خانوما می‌خوام تجربه زایمان سزارین خودم رو براتون تعریف کنم 😊

باید ناشتا باشی ولی من صبح قبل رفتن آبمیوه خوردم . بعد از انجام کار ها و بستری شدن برام سرم وصل کردن فشار و سونو و نوار قلب همه چی گرفتن بعد اومدن برام سوند گذاشتند که من یکم اذیت شدم بعد اومدن بردند اتاق عمل چند تا سوال پرسیدن بعد یک دکتر مرد اومد برام آمپول بی حسی زد . من از بی حسی خوشم نیومد پیشنهاد میکنم بیهوشی انتخاب کنید چون بی حسی روی نخاع تاثیر می‌ذاره من شونه هام از اون موقع درد می‌کنه یعنی درد شونه هام از درد بخیه اینا بیشتر بود دوبار فقط به خاطر شونه هام شیاف گذاشتم . و افرادی که فوبیا جای تنگ و اینا دارن اصلااااا بیحسی نکنید من فوبیا چون داشتم و پاهام که بی حس شد و دست ها هم که می‌بندم به تخت من خیلی اذیت شدم و بهم آرامبخش زدن که یکم خوابیدم . بعد که آوردن توی بخش گفتن تا ۳ ساعت دیگه بی حسی می‌ره و کم کم تکون بخور و گفتن خودتو به پهلو پهلو کن . گفتن هر چقدر تکون نخوری برای خودت سخت تره منم تکون می‌خوردم یکم درد داشت ولی زیاد نه
پیشنهاد میکنم حتما تکون بخورین چون من الان خیلی راحت می‌شینم پا میشم همه کار میکنم
نسکافه هم زیاد بخورین

۹ پاسخ

درد شونه ها احتمالا بخاطر اینه که بعد عمل زیاد نشستید موقع شیردهی و..

عزیزم شما برا سزارین نامه داشتین؟ کدوم بیمارستان و کدوم دکتر ؟ سزارین اختیاری بودین یا اجباری؟

ممنون از تجربت🙏🌹❤️

مبارکه به سلامتی

منم صب زایمان میکنم
ولی تنقد دلم گرفته هیچ حس و هیجانی ندارم
💔❤️‍🩹

به سلامتی عزیزم

پس در کل اونقدری که فکرشو میکنم وحشتناک نیست نه؟؟

شماهم اولش اوکی بودید بعد حس کردید ی جورابی تو‌کمایید؟

به سلامتییی الان خوبی؟ بخیه هات چطوره

سوال های مرتبط

مامان آقا یونا مامان آقا یونا ۶ ماهگی
سریع حاضرم کردن برای سزارین سوند زدن درد و سوزش نداشت فقط من یکم حس ادرار داشتم که اولش طبیعی هست با برانکارد بردن اتاق عمل اونجا اولش یکم باهام حرف زدن بعد دکتر بیهوشی اومد ازم یکسری سوال پرسیدو گفت مریض کدوم دکتری و گفتم بعد بهم پوزیشن بی حسی موضعی زدن از سوزن بی حسی بگم که یکم درد داشت ولی همون یکی دو شب اول حسش میکردم الان نه
بعد ازم پرسید پاهات تا کجا.بی حس میشه بهم گفت همه چیز حس می‌کنه ولی درد نداری......
بعد بی حسی و زدن پرده سبز دکترا باهام صحبت میکردم به ده دقیقه نکشید آقا یونا بدنیا اومد منو بردن ریکاوری بعدش ای سیو پسرمم بردن بخش و بعداز بخش ان آی سیو.....
بعد از سزارین من بیست و چهار ساعت نباید از جام بلند میشدم بخاطر داروی سولفاتی که میگرفتم ولی بعدش خیلی درد داشتم برای بلند شدن بهم مورفین و کیوتین و سه تا شیاف استامینوفن زدن که میدونستم اینا زدن برای مسکن ولی چون کسی و اجازه همراه ندادن باهام خودم راه رفتم خیلی اذیت شدم ولی بخیه های خوبی زدن برام ..... درد هنوز دارم .....
مامان جوجه هلیا🐣 مامان جوجه هلیا🐣 ۹ ماهگی
تجربه سزارین سوم

