۹ پاسخ

عزیزم دخالت توی تربیت بچه واقعاً آدمو کلافه می‌کنه. به نظرم همسرتون باید محترمانه ولی قاطع با پدرشون صحبت کنه که بعضی تصمیم‌ها مثل خوراک و تربیت بچه فقط با پدر و مادرشه. امیدوارم کم‌کم حد و مرزها رو رعایت کنن.

خونواده شوهر همیشه رو مخن مادرشوهر نباشه پدر شوهر

لینجوریشو نشنیده بودم بیچاره همیشه اسم مادرشوهرا بد در رفته

پدرشوهرم فک کنم انیسا یازده ماهه بود دیدش تا الانم نیومده ببینش

عزیزم اینکه دخالت نیس
حالا یکم نوشابه خورده مشکلی نیس

برا آینده هم یبار در حضور خودت باهم سه تایی برید بیرون بعد بده بهش
بدشو که نمیخواد، نوه اشه

حیف اسم آدم. رو پدرشوهر من
البته مادرشوهرم ازون بدتر هردو دخالت کن
سر اونا الان اصلا اعصابم نمیکشه

خدا بهت صبر بده عزیزم
چه خاله زنکه😐

دقیقا همین مشکلو منم دارم
به هانا میخواست بده یبار خیلی بد حرف زدم دیگ نداد ولی همیشه سعی داره هرچی اشغاله بکنه تو حلق بچه حالا کی نوشتیم بده خدا میدونه

پدرشوهر منم اوایل ازدواجمون با لاک زدنم مشکل داش
ولی من اهمیت ندادم زدم و عادی شده براشون🙃🫠

سوال های مرتبط

مامان شاهانم مامان شاهانم ۲ سالگی
مامان فرحنازجون🥰😘 مامان فرحنازجون🥰😘 ۲ سالگی
پوشک نی نی بچه نوزاد شیرخشک واکسن فرزندپروری

