خدا باعث و بانیش رو نیست و نابود کنه
خانواده شوهرم‌میگم ما واقعا ی جا زندگی می‌کنیم جاریم و خواهر شوهر یکی مجرد یکی ک تازه شوهرش فوت شد دیگه موندگار شد پیش مادرش ی دختر داره رو اعصاب و جنجالی هر روز باهاش دارم یکی پسر‌جاریم و دختر خواهر شوهرم اصلا بند نمیشن خیلی کارای بد و بی ادبی میکنن مادراشون هیچی نمیگن بهشون فقد نگا میکنن من کلا پسرم نمیزارم یا کم‌میزارم بره پیششون اما این چند وقت بعد زایمانم ک اومدم اینجا پسرم راحت بازی میکنه اصلا نمیزارنش چند وقت پیش اصلا نمیدونم چی‌شده بود پسرم چشمش اینجوری شده بود اون روز دیده نشده بود روز بعدش دیدم اعصابم اینقدر خراب شد ک نگوچیزی نگفتم امروز باز پسرم تا رفت یکم‌بیرون پیششون چون دستم بند بود خودش رفته بود از اونجا اومد دیدم دستش اینجوری اصلا نمیدونم چکار کردن باهاش واقعا دیگه صبرم ب سر رسید ب شوهرم پیام دادم میایی ب خوبی میگی بهشون دیگه حق ندارن ن ب پسرم دست بزنن و ن باهاش بازی میکنن اگ‌نگفتی خودم میرم میگم ناراحت شدن ب من‌ربطی نداره شوهرم انگار تو ب گوششون زده از دیروز ولی بازم بچه هاشون عین حیوانا همون‌کاری میکنن دلشون میخواد واقعا نمیدونم با این آدمای عفریته چکار کنم بخدا روز شب ندارم از دست اینا ن خودم روز و شب خوش دارم ن‌پسرم نمیزارن هیچ کاری بکنه پسرم یا دختر خواهروشوهرم بزور میره برش میداره اون گریه میکنه اون پسر جاریم همش میزنتش اینم گریه میکنه منم باید همش دنبالش باشم ک نکن اینا من دیگه دارم روانی میشم از دستشون بنظرتون چکار کنم‌باهاشون‌ مستقیم برم هرچی‌از دهنم دربیاد ب مادراشون بگم یا بزنم بچه هاشون دیگه اینجوری نکنن ناراحتم بشن اصلا برام مهم نیس از خدامه
😤😤😫😫

تصویر
۱۰ پاسخ

هیچوقت بچه هاتو بدون خودت جایی نفرست رابطه رو باهاشون کم کن وقتی اذیت میشی بیخیالشون باش خودت بچتو تو خونه سرگرم کن

شوهرت باید جمعشون کنه دیگه
شوهر من خیلی رو طاها حساسه
یعنی یکی چپ نگاش کنه دهنشو سرویس میکنه
حالا میخواد مادرش باشه یا خواهراش 😂😂😂😂

خب نرو نذارم بچه ات بره کاری نداره

الهی بگردم بچه رو

کاری کن حد و مرز شونو بدونن بچه اشونو جوری دعوا کن که جرئت نکنن از کنار پسرت رد بشن اصلاااا از کنارش ساده نگذر
کار یک بار اتفاق میفته بچه یکی از اقوامون پسر عموش با سنگ زد تو چشمش کور شد بیچار یک عالمه هزینه کردن ولی بی فایده

وای عجب صبری داری خواهر والله من بودم خون به پا میکردم شوهرمم قاطی اونا میکردم یه دست جلو ننش کتکش میزدم

برو بگو چیشده دستش وای باباش بیاد ببینه اینجور شده خون بپا میکنه اینا، به شوهرتم بگو رو بچه حساس باش و بگو چیشده اینا که خودشونو جمع کنن

دست زخمش بهتره چشمش خیلی جای خطرناکی بوده به چی خورده مگه

خونه خودتون کجاست شما هم همون جا زندگی میکنید؟

من اگر جای تو بودم میرفتم پیش ماماناشون میگفتم چیکار کردین با بچم کاری میکردم که پاشونو نزدیک خونمونم نزارن

سوال های مرتبط

مامان 🤍کیاشا🤍 مامان 🤍کیاشا🤍 ۲ سالگی
چقد هر روز تاپیک میخونم راجب اینکه مامانا دارن اذیت میشن برای شیر دادن ب بچه و چقد شاکی هستن. بعد هر روز ب خودم میگفتم کاش پسر منم میخورد عب نداشت شبا ده بار پامیشدم براش شیر درست میکردم. ولی چند شب پیش پسرم تب داشت دو شب تا صبح چندین بار با گریه بیدار میشد هی من از خواب میپریدم چون عادت نداشتم دو سه روز سردرد داشتم. از عصر تا الان دارم بهش فک میکنم میگم واقعا خیلی خیلی سخته بخوای از خواب پاشی شیر آماده کنی واستی تا شیرش رو بخوره باز شیشه بشوری باز شیر بدی. ن خواب میمونه ن آرامش. الان واقعا نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت از اینکه علاوه بر شیر شب شیر روز رو هم قطع کردم پسرم. دیگه وقتی میرم بیرون توو ساکش قوطی شیر و فلاسک و شیشه ندارم😕☹️ خیلی ناراحت میشم ولی از اونورم راضیم ک بدون دردسر و مشکل از شیر گرفته شد با اینکه خیلی زوده. فقط مونده ترک پستونک و پوشک ک توو فکر اینا نیستم ب این زودی. پستونکه ولی خیلی خیلی بهش وابستست جوری ک اگه چند ساعت بهش ندم همش کلافست و گریه میکنه و دنبالش میگرده و ی پشت میگه نی نی نی نی نی تا وقتی بهش بدمش(ب پستونک میگه نی)
مامان 🤎 نیلا🤎 مامان 🤎 نیلا🤎 ۲ سالگی