سلام خانما من هم اومدم تجربه سزارین سوم بگم
رفته بودم پیش دکتر بهم نامه بستری داد برای شش آذر عمل کنم که من ساعت دو شب یکم آذر دردم گرفت تا صبح صبر کردم ساعت ۷ رفتم بیمارستان نوار قلب بچه رو گرفتن و گفتن انقباض داری باید الان عمل بشی ، منم اینقدر اذیت بودم خوشحال شدم که زودتر قراره زایمان کنم ،
بهم انژوکت و سوند وصل کردن که بر خلاف حرف بعضیا ک میگن خیلی درد داره ،اصلا اینجوری نبود فقط یکم سوزش داشت و زود تموم شد ازم چندتا آزمایش گرفتن و تا جوابش اومد ساعت شد ۱۱ ، ساعت ۱۱ منو بردن اتاق عمل ، اومدن بی حسی بزنن، درد داشت ولی قابل تحمل بود ، یه ربع بیست دقیقه زمان برد تا بچم دنیا اومد ،خیلی حس خوبی بود تمام درد ها یادم رفت ،،،،، ساعت دو منو بردن بخش ، امام اکسیژن بچه یکم کم بود یه دو سه ساعت نگه داشتن و بعد آوردن پیشم ،کم کم بی حسی ها رفت و درد هام شروع شد که پرستارم بهم مسکن زد و شیاف داد آروم شدم , من استرس راه رفتن بعد عمل داشتم خیلی میترسیدم که یه جا خونده بودم شکم بند بعد از سزارین خیلی کمک می‌کنه شوهرم واسم خرید و من شکم بند بستم موقع اولین راه رفتن واقعا برام معجزه کرد ،خیلی راحت بودم اصلا اذیت نشدم بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخرید ،
سر دو زایمان قبلی شکم بند نداشتم خیلی اذیت شدم ، یک شب بیمارستان بودم فرداش مرخص شدم ،
مامان دلارا🫀 مامان دلارا🫀 ۶ ماهگی
🌹 پارت پنجم سزارین🌹
تا نزدیک ساعت ۱ بخیه زدن و ماساژ رحمی تو همون بیحسی بهم دادن ، بردنم ریکاوری ، خداروشکر حالم خوب بود چون هنوز بی حس بودم ، اوردنم بخش بعد از ۲۰ دقیقه دخملمم اوردن ، از دو روز قبل عمل سینم ترشح داشت بقولی آغوز ،
گفتن دخملتو لخت لخت کن فقط پوشک و بنداز رو‌سینت لخت باشین
مامانم همراهم بود کمک کرد و گذاشتش رو سینم ولی نتونستم شیر بدم ، همون آغوز رو هی فشار دادم با قاشق دادم خورد ،
کم کم بی حسی داشت میرفت دوتا شیاف آوردن بذارم خودم نمیتونستمم مامانمم نمیتونست برام بذاره خدمه هم نذاشتن خیلی سخت بود بی حسی داشت میرفت تکون نمیتونستم بخورم ، یه ماما بود خدا خیرش بده اومد برام مخدر زد بهتر شدم ، هی تلاش کردم انگشتای پامو تکون بدم تا بی حسی زودتر بره ، تا اینکه بی حسی یکم دیگه رفت و خودم به سختی با درد زیاد شیاف گذاشتم دوتا ،
۹ شب اومدن سوند رو دراوردن که این یکم درد داشت یه مکش بدی تو مثانم حس کردم و در اوردش.گفتن میتونی غذا بخوری راه بری ، ولی درد زیاد بود نشستن سخت بود .موقع درد فقط نفس عمیق کشیدم