🎈تابستون می‌تونه با همین بادکنک‌های آب‌بازیِ رنگی و قشنگ، پر از خنده بشه🎈برای حیاط یا حموم یا بالکن عالی هستن😍

راستی می‌دونستین در شیرخشک‌های ما حتی از بشقاب‌پرنده‌های بازار هم بهتر پرواز می‌کنن؟🛸
با چندتا ماژیک خوشگلشون کردیم و باهاشون بازی کردیم. هم کوچیکن و برای داخل خونه مناسبن، هم آسیب‌زا نیستن و واقعاً خوب پرواز می‌کنن. امروز هم چندتای بیشتر درست کردیم که ببریم پارک و به بچه‌های دیگه هم بدیم🥰

خونه‌ی مادربزرگم، دریا سر کوچه‌ست؛ ما از بچگی با دریا بزرگ شدیم و تقریباً همیشه دریا بودیم… اما راستش تشت هم حال‌وهوای خودش رو داره😁💙

ما ویلای نمای لاکچریِ رومی و استخر خفن نداریم، اون‌قدر هم پولدار نیستیم که هر هفته بریم فستیوال‌های مختلف و تفریحات گرون‌قیمت… اما همیشه سعی می‌کنم تا جایی که از دستم برمیاد، همین چیزهای کوچیک رو وارد روزمره‌مون کنم

این روزها قلب و مغزم پر از فکر و نگرانی برای آینده‌ی این کشور، مردم و بچه‌هاست…
و دست‌هام پر از بادکنک و ایده‌ست، برای ساختن چند لحظه‌ی کوچیکِ خوشحالی برای همین بچه‌ها.

این است زندگی یک مادر ایرانی…

راستی این بادکنک‌ها رو هم تقریباً همه‌ی مغازه‌ها و پلاسکوها دارن، هم از دیجی‌کالا می‌شه تهیه‌شون کرد. بسته‌ی ۱۱۰تاییه و وقتی آب داخلشون بریزین، خودشون از هم جدا می‌شن.

می‌شه پرتابشون کرد، بازیِ حمل بادکنک آبی انجام داد و کلی بازی دیگه ساخت🥰

می‌دونم خیلی‌هاتون می‌شناسینشون، فقط خواستم یادآوری کنم💙🎈

شما چه خبر؟؟؟
دارم دلسرد میشم…دیشب یه کامنت واسه یه مادر خسته گذاشتم که کاش پیشت بودم کمکت میکردم و مسدود شدم😐😐😐اصلا در و پیکر نداره این برنامه!!!متوجه نمیشم چرا اینجوریه


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن

تصویر
۲۴ پاسخ

عزیزممم
زندگی یعنی همین🥹❤️
و این اصلا ربطی به پولداری مادی نداره
عشقی که این کارای دست ساز تو بچه ها ایجاد میکنن با هیچ پولی قابل مقایسه نیست
و در نتیجه قطعا تو آدم ثروتمندی هستی😎😍

عزیزم🥰
خیلیم عاااالیییی🤩
دلسرد نشو لطفا که با هر تاپیکت کلی به ما حال خوب میدی🥹
ماچ گنده به لپت😘🫂

من این بادکنکا رو نمیشناختم مررسی بابت معزفیت😍😍

من که فنت شدم 🥰😘

انرژی مثبتی که به ما میدی آنقدر قوی ببین چقدر به بچه های خودت میرسه😻🤌🏻
تو واقعا مادر کافی هستی🤍🤍🤍

منم چند وقت پیش یه تاپیک درمورد خواب مستقل پسرم گذاشتم یهو پاک شد و مسدود شدم هنوزم تو فکر چرااااا😕😕

اخی نگاه ب عکسا هم باعث میشه ادم خنک بشه چ کیفی کردن پسرا به به دست مامانشون درد نکنه

