۸ پاسخ

منم تنهابودم سربچه اولم فقط مادرم وپدرم وبرادرم درکم میکردن وکمک حالم بودن. وگرنه همسرم اصلا درکم نمیکرد وبهمم خیانت کرد تنها میرفتم بیمارستان کارام میکردم مادرم بچه رو کمکم نگه میداشت اصلا من یه بلاهای سرم اومد که نگم واست من خودم افسردگی شدید گرفتم ولی نتونستم ازپسش بربیام بخاطربچم فقط پس قوی باش

من سربچه اولم زایمانم راحت بود سزارین هم شدم زود هم خوب شدم ازهمون روز اول همش خودم کاراموانجام میدادم مادرم هم اومد پیشم ولی همسرم دستپخت کسی بجزخودمونمیخوره. مجبور بودم کاراموکنم. بعضی ها واقعا درک نمیکنن که بچه به دنیا آوردی.
الانم اصلا ناراحت نشو توبچه آوردی بدنت ۹ماه بهم ریخته بوده بچه ازگوشت وخونت تغذیه میکرده اصلا حرف کسی برات مهم نباشه. به خودت برس وافسرده نشو. کمکم خوب میشی عزیزم

سر بچه اول همه چی سخته

همه ماهمینیم دقیقا ولی چه میشه کرد باید از پسش بر بیاییم

منم دو روز دیگه مخام برم خونه خودم انقدر استرس دارم نتونم بربیام از پس کارا

حق داری عزیزممم
منم تا یک ماه یکم سر پا بودم سر گیجه میگرفتم
نمیتونستم هیچ کاری انجام بدم
الان هم بعضی مواقع اینجوری بشم
زمان میبره خوب بشی و به روال قبل برگردی
اصلا به حرف بقیه گوش نده
الان خودت مهمی

عزیزم ۹ماه بچه تو شکمت بوده از بدنت جون گرفته
کی انتظار داره سریع جون بگیری
اتفاقاً تا۴۰روز اصلاً جون نداری بعدش آروم آروم جون میگیری
خیلی ضعیف میشی وقتی که زایمان می‌کنی
به حرفاشون اهمیت نده

دقیقا من الانم به کارام نمیرسم

سوال های مرتبط

مامان لیان مامان لیان ۴ ماهگی