پارت اول
سلام اومدم تجربه زایمان طبیعی و براتون بگم اول ازهمه من زایمان دوممه زایمان اولم دختر بود توی ۳۶ هفته و ۵ روز رفتم پیاده روی در حد ی ساعت اومدم تو لگن اب گرم نشستم همون شبشم کیسه ابم پاره شد توی بیمارستان صیاد شیرازی گرگان زایمان کردم این زایمانم و تو ۳۹ هفته و ۴ روز ب دنیا اومد از هفته ۳۷ شروع ب پیاده روی کردم با این خیال ک ی شبه برم پیاده روی و همون شبم زایمان کنم ولی نشد ک نشد انقد عجله داشتم ورزش هامو شروع کرده بودم جوری ک هر روز دو یا س بار میرفتم حموم و ورزش هامو بعد و قبلش انجام میدادم برج ۳ .۲۵ رفتم زایشگاه اق قلا ب خاطر کاهش حرکت جنین نوار قلب و ... گرفتن تو معاینه گفتن ۱ و نیم سانتی برج ۴ یعنی همین ماه ۲ رفتم زایشگاه گرگان ب خاطر درد پریودی ولی گفتن عفونت داری اونا معاینه کردم گفتن بستع ایی انقد تعجب کرده بودم میگفتم چطور ممکنه از یک و نیم یهو بسته باشم اینم بگم ک ۸ هفته ب خاطر فوت پدرشوهرم نرفتم مطب دکتر برا معاینه و ویزیت همون روزی ک خاستم زایمان کنم رفتم ک معاینه تحریکی انجام بده ۲۳ یعنی س روز پیش صبح ساعت ۶ و نیم صبح با درد پریو بلند شدم اولش هر ی ساعت میگرفت

۱ پاسخ

پارت دومم بزار

سوال های مرتبط

مامان اصلان مامان اصلان روزهای ابتدایی تولد
پارت دو
ول میکرد کارامو انجام دادم رفتم زایشگاه قبلش بقیه بهم گفتن مگ میخای بچتو از شکمت بفرستی مدرسه ۳۹ هفنه و ۴ روزی برو زایشگاه مگ‌ اونا قبول میکرد گفتن قبول نمیکنبم تا وقتی ک دردت شروع بشه یا کیسه اب پاره بشه معاینه شدم گف دو سانتی بعدش رفتم مطب دکترم برام معاینه تحریکی انجام داد اصلا درد نداشت همش میگفتم درد داره دکترمم میگف معاینه رو ب خاطر درد انجام میدیم ک زود تر دردت شروع بشه خلاصه گف رو ب س سانتی دو ساعت پیاده روی کن ب شب هم‌نمیرسی و زایمان میکنی نامه نوشت گف بعد دو ساعت برو زایشگاه معاینه شو بعد بهم زنگ بزنن بگن پیشرفت کردی یان رفتم خونه دوش گرفتم ورزش کردم دردام بیشتر شد در حدی ک کمش ده دقیقه شد و قابل تحمل و کم بود گفتم بزار از دوساعتی ک دگتر گف یکم دیر تر برم ک دردامو خونه بکشم و کمترشه ساعت ۸ رفتم دیگ نتونستم دردامو کنترل کنم رفتم معاینه شدم گف ۵ سانتی موقع معاینه هم کیسه ابم پاره شد بعد دیگ خاستن رگ و بگیرن و سرم وصل کنن ک دردام بیشتر شد و با تنفس کنترل میکردم ک گفتن ۸ سانتی بردن اتاق زایمان دردام بیشتر و بیشتر میشد یهو گفتن فول شده و همه بدو بدو وسایل هارو اماده کردن
مامان رایان 💙 مامان رایان 💙 ۴ ماهگی
خب خانما میخام از تجربه ام از زایمانم براتون بگم 🥰پارت یک
من احتمال زایمان زودرس داشتم دو ماه شیاف پروژسترون مصرف کردم و پساری داشتم 36 هفته و 3 روز بودم دکترم پساری رو دراورد و بهم گفت برو ورزش کن من ورزش هامو شروع کردم و پیاده روی کردم 37 هفته و 6 روز رفتم دکتر ک گفت ی فینگری و معابنه تحریکی برام انجام داد دکتر و گفت ک اگه تا 25 اسفند دردت نگرفت برو بیمارستان برای زایمان من همون شب حس کردم حرکات بچم کم شده رفتم بیمارستان و معاینه کردو گفت همون ی سانته و معاینه نتیجع نداده و ان اس تی گرفتم گفتن برو و شیاف گل مغربی استفاده کن من همون شب شیاف و استفاده کردم و از فرداش کل روز و پیاده روی ورزش هامو انجام دادم و درد هم داشتم 25 ام شد من رفتم بیمارستان درد هم داشتم ولی منظم و شدید نبود معاینه شدم گفت ک یک سانت و نیم گفتم من و بستری کنین گفتن چرا میخایی با مکافات زایمان کنی گفتم اره میخام بامکافات زایمان کنم منو بستری کنین زنگ زدن ب دکترم و شرح حال دادن گفت ک بهش بگو ک من تو تعطیلات هم هستم نگران نباش و برو هرموقع درد داشتی بیا من با نا امیدی امدم و دیگه ورزش نکردم ولی شیاف گل مغربی رو مصرف میکردم
#فرزندپروری#زایمان
مامان آقا مهدیار💚 مامان آقا مهدیار💚 ۱۳ ماهگی
تا الان چند بار اومدم تجربه زایمان بگم ،وسط نوشتن یهو درگیر بچه شدم وقت نشد 🫡
پس بریم برای خواندن یه تجربه دیگه:
پارت ۱:زایمان طبیعی فیزیولوژیک:۳۹ هفته وشش روز
اول بگم من توی رویاهام همیشه ۳۷ هفته و پنج روز زایمان کرده بودم و همیشه اماده این تاریخ بودم😬
از قضا ۳۷ هفته و پنج روز رفتم معاینه لگن و دکتر گفت دهانه رحمت یک سانت بازه و کیسه آبت بمبه شده،با یه انگشت معاینه تحریکی کرد و گفت با این وضعیت اگر بیشتر ورزش کنی احتمالا تا آخر هفته زایمان میکنی،منم با تعجب و خوشحالی که اوو چه پیشرفتی قرار داشته باشم ورزش ها و پیاده روی هارو با شدت بیشتر شروع کردم.
البته بگم من همون شب دردام منظم شد و تا صبح درد داشتم و موکوس دفع کردم و فکر میکردم همین امروز فردا زایمان میکنم.اما صبح روز بعد دردام کامل قطع شد ولی خب من انرژی گرفته بود و روزانه یه ساعت نیم ورزش القایی و یه ساعت و نیم پیاده روی رو انجام میدادم.
اما خب روزهای هفته میگذشت و من دردی نداشتم دیگه با دکترم‌ تماس گرفتمو شرایط گفتم و گفت اگر دردت نگرفت بیا مطب.
مامان آراد جون مامان آراد جون ۴ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....