۲۵ پاسخ

تو خیلی صبوری من بودم میدادمش پست چی ببرش😐

وای خدا ازین لحظات سمی که آدم میخواد سرش رو بکوبه تو دیوار🫠😭🤣

فدای سرت عزیزم در عوض روسریت خیلی قشنگه

افرین به کنترلت

ای وای من
چه صبری داری
من ازت یاد میگیرم

واااقعا سخته توگرما 🥲🥲🥲

حالاخوبه همگی باهمین اگه هیراد بالا بود چی مثلا خواب بود میگفتی میری یه لحظه میای مهرادم پیشش بود بعدیهو مهراد میومد 🙄😬

الهی قربونش بچم🥺
تاپیک قبلی گفتی پشت در موندیم دلم پیشتون بود تو این گرما
عزیزم🫂

بازم خوبه با تیپ شلوار گل‌گلی و... نرفتی جلوی در😅

من اولش غر میزنم یهو مغزم میزنه تو سرم خب که چی با صدات سرمون رفت😅🤣
حالا خداروشکر لباست خوبه من با چادرنماز و شلوارک بودم😶‍🌫️

وای الهی فداش بگردم خودشم پشیمونه فدا سر خوشگلیاتون براتون خاطره شده

هیراد چی🥲

بگردم برای چه ه نادم و پشیمونش

فاطمه من امروز سر اینکه کار برگ آماده کردم و ایلیا بی توجه انجام میداد داشتم جامه می دریدم🤣 گفتم اصلا دیگه این کارا باهات انجام نمیدم و همزمان ک این مدلی در و گوهر فشانی میکردم صدای درونم میگفت تموم کن زن سر لج گرفتی با بچه ۴ سال و نیمه🥴🥴🥴
بعدم طفل معصوم کوتاه اومد و آروم شد جو🫤🫤

دیگه فکر نکن خودت چالشی شدیا من رد داده مغزم🤣

صبوریتون منو یاد خواهرشوهرم میندازه اونم دو تا پسر داره از بچگی همینجور ادامه داده تاالان ک ماشالله پسراش نوجوون شدن هنوزم همونقد طاقت داره برعکس من😕

واسه من هم پیش اومده چند روز پیش پسر همسایمون اومد کلید بالا پشت بوم رو بگیره ساعت ده ونیم صبح دخترم خواب بود رفتم بیرون دره بسته شد بعد همسایمون اومد باز کرد خیر ببینه

خداروشکر گوشیتو برداشتی 🤣

کلید ببر همیشه منم ی بار پشت در موندم ولی باد زد بسته شد
پیچ گوشتی بگیر اگه ضد سرقت نی باز‌کن خودت
یا با کارت بانکی یا بطری نوشابه

آره دیگه بالاخره پیش میاد من یه کلید بیرون‌جا ساز کردم عقل جن هم نمی‌رسه🤣چون ما شهر غریب هستیم و هیچکس رو نداریم گذاشتم

🥲چه مامان خوبی هستی که خودت کنترل کردی

منم اینجور شد این ماه خداروشکر درو قفل نکرده بودم خواهر زادم اومد رفت از لای نرده درو باز کرد

من دیروز از در رفتم بیرون درختهای جلو در آب بدم در بسته شد آیفون خاموش
گوشی نداشتم🤣

البته دوست گلم اون ۴سالشه به حرفهاش اعتباری نیس شما همیشه کلید همراهت باشه

با همسایه ای کسی در ارتباط نیستی بری خونشون تا شوهرت برسه؟هوا خیلی گرمه الان شما ک اهل شمال هستی واقعا شرجی و گرما طاقت ادم نمیاره

اگه پسر جوانی یا آقایی رد میشه بگو باز کنه برات

نمیشه بری خونه همسایه دوستی کسی

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
الان که دارم این پست رو می‌نویسم، فقط چند دقیقه از فروپاشی روانیم گذشته.