گهواره ی مودی!
اما به بودنت دل خوشیم

ما هم هر روز تو حیاطیم با اب پاش و اب بازی

دختر منم خیلی این بادکنکا رو دوست داره

چه خوبه و خوبتراینه که سه نفرن خیلی بهشون خوش میگذره ❤️
ماتیارم همچین عکسی تو قابلمه بزرگ داره😂

چه عالی آفرین به شما مادر خلاق

افرین به خلاقیت و حوصلت همین‌از صدتا فستیوال بهتره 😍

وای از این واتر بالن ها بچهای منم عاشقشونن😍 وقتی براشون میگیرم یه چندساعتی سرگرم میشن

خیلی عالیههههه😍😍😍😍😍😍😍

خداقوت مادر خوش ذوق و با حوصله👍❤️👏👏👏منم واسه دختر ۱۸ ماهه ام با کارتن و کاغذ رنگی پازل درس کردم خوشش اومد حالا میخوام شکل های سخت تر واسش درس کنم

بادکنک‌ها اسم خاصی داره عزیزم؟؟؟؟

فاطمه نت قطع شد باز؟؟😖

عزیزم به بادکنکا نی زدی؟

چقد قشنگه همچی

چه باحاله 😍

مرسی عزیزم

اتفاقا منم این ایده تو ذهنم بود ولی چون دخترم بیجنبس ...🤣

چه عالی 👍

به به به چه عالی😍😍😍

چه عالی 👍
برم از این بادکنکا بگیرم پسرم عاشق آب بازیه

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
با این ایده همیشه بازی دارین 🎯
بازی برای تقویت تفکر انتزاعی ✅

تفکر انتزاعی یعنی چی؟ 🤔

یعنی کودک بتونه فراتر از چیزی که جلوی چشمش می‌بینه فکر کنه و برای ایده‌ها و مفاهیم، توی ذهنش تصویر بسازه.

مثلاً وقتی کودک می‌گه:
«این پتو دریاست و این رومبلی ساحل!» 🌊🏖️

در واقع داره از یک وسیله‌ی واقعی برای نشون دادن یک مفهوم دیگه استفاده می‌کنه؛ مهارتی که به رشد خلاقیت، تخیل، حل مسئله و درک مفاهیم پیچیده‌تر کمک می‌کنه.

اما بازی امروز ما 😍👇

مهراد خودش یک پتوی آبی و یک رومبلی کرم برداشت و گفت:
«می‌خوام دریا و ساحل درست کنم!»

ایده‌ی دریا و ساحل رو از انیمیشن «دنیل ببره» گرفته بود، اما انتخاب وسایل و ساختن این دنیای کوچیک رو خودش انجام داد. 🥹

ما هم می‌تونیم با وسایل ساده‌ی خونه، به بچه‌ها فرصت بدیم تصور کنن، نماد بسازن و دنیای ذهنیشون رو به بازی تبدیل کنن.

مثلاً بپرسیم:
«این پتو می‌تونه چی باشه؟»
«این بالش شبیه چه چیزیه؟»
«با این وسایل چه چیزی می‌تونیم بسازیم؟»
«چه چیزی می‌تونیم به‌عنوان قایق استفاده کنیم؟»

گاهی یک پتو و یک رومبلی، برای بچه ها فقط پتو و رومبلی نیستن؛ می‌تونن دریا، ساحل، کشتی، غار یا هر چیزی باشن که ذهن کوچیک و خلاقش تصور می‌کنه. 💛

شاید شروع این بازی با شما باشه، اما خیلی زود می‌بینید که چطور ذهن خلاق بچه‌ها، داستان رو از جایی که شما شروع کردید، خیلی فراتر می‌بره. ✨

راستی فلفل دلمه هامون جوونه زدن😍امروز هوای رشت ابری و بارونیه🥹☁️
شما چه خبر؟؟
شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز بازی نداشتیم!😂
بله… یه روزایی هم اینطوریه دیگه.

