تجربه زایمان پارت اول
خوشگلاومدم با تجربه زایمان من روز ۳۱ تیر بدون هیچ دردی رفتم زایشگاه بیمارستان امام حسین و گفتم ب طبق سونو ان تی باید ۳۰ زایمان میکردم و نکردم و معاینه شدم و گفتن دهانه رحمم بسته زنگ زدن دکتر وخلاصه بر طبق دستور دکتر ساعت ۸ شب من نامه بستری گرفتم‌و گفتن قرص زیر زبانی میدن تا صبح دهانه رحمم باز بشه و درد هام شروع بشه من بستری شدم و اومدن دستگاه نوار قلب رو مرتب تا صبح ازم گرفتن و ساعت ۱۰ و ساعت ۲ صبح و ۶ صبح بهم قرص زیر زبانی دادن تا ساعت ۴ صبح من هیچ دردی حادی نداشتم و دردام مثل درد پریودی میگرفت و ول میگرد از ماما پرسیدم گفت شروع درد ها بستگی به بدن داره یکی با یک قرص شروع میشه یکی با ۳تا و یکی ام با ۶ تا قرص خلاصه من تا ۴ صبح بی درد بودم از ساعت ۴ درهام شدید شد و انقباض هام شروع شد به حدی که ساعت ۸ صبح از درد مثل مار به خودم میپیچیدم اما چرا سزارین شدم چون دردها و انقباضات شروع سون اما دهانه رحم نرم شده بود اما باز نمیشد از شب ک بستری شدم چند بار دکتر و ماما معاینه کردن و معاینه های تحریکی دوبار انجام دادن که من تا ۴ صبح ۳ بار خونریزی کردم ب حدی که اومدم

۲ پاسخ

عزیزم دکترت و ماما همراهت کی بود

قدمش پر خیر و مبارک
منم زایمان قبلیم چندبار قرص دادن و ۶ صبح روز بعد دردام شروع شد . از آخرم سز شدم

سوال های مرتبط

مامان 💙امیرعلی 💙 مامان 💙امیرعلی 💙 ۱ ماهگی
پارت دوم تجربه زایمان
من تا ۴ صبح ۳ بار خونریزی کردم ب حدی که اومدم برم دستشویی و خون هام ریخت کف زایشگاه و ماما میگفت شاید قلب بچه افت کرده و منو برمی‌دارد روتختی و دوباره نوار قلب ازم میگرفتن از یاعت ۷ ب بعد شیفت ماما ها عوض شد و ماما جدید ک خیلی خانوم خوبی بودن اومدن رو سر من و مدام ازم نوار قلب بچه رو گرفتن و مراقب من بودن و مرتب میزان انقباض ها رو چک میکردم من تا ساعت ۹ و نیم صبح خیلی درد شدید وانقباض های وحشتناک داشتم ب حدی ک ن ب رمان بودم و ن ب آسمون و ۳ بار دیگه منو معاینه کردن در کل ۶ بار معاینه شدم که متاسفانه با هر با هر بار معاینه من به خونریزی می‌افتادم و حالم بد میشد و لرزش گرفته بودم و ماما برام اکسیژن وصل کردن چون حالم لحظه ب لحظه بدتر میشد خلاصه تا ساعت ۹و نیم درد زیاد کشیدم و ماما منتظر بود و منو معاینه میکردن که اگر دهانه رحمم باز از دوسانت بیشتر باز بشه زنگ بزنن ب ماما خصوصی و ب تکنسین بیهوشی بگن برام بی دردی رو برنه چون درخواست ماما خصوصی و بی دردی داده بودم از قبل اما با هربار معاینه من خونریزی داشتم و حالم خراب تر میشد اخر سر دکتر اومد
مامان ســـلین🪽🐣✨ مامان ســـلین🪽🐣✨ ۸ ماهگی
سلام مامانا من می‌خوام تجربه خودم رو از زایمان بذارم
قسمت اول
من زایمانم طبیعی بود
آخرین سونو که رفتم آب دور جنین گفتن کم شده و مقدار به ۶۰ میلی متر رسیده ، گفتن باید بستری بشی ، عصر بستری شدم بهم قرص زیر زبونی دادن و سرم وصل کردن ، دردام مثل درد پریودی بود ، دکترم گفت نزدیک صبح بهم آمپول فشار بزنن ، توی این تایم دو بار معاینه شدم ، صبح ساعت ۷ صبح بهم آمپول فشار زدن داخل سرم ، تاثیری نداشت ، چون فقط درد پریودی شدیدتر شده بود ، تا ساعت ۲ ظهر بهم همون سرم وصل بود ، دوباره معاینه شدم گفتن دهانه رحمت ۲ سانت بیشتر باز نیست ، شروع کردم به ورزش کردن ، بعد ورزش معاینه شدم دهانه رحمم شده بود ۴ سانت ، ساعت ۴ عصر ماما همراهم اومد و باهم ورزش کردیم ، ماما منو معاینه کرد و گفت دهانه رحم ۵ سانت رسیده و کیسه آب رو خودش پاره کرد ، بعد از اون دردام خیلی شدیدتر شده بود و تیر میکشید ، ولی تا ساعت ۹ شب هر سری معاینه میشدم میگفتن پیشرفت نمیکنی فقط ۶ سانت هستی ، اون وسط حالت تهوع گرفته بودم ، نمی‌تونستم گاز بیحسی استفاده کنم ، بخاطر پایین اومدن اکسیژن بهم ماسک وصل کردن ولی نمی‌تونستم راحت نفس بکشم ، فشارم افتاده بود و تمام بدنم از درد بعد از هر انقباض میلریزید ، نمیذاشتن ورزش بکنم چون دستگاه ان اس تی بهم وصل میکردن ، دردها به حدی شدید بود که میدونستم میمیرم و زایمان نمیکنم
مامان نی نی مامان نی نی ۱ ماهگی
من با نامه بستری شدم تو ۳۹هفته
چون صدک رشد نی نی پایین و دکتر خاتمه بارداری داد
و گفت با شیاف و قرص برات القای درد انجام میشه اگه جواب نداد آمپول فشار
منم صبح پنجشنبه رفتم برای بستری شدن بدون هیچ دردی
البته شب قبلش ۲ ساعت راه رفتم چند بار دوش آب گرم گرفت کلی ورزش کردم
و به این نتیجه رسید خودش تا زمانش نشه هیچ کاری تاثیر نمیزار
من ۹ رفتم بیمارستان و تا کارای بستری انجام شد و رفتم تو بخش زایشگاه و اولین دوز قرص زیر زبونیم رو شروع کردم شد ساعت ۱۰نیم
دوز دوم رو هم ساعت ۶ عصر گرفتم اما هیچی به هیچی رو من تاثیری نداشت 😏من روز اول رو بستری بودم بدون درد تا اینکه صبح جمعه ساعت ۱۱ اولین دوز آمپول فشار رو گرفتم و درد هام کم کم شروع شد اما با فاصله خیلی زیاد و انقباض های کوتاه این روند تا ساعت ۲ ادامه پیدا کرد و دیدن دردام منظم نیست دوز رو اضافه کردن درد های اولیه دقیق مثل درد های پریود با درد کم تا متوسط بود
راستی من با دهانه رحم کاملا بسته بستری شدم
و بعد گذشت ۳ ساعت از آمپول فشارم یک روز با دو دوز قرص زیر زبونی تا شده بودم ۱ سانت😅
خلاصه که درد ها از ساعت ۱۲ شروع شد درد ۱۲ به شد درد پریود کمی شدید که همراهم رو صدا زدم که بیاد کنار باشه و ماساژ هارو شروع کنه
که من همراهم مامانم بود
مامان HOSNA مامان HOSNA ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴
دیگه آن اس ای گرفتن و من شروع کردم تو اتاق به ورزش کردن از اسکات گرفته تا پوزیشن سجده و پیاده روی ‌ همه چی خلاصه یه دقیقه نمیشستم فقط هر یک ساعت یه بار میومدن قلبش و چک میکردن و میرفتن دو ساعت بعد معاینه شدم ۲ انگشت باز بودم باز دوباره شروع کردم ساعت هشت شب ۳ انگشت شده بودم بدون آمپول فشار ‌ و چون ورزش میکردم درد انقباض هارو نمیفهمیدم دستگاه بهم وصل میکردن انقباض نشون میداد اما من هیچ دردی احساس نمیکردم تا ساعت ۱۲ شب که ۴ ساتت شدم و همچنان بدون درد بودم با وجود انقباض های زیاد و عمیق دیگه شب اومدم بخوابم که برای موقع زایمان خسته نباشم اما از ساعت یک درد هام شروع شد
دقیقا تا چشمام گرم می‌شد یه درد بدی توی کمرم و باسنم میپیچید مامانم ماساژ میداد تا ول می‌کرد باز من میخوابیم باز دوباره رسیده بود به جایی که هر پنج دقیقه یه بار تکرار می‌شد و من هی سعی میکردم تا تنفس و تغییر حالت و راه رفتن تحملش کنم تا ول کنه و وارد مرحله استراحت بشم ساعت ۴ صبح معاینه شدم و هنوز ۴ سانت مونده بودم بدون پیشرفت و دکتر احتمال سزارین داد و رفت
دیگه هی درد ها شدید تر می‌شد هی عمیق تر می‌شد شیفت صبح که اومدن ساعت ۸ دوباره معاینه شدم گفتن آفرین ۷ سانت شدی پاشو بریم اتاق زایمان
و من با درد های زیاد که هی میگرفت و ول می‌کرد رفتم اونجا کیسه آبم و زدن خداروشکر مدفوع توش نبود و فقط ورنیکس که مال صورت بچه بود توی کیسه آبش وجود داشت
مامان آوا 🌱 مامان آوا 🌱 ۲ ماهگی
تجربه زایمانم:
من از ۳۵ هفته ورزش و پیاده روی رو شروع کردم و قصدم طبیعی بود از اول، از ۳۷ هفته هرچی معاینه شدم دهانه رحمم بسته و خلف بود و سر بچه فلوت بود. خلاصه ۱۸ تیر روز سه شنبه ۴۰ هفته و یک روز رفتم بیمارستان و بدون درد و هیچ انقباضی با دهانه رحم بسته و خلف بستری شدم، از ۹ صبح تا ۹ شب بهم آمپول فشار وصل کردن اما ۹ شب که معاینه شدم یک سانت هم باز نشده بودم حتی در طول روز یه انقباض و درد هم نداشتم، آمپول فشار و برام قطع کردن و باز ۶ صبح با دوز دوبرابر برام وصل کردن تا یک ظهر معاینه شدم و تازه یک سانت باز شده بودم، اون مدت تو یه اتاق تک و تنها بدون همراه و گوشی و حتی پنجره‌ای که بتونم بیرون رو نگاه کنم بودم و از لحاظ روحی بشدت بهم ریخته بودم، ساعت یک ظهر با یک سانت باز بودن کیسه آبم رو خودشون پاره کردن تا دردام شروع بشه، من از یک ظهر تا ۷ غروب درد کشیدم که باز هم شدید نبود ساعت ۸ شب معاینه شدم توسط دکتر شیفت که شده بودم ۲ سانت، چقدر التماسش کردم که عملم کنه اما نکرد.
(بقیه تو کامنت می‌ذارم.)

بارداری بارداری بارداری