۹ پاسخ

من بچه اولم بود
حوصله هیچ کس رو نداشتم
مستقیم بعد سز اومدم خونم
ترس از دست دادن بچم داشتم نمیدونم چرا
و حس میکردم همسرم دیگه منو دوس نداره
خلاصه گذشت بعد ۲۰ روز به خودم اومدم

من با روانشناس و روانپزشک حرف زدم

منکه انقد از خونمون بدم میاد که نگو متنفرم

هیچی بدتراز افسردگی نمیتونه حالتو بد کنه من درکت میکنم میدونم چ حالی داری

بخاطر مسئولیت‌های زیادی که رو دوشته واقعا آدم کم میاره ی جا ولی خدا بزرگه شما خودتون تجربه دارید یکم صبوری کنید بچه جوون بگیره زندگیتون رو روال میفته

کاملا طبیعیه مامان ب نظرم امروز پاشو لباستو عوض کن موهاتو شونه ی لباس خوشگلم تن بچه کن فقط به خودتون دوتا فکر کن همه مشکلات بزار برای فردا فقط امروز مادر بچه ای عشق کنید

من شرایط خیلییی خوبی داشتم هم خانواده هم بارداری و...ولی بازم افسردگی گرفتم خودمم نمیدونم چمه گریه میکنم خسته شدم...
ولی میگم این روزا میگذره و قرار نیست بمونه بهتر به خودم بیام بخاطر نینی اون به مادر شاد نیاز داره💗

من که افسردگی نگرفتم 😂😐
تنها چیزی که با روحیم ناسازگاره افسردگیه

ذوق نی نی رو میکنم.
لباس تن نی نی میکنم....
حمامش میکنم

سوال های مرتبط

مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۵ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.