چون تولد مهراد عزیزم نزدیکه، من حسابی درگیر تدارکات کیک، دیزاین و پذیرایی‌ام🥹🎂

این مکعب‌های چوبی رو از دیجی‌کالا ۲۰۰ تومن خریدم برای بازی بچه‌ها.
کلی کار میشه باهاشون کرد؛ از رنگ کردن و نقاشی کشیدن روشون گرفته تا ساختن پازل و بازی‌های خلاقانه.

ولی جالبه که خودشون بدون هیچ ایده‌ای از صبح باهاشون برج می‌سازن و هیراد هم با ذوق میاد خرابشون می‌کنه😂
همین خراب کردن‌ها هم برای خودش یه بازیه!

تو این چند سال بچه‌داری و خرید صدهااا اسباب‌بازی و پر شدن خونه از وسایل مختلف، به یه نتیجه رسیدم؛
اسباب‌بازی خوب لزوماً یه اسباب‌بازی گرون و پیچیده نیست.
گاهی چند تا تکه چوب ساده می‌تونه ساعت‌ها بچه رو سرگرم کنه.

حالا اگر چند تا رنگ و نقاشی هم روش می‌زدن، اسمش رو می‌ذاشتن «مکعب هوش» و چند برابر قیمت بهمون می‌فروختن😂

امروز هم هیراد بیشتر کنارم با همین‌ها مشغول بود تا من بتونم فیلینگ کیک تولدش رو آماده کنم.
وسط روز داشتم با وایتکس خط‌خطی‌های مداد روی دیوار رو پاک می‌کردم که دیدم هیراد زیادی ساکته🤔
رفتم ببینم چه خبره که دیدم مدادشمعی پیدا کرده و دیوار اتاقشون رو به معنای واقعی نابود کرده😅

خلاصه امروز شستم، رُفتم، پختم و دویدم و به یه سری چیزا نرسیدم… حتی پارک هم نرفتیم🥲

وقتی کیک، بادکنک‌ها، دیزاین، شام و همه چیز با خودته و تنهایی باید جمعش کنی، واقعاً فشارش زیاده.
هر سال همین داستانه، ولی امسال یه فرق بزرگ داره… قیمت‌ها واقعاً سر به فلک کشیده🫠

امیدوارم آخرش همه چیز قشنگ و دوست‌داشتنی پیش بره❤️

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روزتون بخیر🌈
امروز با همون رنگ‌هایی که توی دوتا پست قبلی درست کردیم، هم مسی‌پلی داشتیم هم یه بازی جذاب برای آموزش ترکیب رنگ‌ها😍🎨

بچه‌ها هرکدوم یه دستشونو یه رنگ کردن و روی کاغذ زدند، بعد دست‌هاشونو به هم مالیدن و تاداااا! جادوی ترکیب رنگ رو دیدن😍 مهراد که حسابی ذوق کرده بود🥹

مسی‌پلی‌های ما چند روز یه‌باره، چون واقعاً باید مطمئن باشین اون روز حوصله‌ی جمع‌وجور کردنش رو دارین😂 اما یه نکته خیلی مهم: بازی باید مرز و قانون داشته باشه. مثلاً فقط روی این زیرانداز بازی می‌کنیم و اگر رنگ یا مواد از محدوده بیرون بره، بازی تمومه. ولی تا وقتی داخل همون محدوده‌ان، دیگه تذکر و «نکن» نداریم؛ بذارین راحت کشف کنن و لذت ببرن🤌🏻💭

راستی چند روزیه هیراد خیلی مستقل‌تر شده🥹 کتابای موردعلاقه‌شو خودش انتخاب می‌کنه و دیگه منتظر من نمی‌مونه؛ حتی زور میگه که «باید کتاب منو بخونی!»😂 نتیجه؟ عکس بالا🙄من همزمان دوتا کتاب می‌خونم؛ دو خط مهراد، دو خط هیراد😵‍💫😂

تا اینجای روز: بازی داشتیم، خونه تمیز شده، غذا حاضره و فقط جارو مونده برای بعدازظهر که بزنم و بریم پارک🌱
تازه می‌خوام یه تیرامیسو هم برای فردامون درست کنم😋
شما چه خبرا؟🥰

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
دلنوشته ی موقت:
امروز چون از روتین خارج شده بودیم، از صبح کلافه بودم.

