وضعیت اعصابتون چطوره؟ 😐

مامانا بیاین یکم ازوچالشایی که با بچه هاتون دارید بگید؟؟


پسر من جدیدا خیییلی پرحرف شده خیلی سوال میپرسه از جوابایی ک بهش میدم دوباره سوال میپرسه😅
لجبازیو هم یه مقدار داره خیلی هم زود یه حرفی رو تکرار میکنه از هرجا بشنوه حتی تی وی، بیرون، هرچی بگن خصوصا کلمات بد رو😐

خونه مادرشوهرم میریم اخرهفته ها جاریم دوتا پسر داره خیلی باهاشون درگیره دعواشون میکنه بهشون میگه گمشو از جلوچشام یا خفه شو.... الان این دوتا کلمه رو ازاون یاد گرفته😐 یبارهم اونجا پسرم اینارو گفت همه به من نگا میکردن😐انگار من بهش یاد دادم... نمیشه هم اونجا نرم چون تو یه ساختمون هستیم و وقتیم میان اینجا..من سعی میکنم دیر تر برم خونه مادرشوهرم اما جاریم یا مادرشوهرم اینا پسر اونو میفرستن خونه ما 8سالشه خیلیم پسرمو اذیت میکنه🥲خلاصه من ک دیوونه شدم هر روز یه داستانی دارم این بچه هم کافیه یکی چیزی بگه فورا تقلید و تکرار میکنه اصنم یادش نمیره☹️




فرزند پروری اشتها شیر غذا وزن قد دوسالگی سه سالگی کمک خانواده فرزندپروری راهنمایی دکتر

۶ پاسخ

پسر من دوسه روزه خیلی اذیت میکنه واقعا اعصابم صفرررر شده

من از۹صبح دیگه نهایت تا۶ اعصابم بکشه
۶تا۸میفرستمشون بیرون با باباش
مغزم دیگه رد میده
اما دلم براش تنگ میشه
مادریم لعنتی

همه بچه ها همینن بخدا قسم پسر من با چرا گفتن سواراخم کرده الان یسال بیشتره هرچی میگی باز یه چرا داره بپرسه چرا این چرااون از تو هرجوابی و سوالی ده تا دیگه در میاره 😅

پسر من هر چی بهش میگی میپرسه یعنی چی؟ مثلا میگه باهوش یعنی چی؟بعد توضیح میدم براش میگم بعد از تو جواب من یه سوال دیگه در میاره🥲🤦‍♀️
جدیدا هم باید همه ش من پیشش باشم تا بازی کنه،روانی شدم

همین الان فقط مونده کلمو بزنم دیوار ،مغزم پاش پاش بشه هیچی نفهمم 😫😫😫

وای از سوال پرسیدنشون نگو ک حالم داره بهم میخوره دیگه

سوال های مرتبط

مامان سید کوچولو مامان سید کوچولو ۳ سالگی
سلام چطورین
مادرشوهرم برای بچه های خواهرشوهرم اسباب بازی خریده تو خونه خودش گذاشته ک وقتی میان بازی کنن ، یکی دوباری که پسرم با شوهرم رفتن اونجا ، پسرم دوتا ماشین کوچیک دربو داغون با خودش آورده
پریشب رفتیم خونه مادرشوهرم ، پسرم گفت مامان جون ماشین میدی بازی کنم مادرشوهرم گفت ندارم مامان یکی دادم بردی خونتون ، بقیه اسباب بازی ها رو هم دادم ب پسر عمه هات بردن خونشون برای اونا بوده (خودش همه رو خریده ) پسرم رفت تو اتاق یدونه ازین پمپ بنزینای کوچیک اورد بازی کرد بعد موقعی ک میخاستیم بیایم پسرم گریه میکرد ک اونو هم با خودش بیاره من خودم بدم میاد پسرم جایی بریم چیزی بیاره ، تا حالا هم اینکارو نکرده ، مگه یکی دوبار خونه مادرشوهرم خلاصه اون شب پسرم گریه میکرد ک میخام بیارمش من هی میگفتم نه ، یهو مادرشوهرم رفت سمت پسرم اون میکشید پسرم میکشید انقددددد ناراحت شدممممم هی میگف این مال امیر حسینه میاد گریه میکنه و محکم از دست پسرم میکشید ، منم پاشدم پمپ بنزینو از دست پسرم گرفتم گذاشتم تو اتاق و اومدم
یکی دوتا ماشین کوچیک کهنه هم خونمونه اونارو هم میخام بفرستم خونشون شوهرم میگه ولش کن اون همه اسباب بازی برا اونا خریدن دوتا ماشینم پسر ما اورده ، ولی من از رفتارشون ناراحت شدم ، دوتا ماشین کهنه ارزش نداره واقعا که اینطوری رفتار بکنن
مامان مرسانا مامان مرسانا ۳ سالگی