از صبح با حال خوبی بیدار نشدم، اما سعی کردم جدیش نگیرم. خودم را با کارهای خونه مشغول کردم و چون حوصله‌ی بازی نداشتم، بچه‌ها رو هم شریک کارها کردم،غوره دونه کردن قارچ خورد کردن..

تا اینجا همه‌چیز خوب پیش رفت؛ ناهار و شام آماده شد، خونه تمیز شد، بچه‌ها هم سرگرم بودن…

تا اینکه مهراد رفت اتاقش رو مرتب کنه و از روی حفاظ تختش پرید… و حفاظ شکست!

فقط تونستم از اتاق بیرون بیام تا با مهراد بدرفتاری نکنم؛ اما خودم از هم پاشیدم

انگار همون اتفاق، تیر آخر بود. آخرین چیزی که برای فرو ریختنم لازم داشتم.

حتی گریه هم آرومم نمی‌کنه

مهراد حالا توی اتاقش نشسته و از عذاب وجدان غصه می‌خوره، و من حتی توان این رو ندارم که برم بغلش کنم و بگویم هیچ‌چیز مهم‌تر از خودش نیست

گاهی فقط دلم می‌خواد برای مدتی از همه‌چیز فاصله بگیرم؛ برم توی غار تنهایی خودم، جایی که مجبور نباشم قوی باشم، تصمیم بگیرم یا مراقب همه باشم…

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه.
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎨🖌️ رنگ انگشتی یا گواش خونگی و خوراکی

مقدار مساوی ماست و آرد رو با هم مخلوط کنین و خوب هم بزنین.✨
من از هر کدوم نصف پیمانه استفاده کردم، بعد هم چند قطره رنگ خوراکی اضافه کردم و تمام!😍🌈

این ترکیب برای بچه هایی که ممکنه موقع بازی همه‌چیزو دهن میکن، خیال آدمو راحت‌تر می‌کنه. البته قرار نیست خورده بشه، ولی اگه یه مقدار خیلی کم وارد دهنشون شد، جای نگرانی زیادی نیست.🥰

راحت هم از روی سطوح پاک میشه.✅
داخل ظرف دربسته توی یخچال نگه‌داریش کنین.❄️

راستی… امروز صبح با انرژی خوبی که از گردش دیروز گرفته بودیم روزمون رو شروع کردیم. داشتم پنکیک درست می‌کردم که یهو سرفه‌های پشت سر هم مهراد شروع شد…🥲

جونم براتون بگه از ساعت ۱۰ صبح تا ۲ ظهر درگیر دکتر و دارو و اینا بودیم. آخرش فهمیدیم مریض نشده، فقط آلرژیش به خاطر باد کولر بیشتر شده.🥺

تو مطب هم هیراد یه کاری کرد که فکر کنم چند کیلویی لاغر شدم!😂 چند نفر هم برام آرزوی صبر کردن! فقط تصور کنین ساعت یک ظهر، وسط پیاده‌رو هیراد داشت با تمام سرعت می‌دوید و منم دنبالش!🤣

خلاصه که امروز از اون روزای پرچالش بود…

حالا این رنگ‌ها رو آماده کردم که اگه بچه‌ها حال و حوصله داشتن، عصر رنگ‌بازی کنیم.💙🎨

شما چه خبر؟؟

یرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
ن
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎥معرفی سریال:تد لاسو⚽️ این معرفی احتمالاً برای خیلیاتون آشناست چون تد لاسو تو زمان خودش حسابی ترکوند! 😍
منم عاشقشم و گفتم جاش تو معرفی‌های پیج خالیه.فکرنکنین ورزشی و پسرونس!!اصلا!!

داستان یه مربیه که با مهربونی، احترام و باور داشتن به آدم‌ها جلو میره؛ چیزی که این روزها کمتر می‌بینیم. اما چیزی که این سریال رو خاص می‌کنه فقط فوتبال نیست؛ آدم‌هاشن. آدم‌هایی که اشتباه می‌کنن، رشد می‌کنن، شکست می‌خورن، دوباره بلند می‌شن و سعی می‌کنن نسخه بهتری از خودشون باشن.درواقع اصلا موضوع اصلی فوتبال نیس!آدمهاست😍



بعضی سریال‌ها هیجان‌زده‌ات می‌کنن، بعضی‌ها غافلگیرت می‌کنن، ولی تد لاسو از اون سریال‌هاست که دلت رو نرم می‌کنه.💛

من موقع دیدنش بارها خندیدم، چند جا بغض کردم و آخرش دلم نمی‌خواست تموم بشه. از اون سریال‌هاییه که هم دلت رو درگیر نتیجه مسابقه‌ها می‌کنه، هم با رابطه‌ها و داستان شخصیت‌هاش تا مدت‌ها تو ذهنت می‌مونه.

اگه این روزها دلت یه سریال گرم، دوست‌داشتنی و حال‌خوب‌کن میخواد از دستش نده!💛

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفهتد لاسو از اون سریال‌هاییه که هم هیجان مسابقه‌های فوتبال رو داره و هم پر از روابط انسانی عمیق و ملموسه؛ رابطه‌هایی که خیلی وقت‌ها خودمون رو توشون پیدا می‌کنیم.
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
اولین قایقش… ⛵️🤍و اولین تجربه نجاری🪵

شاید بی‌نقص نباشه، اما این تکه‌های چوب، فقط یک قایق نیستن.
اولین جرئتِ دست گرفتن ارّه، اولین اشتباه‌ها، اولین راه‌حل‌ها و اولین حسِ «من خودم ساختم» رو با خودشون دارن.

دلم می‌خواد مهراد یاد بگیره که ارزشِ ساختن، به بی‌نقص بودنش نیست؛ به شجاعتیه که برای شروع کردن لازم داره.

امیدوارم سال‌ها بعد، وقتی کارهای حرفه‌ای‌تری می‌سازه، این قایق کوچولو هنوز یه گوشه بمونه… تا یادش بیاره هر مهارتی، از همین اولین قدم‌های ساده شروع شده بود. 🤍

امروز روز سخت و چالشی تو مادری داشتم…
اولین روز عادتمه و علاوه بر درد هردوتارو باشگاه بردم
تو باشگاه تا تونستم دنبال هیراد دوییدم
توراه برگشت تو ماشینش ننشست و وسط خیابون اواره بودم😑تو پارکینگ دعواشون شد و با صدای جیغاشون و گرمای هوا به فروپاشی رسیدم🫠الان حمومشون کردم و دادم دست باباشون تا شام بخورن و بخوابن و تو اتاق تاریک نشستم تا اندکی آروم بشم🥲بعضی روزا خیلی فشار رو خودم حس میکنم….



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روزتون بخیر🌈
امروز با همون رنگ‌هایی که توی دوتا پست قبلی درست کردیم، هم مسی‌پلی داشتیم هم یه بازی جذاب برای آموزش ترکیب رنگ‌ها😍🎨

بچه‌ها هرکدوم یه دستشونو یه رنگ کردن و روی کاغذ زدند، بعد دست‌هاشونو به هم مالیدن و تاداااا! جادوی ترکیب رنگ رو دیدن😍 مهراد که حسابی ذوق کرده بود🥹

مسی‌پلی‌های ما چند روز یه‌باره، چون واقعاً باید مطمئن باشین اون روز حوصله‌ی جمع‌وجور کردنش رو دارین😂 اما یه نکته خیلی مهم: بازی باید مرز و قانون داشته باشه. مثلاً فقط روی این زیرانداز بازی می‌کنیم و اگر رنگ یا مواد از محدوده بیرون بره، بازی تمومه. ولی تا وقتی داخل همون محدوده‌ان، دیگه تذکر و «نکن» نداریم؛ بذارین راحت کشف کنن و لذت ببرن🤌🏻💭