قراربود کتاب های بچه هارو مرتب کنم و چندتایی به دوستام معرفی کنم، اما کتاب‌ها تا ظهر وسط خونه بودن، چون مجبور شدم صدتا کتاب بخونم! 😅 هر بار هم که می‌خواستم جمعشون کنم، هیراد دوباره می‌ریخت بیرون.

وسط همین شلوغی داشتم غذا درست می‌کردم، گردگیری می‌کردم و سعی می‌کردم یه کم به خونه برسم…🙃

همین‌طور که کلافه بودم و با خودم فکر می‌کردم امروز همه‌چیز از روال خارج شده و هیچ‌چیز طبق برنامه پیش نرفته، مهراد که داشت برای خودش بازی می‌کرد و راه می‌رفت، یهو گفت:
«آخیش چه روز خوبیه امروز! چه حس خوبیه!» 🥹
یه تلنگر خوردم…

لازم نیست همه‌چیز همیشه روی روال خودش باشه.
لازم نیست حتماً یک روز، شبیه روزهای مرتب و برنامه‌ریزی‌شده‌ی یک مادر کمال‌گرا پیش بره تا بتونیم بگیم «امروز روز خوبی بود».

برای بچه‌ها زندگی خیلی ساده‌تر از این حرف‌هاست.

خونه بالاخره جمع شد. ناهار و شام آماده شد، کتاب‌ها مرتب شدن و یکی دو ساعت بعد، خونه دوباره به حالت قبل برگشت.

بعد هم راه افتادیم سمت پارک.

توی راه، شالیزارهای برنج رو دیدیم؛ همون‌هایی که از وقتی کاشته شدن، تقریباً هر روز بهشون سر زدیم و رشدشون رو تماشا کردیم. حالا دیگه بزرگ شده بودن و خوشه داده بودن. 🌾

عکس گرفتم و با خودم فکر کردم:
واقعاً چه روز خوبیه…

ما بزرگ‌ترها گاهی زندگی رو این‌قدر برای خودمون سخت می‌کنیم. فکر می‌کنیم برای داشتن یک روز خوب، باید همه‌چیز مرتب و طبق برنامه پیش بره.

الان هم بچه‌ها مشغول خاک‌بازی و گل‌بازی‌ان و من دارم به این فکر می‌کنم که باید ببرمشون حموم… 😅

ولی خب…
هیچ اشکالی نداره.

امروز واقعاً روز خوبیه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
«در میانِ خطوطِ پر از پیچ‌وخمِ "لمعه"، جایی که مغزم گاهی از سنگینیِ استدلال‌ها هنگ می‌کند، اما قلبم از عشق به علم تپش دارد، آرامش را در دو چیز می‌یابم: در نگاهِ پُر از عنایتِ صاحب‌الزمان (عج) که گویی هر صفحه را با لطف ایشان ورق می‌زنم، و در آغوشِ امنِ همسرم.

حتی وقتی کوچک‌ترین شیطونِ زندگیم، روی گردنم نشسته و با "پیتکو پیتکو" کردن‌های شیرینش، نظمِ دنیای من را به هم می‌زند، می‌دانم که با تکیه بر شانه و حمایتِ همسرم، این مسیرِ سخت، به راهی برای رشد و تعالی تبدیل می‌شود. بودنِ مرد در کنار زن، یعنی ساختنِ یک پناهگاه؛ پناهگاهی که نه تنها اجازه می‌دهد علمی، بلکه اجازه می‌دهد انسانی بهتر و مادری دلسوزتر باشم، بی‌آنکه در طوفانِ تنش‌ها غرق شوم.» ❤️📖

🌱 نکته‌ی تربیتیِ کوچک (برای مامانای دانشجو یا طلبه و کوچولوی شیطون):
«در میانِ بازی و هیجان، "مرز" را با "مهربانی" مشخص کن.»
وقتی فرزندت در حال بازی هست و تو مشغول مطالعه، به جای "نه" گفتنِ تند، از او بخواه که "کمک‌کننده" تو باشد. مثلاً بگو: «بیا با هم در سکوتِ بازی کنیم تا مامان هم بتواند درسش را تمام کند.» این کار به او یاد می‌دهد که احترام به فضای شخصی دیگران، بخشی از بازی‌های جذاب است. 🧸🤍
پسرم عاشق حجابه 😂😂😂
+++من امروز پر وان خودشو اب کردم گذاشتم تو حیاط با ماشین های کوچیک کلی بازی کرد منم درس خوندم البته شیطونی هم کرد ولی درکل برای من عالی بود👌❤️
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مادر بودن برای من همیشه یه ترسِ کوچیکِ ته‌دل داشته: نکنه برای اینکه حق یکی رو ادا کنم، ناخودآگاه حق یکی دیگه رو نادیده بگیرم؟

بعد از به دنیا اومدن هیراد، ما خیلی سعی کردیم برای مهراد تایم‌های دونفره داشته باشیم. مثلاً من و مهراد با هم سینما می‌رفتیم، یا مهراد با باباش دوتایی استخر می‌رفت. می‌خواستیم با اومدن بچه‌ی دوم، مهراد حس نکنه دیگه مثل قبل وقت و توجه مخصوص خودش رو نداره.

اما امروز یهو به خودم گفتم: «پس هیراد چی؟» 🥺

هیراد از وقتی به دنیا اومده، همیشه کنار مهراد بوده. نه اینکه این بد باشه، اتفاقاً با هم بودن‌شون خیلی هم قشنگه؛ ولی شاید هیراد هم گاهی به یه تایم مخصوص خودش نیاز داشته باشه. یه وقت دوتایی با مامان یا بابا، فقط برای خودش.

امروز فرصت خوبی پیش اومد. بابای بچه‌ها خونه بود، عمه هم اومده بود و مهراد دوست داشت پیش عمه‌اش بمونه. پس من و باباش تصمیم گرفتیم وقتی رفتیم دکتر، هیراد رو تنها ببریم پارک.

غریزه‌ی مادری‌ام هی می‌گفت: «کاش مهراد هم اینجا بود… کاش اونم بود و با هم خوش می‌گذروندیم.»
اما واقعیت این بود که مهراد هم با عمه‌اش بیرون رفته بود و بهش خوش می‌گذشت و ما هم داشتیم یه تایم مخصوص هیراد می‌ساختیم. 🤍

و این برای من خیلی ارزشمند بود و یه تلنگر خوب بهم زد.

فکر می‌کنم گاهی آن‌قدر حواسمون هست که بین بچه‌ی اول و دوم فرق نذاریم، که ممکنه ناخواسته بچه‌ی دوم بره توی حاشیه.

برای مهراد، بعد از به دنیا اومدن هیراد، آگاهانه تایم‌های دونفره ساختیم. فکر می‌کنم حالا وقتشه برای هیراد هم همین کار رو بکنیم.

از این به بعد می‌خوام تایم‌های دونفره‌ی مخصوص هیراد هم داشته باشیم؛ وقت‌هایی که فقط برای خودش باشه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس تب واکسن
مامان ترمه مامان ترمه ۱ سالگی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
سلااام🥰بازی امروز هیراد: (مناسب برای ۶ ماه به بالا)
یه کیسه رو پر از توپ کردم و سرش رو با نخ بستم، طوری که فقط به اندازه‌ی دست هیراد باز بمونه. بعد دونه‌دونه توپ‌ها رو از توی کیسه درمی‌آورد وپرتاپ میکرد⚽️🏀

این بازی رو از حدود ۶-۷ ماهگی هم میشه انجام داد و با همین سادگی کلی مهارت رو درگیر می‌کنه؛ از دستورزی و هماهنگی چشم و دست گرفته تا تقویت عضلات ظریف انگشت‌ها و مچ، گرفتن و کشیدن اشیا و درک مفهوم داخل و بیرون✅

📚 معرفی کتاب امروز هم برای بچه‌های ۳ سال به بالاست؛ مجموعه‌ی «دایرةالمعارف کوچک من» که عنوان‌های خیلی متنوعی داره و اطلاعات رو با توضیحات ساده و کاربردی به بچه‌ها یاد میده.
چون داستانی نیست و بیشتر اطلاعاتیه، بهتره موقع خوندنش خودمون با هیجان و ساده‌سازی تعریفش کنیم تا برای بچه جذاب‌تر بشه.
مهراد که عاشق این مجموعه‌ست و واقعاً چیزهای زیادی ازش یاد گرفته💙

این‌ عکسا خیلی گوگولیناما بدانید و آگاه باشید امروز به همین آرومی نبود😅
پسرا در کمددیواریو از جا کندن و در افتاد رو هیراد😱خدا رحم کرد چیزیش نشد🥹واقعا وقتی صداشو شنیدم و رفتم دیدم هیراد زیرشه حالم بد شده بود
اره خلاصه پسر داشتن همینقد هیجان انگیزه😂😂

چه خبر از شما؟؟چه میکنید با بچه داری🫠🫠شمام بیاین تعریف کنید دیگه همش احساس میکنم من دارم حرف میزنم بقیه نگاه میکنن🥸


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه؛
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎯 بازی حرکتی برای یادگیری عدد و رنگ 🎨
🧡راستش اخیرا حس میکنم توی اموزش انگلیسی واسه بچه ها کم گذاشتم،نمیخواستم از سن کم دوزبانه بشن ولی چون کارتون انگلیسیم نذاشتم حس ناکافی بودن کردم🥲پس اینو طراحی کردم

برای این بازی، سه تا عدد انگلیسی 1، 2 و 3 رو روی سه تا بالش نوشتم و همون عددها رو روی سه تا کارت هم آماده کردم.
✨میتونین رنگ یا اشکال هندسی هم بکشین واسه سن هیراد🧡

بعد با همین وسایل چند مدل بازی انجام دادیم:

🔢 اول بالش‌ها رو روی زمین گذاشتم و هر عددی رو که نشون می‌دادم، بچه‌ها باید روی بالش مربوط به همون عدد می‌پریدن.

🏃‍♂️ بعد کارت‌ها رو بهشون دادم و بالش‌ها رو در قسمت‌های مختلف اتاق گذاشتم. باید کارت خودش رو پیدا می‌کرد و روی بالش مربوط به همون عدد می‌ذاشت.

📣 برای یادگیری بهتر، همزمان عددها رو با صدای بلند تکرار می‌کردم:یک دو سه
و در مرحله‌ی بعد، دیگه عددها رو نشون ندادم تا ببینم خودش می‌تونه عدد موردنظر رو پیدا کنه یا نه.

بعد از اینکه احساس کردم عددهای 1، 2 و 3 برای مهراد جا افتاده، با هم روی کنترل هم تمرینشون کردیم.

برای هیراد هم به‌جای عددها از رنگ‌ها استفاده کردم. البته هنوز رنگ‌ها رو به‌صورت دقیق از هم تفکیک نمی‌کنه و بیشتر با علاقه‌ی خودش بالش‌ها رو جابه‌جا می‌کرد، اما همین فعالیت برایش تمرین خوبی برای حرکت، توجه و دنبال کردن دستور بود. 🌈

و جذاب‌ترین بخشش اینه که می‌تونید هر بار یک مدل جدید با همین وسایل بازی کنید و بازی رو برای سن و سطح یادگیری کودک تغییر بدید. 😍


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری