#تجربه_زایمان #پارت۵آخر
.
خلاصه که احساس ادرار و مدفوع شدیییید داشتم اومدن معاینه کردنو رفتیم روی تخت زایمان.... نسبت به زایمان اول بیشتر زور زدم، میگفت بچه و‌ جفت بالا بودن... بنظرم مدفوع هم کردم که به روی خودم نیاوردم 😑😑😑 البته بهم گفته بود طبیعیه...
تا اینکه بالاخره بچه دنیا اومد و درد بخیه و... بود اما وقتی با درد قبل مقایسه میکردی انگار هییییچی نبوووود😅
.
من مامای همراهم از پرسنل زایشگاه بود، بنظرم شما هم بگیرید، کسی باشه حداقل چند نفر ازش رضایت داشته باشن کافیه، کار خاصی هم نمیکنه همین که کنارته کافیه
.
واقعا هر دو نوع زایمان سختی های خودشو داره، هرکس با توجه به شرایطش انتخاب میکنه... اما قبلش حتما تحقیق کنید...و‌ مطمئن باشید اگه طبیعی انتخاب کنید خدا توانش رو بهتون میده...
مثلا بی حسی اپیدوال و اسپاینال هم هست که میگن خییلی خوبه، من با توجه به شرایطم تجربشو نداشتم، اما شما بپرسید...
از خدا میخوام چه طبیعی چه سزارینی ها همه به سلامتی زایمان کنن و زایمان براشون راحت باشه 🤲

تصویر
۵ پاسخ

بچتون چند کیلو بود؟؟

ماماهمراه از زایشگاه بیمارستان گرفتی هزینش چقد شد
خوبه بگیرم؟ دودلم

عزیزم مبارک باشه
تو هفته چند زایمان کردید ؟ چقدر ورزش و پیاده روی داشتین روزانه ؟

عزیزم چند روز قبل زایمان هم درد دلپیچه و حس مدفوع داشتی ؟
من اینطوریم حس مدفوع دارم ولی هیچی نیست حس میکنم یبوستم ولی خوب نیستم و هیچی نیس دلپیچه هم میگیریم

مرسی عزیزم... تبریک میگم... انشاالله که از این به بعدش هم عالی باشه برات

سوال های مرتبط

مامان گل پسرم 💙 مامان گل پسرم 💙 ۱ ماهگی
سلام خانومای گل منم بالاخره هفته پیش زایمان کردم و خداروشکر پسرم کنارمه😍 هربار میبینمش با عشق به خودم میگم دیدنِ بچه هامون ارزش سختی هایی که تو دوران بارداری و حتی زایمان میکشیم رو داره❤️ موقع زایمان و حتی الان هر لحظه که پسرمو میبینم دعا میکنم همه به این آرزوشون برسن 🥹❤️

درمورد زایمان هم بگم من زایمانم طبیعی بود و ماما همراه گرفتم که راضی بودم اگه تجربه بچه اولتون هست حتمااااا ماماهمراه بگیرید و اینکه یبوست اصلا نداشته باشید من کلا همیشه چه قبل بارداری چه تو بارداری یبوست داشتم و بعد زایمان برای دفع اذیت شدم.
درد زایمان طبیعی هم برای من اولش کاملا قابل تحمل بود آمپول فشار هم بهم زدن چون ۴۰ هفته تکمیل شده بودم دردای آخرش که فول بودم خیلی سخت بود ولی اینجوریه که با راهنمایی ماما زور که میزنی یهو تو یه لحظه میبینی تو دلت خالی و سبک میشه و بچه ت رو میزارن رو سینه و تو فقط گریه میکنی از شوق که دیگه اصلا دردات برات مهم نیست 😭❤️