راستی چند روزیه هیراد خیلی مستقل‌تر شده🥹 کتابای موردعلاقه‌شو خودش انتخاب می‌کنه و دیگه منتظر من نمی‌مونه؛ حتی زور میگه که «باید کتاب منو بخونی!»😂 نتیجه؟ عکس بالا🙄من همزمان دوتا کتاب می‌خونم؛ دو خط مهراد، دو خط هیراد😵‍💫😂

تا اینجای روز: بازی داشتیم، خونه تمیز شده، غذا حاضره و فقط جارو مونده برای بعدازظهر که بزنم و بریم پارک🌱
تازه می‌خوام یه تیرامیسو هم برای فردامون درست کنم😋
شما چه خبرا؟🥰

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
چون امروز تولدمه🥳🎉🎂

به جبران دو روز پیش که سالگرد ازدواجمون یادم رفت، امسال سالگرد و تولدم رو یکی کردم و دو تا کیک درست کردم. 😁🎂

مدت‌ها بود ترند «تابلو کیک» رو دوست داشتم و بالاخره بهونه‌ای شد که با طرح موردعلاقه‌م، ماه🥹🌙، اجراش کنم.
همسرم هم زحمت گل‌ها رو کشید، برای همین تصمیم گرفتم یکی از کیک‌هام رو با گل‌ها ست کنم. 🌻🤍

آرت قهوه‌م هم امروز دقیقاً همونی شد که تو ذهنم بود.🥹☕️

خلاصه که امروز با آهنگ‌های «تولدت مبارک»، کیک، شیرینی و کلی رقص و خنده گذشت. 😁💛

اما اگر بخوام از پشت صحنه بگم…😂

صبح که بیدار شدم، اسپرسوساز روشن نشد و مجبور شدم با موکاپات قهوه درست کنم.
هیراد ظرف خامه رو برگردوند و همه جا خامه‌ای شد. 🤦🏻‍♀️
یه لیوان هم شکست.
وقتی حواسم جای دیگه بود، آلبالوها رو به همه جا مالید. 🍒😂
و در آخر هم با ماشینش اون‌قدر از روی لوله جاروبرقی رد شد که آخرش پاره‌ش کرد! 🤣

آره… پشت هر عکس قشنگی، یه عالمه ماجرای بامزه و گاهی اعصاب‌خردکن هست. 😂
ولی من امروز تصمیم گرفته بودم هیچ‌چیز نتونه ذوقم رو خراب کنه پس تسلیم نشدم😅💙

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
‎بازی امروز ما: کوهنوردیِ برعکس🧗🏾

‎یه طناب به پایه‌ی مبل بستم و یه سر دیگه‌ش رو خودم گرفتم. مهراد دراز کشید و سعی کرد با کمک طناب خودش رو روی زمین بکشه و بیاد جلو 😄

‎البته هیراد ترجیح می‌داد از روی طناب بپره و خیلی زود بازی تبدیل شد به یک مسیر مانع ❗️ منم طناب رو بالا و پایین می‌بردم و بچه‌ها باید از روش می‌پریدن یا از زیرش رد می‌شدن و خودشون رو به اون طرف می‌رسوندن.

‎صبحمون هم با آیس‌کافی‌ای شروع شد که با عسل درست کرده بودم ☕️🍯 خیلی خوشمزه و جالب شده بود! بچه‌ها هم قهوه خواستن، پس برای اون‌ها شد شیر و شیره‌ی خرما 😎🥛

‎بعدش پسرا با هم کتاب خوندن و من هنوز نمی‌تونم به این صحنه‌ی کتاب خوندن مهراد برای هیراد عادت کنم 🥹 هر بار می‌بینمش ذوق می‌کنم 🥹🤍

‎الان هم بالاخره تایم تلویزیون رسیده و روشنش کردم تا منم برسم به کارهام 📺

‎ هنوز هیچ تصمیمی برای شام ندارم. یکی از گزینه‌هام ساندویچ مرغه 🤔

‎شما امروز چی دارین؟

‎اصلاً چرا باید این‌قدر درگیر ناهار و شام باشیم؟! 🥲
‎چرا انسان سه وعده غذا می‌خوره؟! 😂😂

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه