنم چرخش میدادم دیگه آمدن بردنم اتاق زایمان دیگه کامل سر بچم حس میکردم پاهام جمع کردم تو شکم چن تا زور محکم زدم بچم به دنیا آمد ساعت ۱۱ زایمان کردم بخیه داخل نمیدونم چقدر بود ولی بیرون پنج تا خوردم زایمانم بیمارستان حافظ بودم ولی اصلا راضی نبودم زایمان اولم شوشتری بودم عالی بود
مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم