۸ پاسخ

بسم الله الرحمن الرحیم شرشر عرق میریزیم

دوستان یه پیشنهاد بر رفع بوی بد از عرق بارداری اسپره داو خیار بی نظیر زیر بغل عرق نمیکنه و عالی بوی نی نی میده بدنتون

فقط عرق میریزم و دوش

اونجا دمای هوا چقده

کولر در خانه کولر در ماشین
ب شدت گرمم میشه حتی با وجود کولر
امیدوارم هوا خنک بشه

انشالله ک هممون بسلامتی کوچولو هامونو بغل بگیریم و بتونیم بهترین مامان باشیم برا بجه هامون.

هوای گرم به کنار قطعی برق رو بگو اصلا دوساعت افسرده میشم...

مادرانگی در چندماه اول

مراقبت از خودم
تغذیه و شیر دهی
خواب
مدفوع و ادرار
مراقبت از بند ناف
بهداشت و حمام
تماس پوست با پوست و ایجاد دلبستگی ایمن
نکات بغل کردن
گریه ها و علت ها و روش های آرام شدن
زردی
کولیک
پریدن شیر در گلو
تب
انتخاب متخصص اطفال و اولین ویزیت
غربالگری ها و واکسن ها
ویتامین آ،د
بازی و تعامل

سوال های مرتبط

مامان 🎀🩷آنیسا🩷🎀 مامان 🎀🩷آنیسا🩷🎀 هفته سی‌ونهم بارداری
۵۰ روز مونده… فقط ۵۰ روز. 🤍
نمیدونم چرا این روزها یه حس عجیبی دارم…
هم از اینکه بالاخره بعد از این همه انتظار، دختر کوچولوم قراره بیاد بغلم ذوق دارم، هم یه جورایی باورم نمیشه که واقعاً فقط ۵۰ روز دیگه مونده.
۵۰ روز تا اینکه این همه لگد و تکون خوردن، این شکم بزرگ، این شب‌های سخت، این انتظار و دلشوره‌ها، تبدیل بشه به یه موجود کوچولوی واقعی که می‌تونم بغلش کنم و صورتشو ببینم.
گاهی انقدر خوشحالم که دلم می‌خواد زمان زودتر بگذره… گاهی هم دلم می‌خواد همین چند هفته باقی‌مونده رو نگه دارم و آروم‌آروم ازش لذت ببرم.
یه عالمه وسیله برای اومدنت آماده کردم، یه اتاق کوچولو، لباسای کوچولوت، کلی ذوق و برنامه… ولی هنوز خودم برای این اتفاق بزرگ آماده نیستم.
نمیدونم وقتی اولین بار ببینمت چه حسی دارم، وقتی صداتو بشنوم چی میشه، وقتی بذارنت بغلم چطور باور کنم که تو همون کوچولویی هستی که ماه‌هاست با هر تکونت دلم می‌لرزه. 🥹
هم خوشحالم، هم می‌ترسم، هم هیجان دارم، هم یه جورایی سر درگمم…
شاید مادر شدن همین باشه؛ یه عالمه حس متفاوت که همه‌شون با هم توی قلبت جا میشن.
۵۰ روز دیگه مونده آنیسا جان…
۵۰ روز تا اینکه بالاخره به جای اینکه از توی شکمم صداتو حس کنم، صدای گریه‌ت رو کنار گوشم بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی دخترم…» 🤍🧸
انگار این ۵۰ روز هم خیلی زیاده، هم چشم برهم بذارم تموم شده… 🥹🤍
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 روزهای ابتدایی تولد
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍
مامان ابریشم مامان ابریشم ۲ ماهگی
مامان هدیه حضرت رقیه مامان هدیه حضرت رقیه ۱ ماهگی
سلام به همه 💖
من یه مامان اولی هستم مثل خیلیاتون، یه مامان اولی دهه هشتادی☺️ با کلی استرس واسه زایمان که روز به روز داره بیشتر میشه و سعی میکنم کنترلش کنم‌🥴.
یه مامان با کلی برنامه واسه بعد زایمان. خیلیا میگن بعد زایمان نمیتونی و وقتش رو نداری به کارای دیگت رسیدگی کنی🙃. حرفشون بیشتر از اینکه منو بترسونه عصبیم می‌کنه. من یه مادرم اما دلم میخواد در کنارش شغلم رو داشته باشم من یه مادرم و می‌خوام با ارشد بخونم من یه مادرم و دلم میخواد بعد زایمان به اندام مناسب برسم و کلاس های ورزشی برم . من یه مادرم اما در کنارش یه آدمم یه زنم یه دخترم😇. من یه مادرم و دوست دارم پیشرفت کنم . من یه مادرم که کلی ترس توی وجودم دارم از درد زایمان گرفته تا هزینه هاش . مخصوصا از این پوستم شل بشه یا حتی نتونم از دست زایمان بر بیام. فارغ از همه ی این ها من هم آینده ای دارم که دوست دارم پیشرفت کنم دوست دارم به خودم برسم و این به این معنی نیست که مادر بدی باشم یا کم کاری کنم. من یه مادرم و پسرم رو خیلی دوست دارم و پیشرفت من به پیشرفت پسرمم کمک می‌کنه و مطمئنم در آینده بابتش ازم تشکر می‌کنه 🤍💖🩵
مامان زندگی مامان زندگی ۱۴ ماهگی
سلام دوستان امیدوارم خوب باشید میخواستم تجربه‌ی خودم رو از بند ناف دور گردن بچه بهتون بگم چون خیلی خوندم که نوشته بودین نگران این موضوع هستید
من ۲۹ هفته رفته بودم سونوگرافی که بهم گفتن یک دور بند ناف دور گردن دخترم هست،منم خیلی نگران شدم اما دکترم برام توضیح داد که هیچ اشکالی نداره و اصلا لازم نیست محدودیتی توی فعالیت کردن یا خوابیدن داشته باشم،گفت مثل یک شال دور گردنش هست و همینطور که همین الان هممون باید حواسمون به حرکات بچه باشه اونموقع هم همینطوره فقط باید حواس به حرکات باشه،۳۳ هفته هم رفتم سونوگرافی و بند ناف از دور گردنش باز شده بود کلا😍😍😍
میدونم شاید اسم بند ناف دور گردن پیچیده شدن یکم بزرگ باشه و فکرمون رو درگیر کنه،اما دلم خواست بهتون بگم که اصلا چیز مهمی نیست همینکه حواس به حرکات باشه کافیه،خواستم بگم ازش برای خودتون چیز بزرگی نسازید و فکرتون رو درگیرش نکنید،خدایی که نعمت به این بزرگی بچه رو داخل وجود ما نهاده تا اخر این مسیر مراقبشه 😍😍❤️❤️❤️
امیدوارم هیچوقت براتون پیش نیاد ولی اگه یک درصدم این اتفاق افتاد جای نگرانی نیست به زندگی عادیتون ادامه بدین و مراقب حرکاتش باشید و انشالله که شما هم مثل من خبر خوش باز شدن بند ناف از دور گردن رو بشنوید و خداروشکر کنید که چقدر مراقبتونه😍😍😘❤️❤️❤️
امیدوارم همگی به سلامتی این راهو بگذرونیم و نی‌نی های قشنگمون رو صحیح و سلامت توی بغل بگیریم😍😍😍 الهی امین❤️❤️❤️❤️❤️❤️
مامان صدرا❤️ مامان صدرا❤️ ۱۰ ماهگی
مادر شدن برای من یه سفر عجیب و غریبه! حالا که ۳۵ سالمه و توی ماه نهم بارداری هستم، هر روز بیشتر می‌فهمم که زندگی چقدر غیرقابل پیش‌بینیه.

نه ساله که ازدواج کردم و همیشه از اینکه نتونم خوب از پس تربیت یه بچه بر بیام، می‌ترسیدم. گاهی فکر می‌کردم شاید این کار برای من مناسب نیست و ازش فرار می‌کردم. اما حالا که به زودی قراره مادر بشم، احساساتم خیلی متناقض شده.

از یه طرف، دلم می‌خواد هر چه زودتر زایمان کنم و ببینم بچه‌ام چجوریه. اما از طرف دیگه، ترس از مسئولیت‌های بزرگ مادری منو می‌گیره. آیا می‌تونم مادر خوبی باشم؟ آیا می‌تونم بهش عشق و حمایت کافی بدم؟

این احساسات در هم تنیده، بخشی از زیبایی این سفره. هر روز به خودم می‌گم که مادر شدن یعنی یادگیری و تغییر. من الان توی این سفر هستم و آماده‌ام تا این مرحله جدید از زندگی‌ام رو تجربه کنم.

این متن رو برای خودم نگه می‌دارم تا روزی که بچه‌ام بزرگ‌تر بشه، بهش بگم که حتی مادرها هم گاهی از ناشناخته‌ها می‌ترسند، اما عشق و امید همیشه راه رو روشن می‌کنه.🥲🥲💙💙💙
منتظرتیم کوچولوی من🤰🤱
به امید روزی که همه ی خانوم های چشم انتظار مادر بشن🫂❤️