۲ پاسخ

چن هفته سز شدی

دکتر چقدر پول گرفت؟

سوال های مرتبط

مامان علی جون👶🏻🩵 مامان علی جون👶🏻🩵 ۱ ماهگی
پارت ۱ تجربه زایمان سزارین در بیمارستان صارم با دکتر هاشمی جم

به خاطر دیابت بارداری و مشورت با پزشکم سزارین رو انتخاب کردم. دکترم هاشمی جم بود و خیلی ازش راضی بودم. خانم بسیار آروم و مهربونی هستن.
حدود ۱ ماه قبل عمل تاریخ عمل رو بهم گفت، و دو هفته قبل از عمل رفتم آزمایشات و سونوی آخرو انجام دادم رفتم بیمارستان پزشک بیهوشی و طب قانونی ویزیت شدم و کارای اولیه تشکیل پرونده رو انجام دادم.
روز قبل از عمل از بیمارستان زنگ زدن که ۴:۳۰ اونجا باشم بستری بشم. ساعت عملمو دکتر اول وقت ساعت ۷ صبح گفته بود. تشکیل پرونده دادیم ۲۰ میلیون هم پیش پرداخت گرفتن. بعدم وارد بخش شدم و ازم خون گرفتن برای آزمایش و اینا. اتاقمم خصوصی بود. ساعت ۷ صبح گفتن بریم اتاق عمل. منو بردن اتاق عمل که از وقتی رفتم میلرزیدم از سرما و هم اینکه استرس هم داشتم. فیلمبرداری و عکاسی اتاق عمل هم داشتم که اونجا گفتم و فیلمبردار اومد.
بعدش دکتر بیهوشی اومد گفت ک میخواد چیکار کنه و اینکه نباید تکون بخورم اصلا.
وقتی سوزن رو زد ناخودآگاه پای راستم تکون خورد انگار برق گرفته، دو بار اینجوری شدم. دردش برای من قابل تحمل بود.
مامان نخودی مامان نخودی روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا اومدم تجربه سزارینمو بگم

ساعت ۷ صب ۲۲ مهر رفتم بیمارستان ،کارای بیمارستان رو چند روز قبلش انجام داده بودیم ولی فک میکردم تا ساعت ۱۲ بزور عمل شم
مستقیم رفتم بخش زایمان همین که رسیدم کارامو انجام دادن سوند رو وصل کردن ساعت ۸ گفتن دکتر اومده ساعت۸:۳۰ رفتم اتاق عمل همین که وارد اتاق عمل شدم لرزم گرفت و تا اخر عمل داشتم میلرزیدم
بی حسی از کمر گرفتم و کم کم پاهام گرم شد دکترم اومد کارشو شروع کرد اصلا هیچی حس نمیکردم فقط احساس خفگی داشتم بعد از ده دقیقه صدای گریه دخترم اومد 🥺
برای همه مامانا و چشم انتظارا دعا کردم
بردن کاراشو انجام دادن بعد اوردن من دیدمش و بوسیدمش🥲
دکترم فوق‌العاده بود واقعا خدارو شکر که ماما بهم معرفیش کرد
ولی خیلی پر رگ بودم و خونریزیم زیاد بود تو اتاق عمل بخاطر همین خیلی ضعف دارم این چند روز البته الان دیگه خونریزی چندانی ندارم بیشتر خونابه میاد
سخت ترین قسمتش اولین راه رفتن بود برام مردم و زنده شدم الانم یکم درد دارم
در کل سزارین برام انتخاب خوبی بود بازم برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم
مامان رایمُن 💙 مامان رایمُن 💙 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارین قسمت ۲

صبح قرار شد ساعت ۴:۳۰ بیمارستان نیکان سپید باشم، چون روز شلوغی بود برای سزارین و در واقع من نوبت سزارین و اتاق عمل نداشتم، دکترم گفت این‌ساعت برم که اولین عمل باشم و مشکلی پیش نیاد
خلاصه فکر میکردم خیلی باید استرس داشته باشم ولی خیلی ریلکس بودم انگار خدا یه توانی بهم‌ داده بود که از پسش بربیام رفتم بیمارستان نیکان سپید، از بخش اورژانس وارد شدم و رفتم بلوک زایمان
دکترم با مامای مقیم هماهنگ کرده بود اونم گفت سریع مدارک رو بدین برای تشکیل پرونده و بعد از اون بهم لباس داد و گفت تمام لباس هات رو در بیار و گان اتاق عمل بپوش
دراز کشیدم و باز ازم NST گرفتن، بعدش از پشت دست راست رگ گرفتن و آنژیو کت وصل کردن که خیلی هم درد داشت چون خیلی بد برام وصل کرد…
همش منتظر بودم بیان سوند رو وصل کنن ولی دیدم سوند نزاشتن برام
در نهایت گفتن دراز بکشم رو یه تختی که جلوی در بلوک زایمان بود و دو نفر اومدن و من و بردن اتاق عمل، لحظه عجیبی بود سقف رو فقط میدیدم از روی تخت و از کنار های تخت اتاق عمل های متعدد رو میدیدم که همشون چراغ هاشون خاموش بود چون اون ساعت عملی نبود😄
ادامه تایپک بعدی👈🏻
م
مامان ❄دونه برف❄ مامان ❄دونه برف❄ ۱۱ ماهگی
بچه ها همتون گفتین بگین کسایی میترسین نخونین
تجربه سزارین
خب من فشارم رفت بالا رفتم بیمارستان و قرار شد فردای همون روز عمل بشم
استرس خیلی زیادی داشتم صبح زود رفتیم بیمارستان ولی چون تاریخ رند بود هیلی خیلی شلوغ بود خلاصه نوبتم شد صدام زدن رفتم اون قسمتی که بعدش وارد اتاق عمل بشیم، اونجا قالب تهی کردم و هی فکرای مسخره میومد تو ذهنم خلاصه دکترم منو دید دارم گریه میکنم نشست کنارم فیلم گرفت مسخره بازی دراوردیم یکم از اون حال در اومدم تا یهو گفت بیا بریم اتاق عمل، اتاق عمل تاریک بود یه چراغ داشت یه تخت داشت با وسایل عمل و دوتا اقا که کار بیهوشی میکردن و تخت بچه حقیقتش فضاش خیلی برام بد و حس خوبی بهم. نیمداد خیلی ترسیده بودم مثل قبری بود اقا خلاصه من رث تخت خوابیدم شلوارم دراوردن سوند وصل کردن خیلی بد نبود فقط حس بدی داشت درد نداشت خلاصه یه اقا بد اخلاقی اومد اسپاینال زد برام منم چون خیلی استرس داشتم داخل کمرم نمیرفت دو سه بار زد هی میگفت شل کن نمیتونستم شل کنم اصلا، پارت بعد منتظر باشین
مامان 🎀
رز🎀 مامان 🎀 رز🎀 روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از سزارین بیمارستان اریا اهواز
جمعه شب ساعت ۱۲رفتم برای کارای بیمارستان که بستری شدم حدود دو ساعت طول کشید تا کارام انجام دادم و رفتم داخل بخش زنان پرونده اونجا هم تشکیل دادم آزمایش خون گرفتن فشارم چک کردن و پرونده ای که داشتم دیدن کل آزمایش های این چن ماه برسی کردن من اتاق خصوصی گرفتم که راحت باشم حدود ساعت سه شب بود شروع کردن به سرم زدن گفتن اینا برا قبل عمل لازمه
صبح ساعت هفت و نیم دکتر اومد من چون شکم اول بودم منو اولی فرستادن اتاق عمل در کل اتاق عمل چیز ترسناک نبود که من فک می‌کردم
از وقتی رفتم همه شروع کردن به سوال پرسیدن و مسخره کردن که منو سرگرم کنن دکتر بیهوشی اومد که بی حسم کنه از کمر خیلی استرس داشتم اما بخوام دردش بهتون بگم کمتر از آمپول های که وقتی سرما میخوریم میریم می‌زنیم تا آمپول زد گفت چه حسی داری گفتم پام داره داغ میشه سریع بی حس شدم درازکشیدم
جلوم ی پارچه گزاشتن وقتی حس کردم دکتر کارش شروع کرده استرس شدیدی گرفتم همین هم باعث افت فشارم شد حدود پنج دقیقه حس می‌کردم دارم میمیرم همش صدام میکردن نترس فشارت افتاده الان دارو میزنینم میاد بالا 🥲
ادامه پارت بعدی ✅