یعنی به خدا دیگه بریدم چقد دارم سختی میکشم ای کاش بیاد مو.......... شک بیفته رو سرم مادر شوهرم کارش شده فقط استرس واسترس دادن به همه اعضای خونه با خوانواده شوهرم زندگی میکنم یعنی هروز فقط این حرفشه که مارو میزنن مارو میزنن چون دکل پیشمونه بعد همه میگه شماها فامیلتون یعنی فامیلای من وپدر شوهرم چون از یک فامیلیم میگه سنگ دل هستید نمیترسید من برا بچه هام میترسم اخه انگار فقط خودش بچه داره ما هم استرس داریم ولی سعی میکنیم ارامشمونو حفظ کنیم خودش کارش شده فقط گریه جیغ زدن ومریض تازه تو افطاری بهش گفتم چرا همش فال های بد میکنی مارو میزنن از بس میگی الان میزنن پرید رو صورتم شروع کرد جیغ زدن من کسی به حرفم گوش نمیده چرا اینجور جوابم میدی کسی بهم احترام نمیزاره من خسته شدم نمیدونم چی من برا بچه هام میترسم منو بچه هام کسی حق نداره دخالت کنه اخه یبار بزار بهم حرفی بگه می خوام بپرم رو صورتش بهش بگم که منو شوهرم کسی دخالت نکنه😒
خب شوهرم سرکاره بنظرتون زنگش بزنم بهش بگم این دعوامون شد اخه چون واقعا دیگه نمیکشم 😔💔
سزارین بچه نینی زایمان سنو گرافی بچه کودک کودک فرزند پروری شیر خشک شیشه شیر پستونک
مامان گل دختر مامان گل دختر ۴ ماهگی
مامانا امروز پسرم مریض شده بود تب داشت از شانسم شوهرمم خونه بود امروز. حالا اول گفتم بچه رو ببریم دکتر گفت هم بچه مریض میشه که دکتر نمیبرن اگه خوب نشد فردا ببریم. یکم گذشت پسرم گریه میکرد هی میگفت ای دستم ای پام درد . همینطور اشک می‌ریخت حالا من ترسیدم گفتم بچه چیکار شده بیا بریم دکتر رفتیم دکتر ، فقط استامینوفن و پلارژین داد گفت ویروس سبک گرفته. حالا اومدیم بیرون شوهرم اینقدر به من غر زد که چرا هر چی میشه میگی بریم دکتر همین استامینوفن رو که تو خونه خودت بهش دادی دیگه الان اومدیم دکتر چی شد مثلا بعد اینا به کنار
به من میگه تو با این پسر مثل دخترا رفتار کردی این لوس شده یکم مریض شده ببین چه گریه ای میکنه. دکتر میخواد معاینه کنه یه جوری گریع می‌کنه انگار میخوان چیکارش کنن. گفتم خب بچه است دیگه میگه نه همه بچه‌ها اینطوری نیستن تو اینو لوس کردی هی به خودت از اول چسبوندی این اگه نازکش نداشت اینقدر ناز نمی‌کرد اینقدر از این حرفاش به دلم میاد
میدونین مادرشوهر من خیلی زن خوبیه ولی اصلا محبت نمیکنه نه به بچه‌هاش نه به نوه‌اش اصلا بچه منو بغل نمی‌کنه نمی‌بوسه. حتی یک بار از دهنش عزیزم و قربونت برم نشنیدم به بچه‌هاش یا نوه‌اش بگه کلا یخه اخلاقشه بعد شوهرم فکر می‌کنه منم باید با بچه یخ باشم ولی من پسرمو هر روز صد بار می‌بوسم و بغل می‌کنم و قربون صدقه میرم این اختلاف اذیتم می‌کنه
مامان عزیزکم💙 مامان عزیزکم💙 ۲ سالگی
واقعا چرا مادربزرگا اینطورین😐😐
من همه تلاشمو تا حالا کردم که برای پسرم بهترین مادر باشم بعدبدنیا اومدنش سرکار نرفتم همه وقتمو همه زندگیمو براش گذاشتم تا حالا حتی یکساعت هم به کسی نسپردمش حتی کارای ارایشگاهمم دوستم میاد خونه برام انجام میده ولی مادرم معتقده من بچه داری بلد نیستم 😐😐😐😐اصلا به بچه نمیرسم بهش غذا نمیدم درصورتیکه من خونه زندگیمو ول کردم، مدام درحال پخت و پز غذا برای پسرمم ، میان وعده و بازی و شستن و پاک کردن اصلا غذای مونده تا حالا بهش ندادم آنقدر با صبر و حوصله کاراشو میکنم عشق میکنم ولی همین که مامانم یه جمله میگه انگار خستگی به تنم میمونه درحالی که وزن پسرم ۱۴۵۰۰ قدش ۹۱ دندوناشو روزی دوبار مسواک میزنم صحیح و سالمه آنقدر باهاش حرف زدم و کتاب خوندم جمله میگه همه کلمات رو میگه ولی مادرم معتقده پسرم لاغر و ریزه میزست🥲🥲دوبار عصری اومده پسرمو ببینه پسرم خواب بوده امروز میه این بچه مدام خوابه من ندیدم تاحالا یه بار بهش غذا بدی بچه رو گرسنه چطور میخوابونی😐😐 ادامه تو تاپیک

#فرزند پروری
از شیر گرفتن
دخالت دیگران در بزرگ‌کردن بچه
مامان دلبرک مامان دلبرک ۲ سالگی
چند باره میام یکم تاپیک بزارم خانمی نمیزاره و رشته کلامو از دستم درمیاره😅
ولی اینبار اومدم یکم نق بزنم جهت خالی شدن ذهن و افکار
اقا من نمی‌دونم چرا انقد از رفتارای برادرشوهر کوچیکم حالم بهم میخوره😑
۱۴ سالشه ولی خیلی کاراش رو مخه، انگار بچه مونده
من حس میکنم این بشر ADHD داره و بهش رسیدگی نکردن
نمیدونم انگار یه شاخه‌هایی از اوتیسم تو رفتارش هست
بنظر شماها یا کسایی که پسرای همسن این دارن رفتارای یه پسر تو این سن چجوریه؟ نباید یکم آقا شده باشن؟
این هنوز عین بچه‌ها وسط حرف بزرگترا مثلا شونصد بار طرفو صدا میزنه تا جوابشو ندن ولکن نیست بعد یه حرف مزخرف میزنه
یا مثلا هنوز شلوارشو دم در میزاره میره دسشویی
اصلا غذا نمیخوره
یسره گوشی دستشه و فیلم میبینه و گاهی حتی یسره میچرخه و حرف میزنه همزمان یا کلا میره تو اتاق قایم میشه اصلا نمیشنوه
یا داره درس میخونه مثلا کتاب و میاره میاد تو جمع به همه کسی و همه حرفی حواسش هست غیر درسش
از رفتارش با دخترم اعصابم به هم میذیزه حالا بعد باز میام میگم