۲ پاسخ

چن هفته سز شدی

دکتر چقدر پول گرفت؟

سوال های مرتبط

مامان رایمُن 💙 مامان رایمُن 💙 ۹ ماهگی
تجربه زایمان سزارین قسمت ۲

صبح قرار شد ساعت ۴:۳۰ بیمارستان نیکان سپید باشم، چون روز شلوغی بود برای سزارین و در واقع من نوبت سزارین و اتاق عمل نداشتم، دکترم گفت این‌ساعت برم که اولین عمل باشم و مشکلی پیش نیاد
خلاصه فکر میکردم خیلی باید استرس داشته باشم ولی خیلی ریلکس بودم انگار خدا یه توانی بهم‌ داده بود که از پسش بربیام رفتم بیمارستان نیکان سپید، از بخش اورژانس وارد شدم و رفتم بلوک زایمان
دکترم با مامای مقیم هماهنگ کرده بود اونم گفت سریع مدارک رو بدین برای تشکیل پرونده و بعد از اون بهم لباس داد و گفت تمام لباس هات رو در بیار و گان اتاق عمل بپوش
دراز کشیدم و باز ازم NST گرفتن، بعدش از پشت دست راست رگ گرفتن و آنژیو کت وصل کردن که خیلی هم درد داشت چون خیلی بد برام وصل کرد…
همش منتظر بودم بیان سوند رو وصل کنن ولی دیدم سوند نزاشتن برام
در نهایت گفتن دراز بکشم رو یه تختی که جلوی در بلوک زایمان بود و دو نفر اومدن و من و بردن اتاق عمل، لحظه عجیبی بود سقف رو فقط میدیدم از روی تخت و از کنار های تخت اتاق عمل های متعدد رو میدیدم که همشون چراغ هاشون خاموش بود چون اون ساعت عملی نبود😄
ادامه تایپک بعدی👈🏻
م
مامان ❄دونه برف❄ مامان ❄دونه برف❄ ۹ ماهگی
بچه ها همتون گفتین بگین کسایی میترسین نخونین
تجربه سزارین
خب من فشارم رفت بالا رفتم بیمارستان و قرار شد فردای همون روز عمل بشم
استرس خیلی زیادی داشتم صبح زود رفتیم بیمارستان ولی چون تاریخ رند بود هیلی خیلی شلوغ بود خلاصه نوبتم شد صدام زدن رفتم اون قسمتی که بعدش وارد اتاق عمل بشیم، اونجا قالب تهی کردم و هی فکرای مسخره میومد تو ذهنم خلاصه دکترم منو دید دارم گریه میکنم نشست کنارم فیلم گرفت مسخره بازی دراوردیم یکم از اون حال در اومدم تا یهو گفت بیا بریم اتاق عمل، اتاق عمل تاریک بود یه چراغ داشت یه تخت داشت با وسایل عمل و دوتا اقا که کار بیهوشی میکردن و تخت بچه حقیقتش فضاش خیلی برام بد و حس خوبی بهم. نیمداد خیلی ترسیده بودم مثل قبری بود اقا خلاصه من رث تخت خوابیدم شلوارم دراوردن سوند وصل کردن خیلی بد نبود فقط حس بدی داشت درد نداشت خلاصه یه اقا بد اخلاقی اومد اسپاینال زد برام منم چون خیلی استرس داشتم داخل کمرم نمیرفت دو سه بار زد هی میگفت شل کن نمیتونستم شل کنم اصلا، پارت بعد منتظر باشین
مامان مامان دلارا🎀 مامان مامان دلارا🎀 روزهای ابتدایی تولد
سلام خانوما من زایمان کردم سزاختیاری انتخاب کردم بیمارستان خصوصی گلپا
من صبح دکترم گفت بود ساعت ۷بیمارستان باشم رفتم اونجا پذیرش شدم
رفتم توی بخش زنان کارامو کردن تندتند مستقیم رفتم اتاق عمل واقعیتش خیلی میترسیدم ازاناق عمل ولی خدایی اصلا ترس نداشت خیلم شیک بود
دیگه نشستم روتخت دکتر بیهوشی پشتم بوداسپاینال درد داره نمیگم نداره عجب نمیفهمی البته که بدن با بدن فرق داره دردشم مثل همون آمپول که تو باسن میزنن بود ولی من چون بی حس نمیشدم ۵بار اسپاینال شدم وواقعا اذیت شدم آخرین بار که زد سریع خوابوندنم پرده کشیدن دکترم داشت برش میداد من درد داشتم نمیسوخت ولی وقتی لایه هاروازهم میکشید بازبشه توپهلوهام احساس درد بدی داشتم همونجا گفتم بهشون بهم یه دارو زدن گیج شدم ولی اونقدر تاثیر زیادی نداشت کلا بدنم فکرمیکنم مقاوم بود دفعه بعد مسکن زد توسرمم بچه به دنیا اومد
دکترم شروع کرد بخیه زدن اون خب بیشتر طول کشید تا بازشدنم بخیه که تموم شد من داشتم میلرزیدم که طبیعی بود گفتن
س
مامان گیسو🤰🏼💖 مامان گیسو🤰🏼💖 روزهای ابتدایی تولد