درکل بخوام بگم هردو زایمان مطمئن باشید سختی ها و عوارض و درد خودش رو داره اما حرف اینایی که تو گهواره خیلی با اطمینان میان میگن زایمان فقط سزارین یا فقط طبیعی رو اصلا باور نکنید هیچوقت اینجوری نیست هرکس با توجه شرایط و بدن خودش و تحقیق باید نوع زایمانش رو انتخاب کنه من خودم با توجه به شناختی که از خودم دارم اگر بازم بچه بخوام بیارم انتخابم طبیعی فقط برا بعدی ورزش هامو از خیلی زودتر شروع میکنم.
اینم تجربیات من ☺️
مامان کارن💙 مامان کارن💙 ۱۵ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی 👇👇
مامانای گل
الان ۱۱ روز از زایمان من میگذره و اگر بخوام از تجربه ام بگم ؛ باید بگم اگر برگردم عقب باز هم طبیعی انتخاب می کنم . من آخرای ۳۷ هفته بودم که زایمان کردم و از هفته ۳۵ ؛ ورزش ها و پیاده روی رو شروع کردم (پیاده روی به صورت منظم خیلی کمک میکنه توی روند زایمان)
من زایمان طبیعی بدون اپیدورال و گاز و.‌.. انجام دادم ؛ من ترجیح دادم بدون بی حسی زایمان کنم البته با توجه به بدن و شرایط تحمل هر فردی هم بستگی داره ، مسلما دردهای خودش رو داره بدون بی حسی . در روند زایمانتون اصلا سعی کنید جیغ نزنید و طبق کارهایی که دکترتون میگه پیش برید تا براتون راحت تر بگذره . و سعی کنید با تنفس عمیق دردهاتون کنترل کنید ، برای طبیعی اگر بیمارستانی که میرید اجازه بدند همسرتون هم میتونه در کل تایم زایمان کنارتون باشه . پیشنهاد میکنم مامای همراه حتما داشته باشید خیلی بهتون کمک میکنه . ورزش هایی که دکتر برای قبل از زایمان بهتون میده رو انجام بدید . (پیاده روی کنید ، اسکات بزنید به صورت نیمه ، دوش آب گرم ، پله بالا رفتن، تمرینات کششی ، تمرین های روی توپ ، داخل آب شنا اگر شرایطش دارید و تمرینات برای لگن ) این ها خیلی بهتون کمک میکنه برای بهتر شدن روند زایمان .
باز هم اگر سوالی هست بپرسید عزیزان اگر چیزی جا انداخته ام بگم😊🙏🏻
مامان پناه💕 مامان پناه💕 ۴ ماهگی
تجربه‌زایمان طبیعی۳
داخل اتاق زایمان بردنم روی تخت عجیب😂من بخاطر اینکه اپیدورال زدم درد نداشتم و زور بهم نمیومد که بخوام زور بزنم،ماما پاهامو تو شکمم جمع کرده بود و به شکمم دست میزد موقعی که انقباض داشتم میگفت زور بده که زور میزدم، از اونطرف میترسیدم که مدفوع کنم ولی میگفتن که اشکال نداره باید زور بزنی باید مدفوع کنی که من زور زدم،
از طرفی بخاطر بند ناف باید سریعتر بچه دنیا میومد ، ماما شدید شکممو فشاد میداد که بچه دربیاد اما دردی حس نمیکردم،بعد زایمان روی شکمم کبود بود و الان قفسه سینم درد میکنه نمیدونم بخاطر اونه یا چی
خلاصه بعد چند تا زور بچه به دنیا اومد😍بخیه هم ۵ ۶ تا داخلی خوردم ۸ تا بیرونی، بعد زایمان دکتر بهم‌گفت که بند ناف خیلی محکم دور گردن بچه بوده و ضربانش بالا بوده میخواستن سزایرینت کنن من نذاشتم
در ضمن همونطور که گفتم کسی که زایمانمو گرفت یه مامای باتجربه ست و من هزینه زایمان و ماما همراهو براشون واریز کردم،قرار بود از ۴ سانت بالا سرم باشن ولی بخاطر شرایطم از ۲ سانت اومدن
مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت آخر:

بعد از اینکه ساعت ۶ مامای همراه اومد و ورزش هارو باهم شروع کردیم اومدن برای بی حسی ازم سوال کردن چون من قبلش گفته بودم بهشون که بی حسی اپیدورال می‌خوام کلی در موردش تحقیق کرده بودم
من آنقدر درد داشتم که گفتم هرچیزی که خوبه و بیشتر بی حس می‌کنه همونو می‌خوام دیگه نمی‌تونستم حرف بزنم فقط داد میزدم
هم گاز اندوکس آوردن واسم هم بی حسی زدن
ولی دریغ از ذره ای تاثیر اصلا دردامو کم نکرد
ساعت ۹ مامای همراهم گفت من دارم سر بچه رو می بینم زنگ بزنین دکترش بیاد.
دکتر اومد و منو سریع با ویلچر بردن روی تخت زایشگاه گذاشتن و بعد از ده دقیقه من زایمان کردم
بی حسی تازه اونجا تاثیرشو گذاشته بود که دکتر داشت بخیه میزد من چشام بسته شد ولی صداهارو خیلی گنگ می‌فهمیدم
خلاصه اینکه توصیه من به شما به عنوان کسی که ۷ ساعت تمام درد کشیده مامای همراه هست
واقعا مامای همراه داشتن از دکتر خوب داشتن بنظرم تاثیرش بیشتره
ولی شیرینی این زایمان سخت وقتیه که بچه تو میذارن روی سینه ات و تو میگی همه دردهایی که کشیدی فدای یه تار موی بچه ات...
ایشالا خدا قسمت کنه همه ارزومندا با این صحنه رو به رو بشن