۵ پاسخ

عزیزم کرمانشاه هستی؟

بیمارستان حضرت ابولفضل کرمانشاه بودین ؟

فک میکردم فقط دولتی این بلا رو سر آدم میارن
منم تجربه دارم ولی نه به این شدت

چقد اذیت شدی تمام مدت ک میخوندم نفسم و حبس کرده بودم الان فهمیدم نفس نمیکشیدم🫤
منم بچه اولم شش ماهم بود ب خاطر دلدرد شدید بیمارستان بشتری شدم میبردنم تو اتاق برای اکوقلبو معاینه ی خانمی داشت سقط میکرد بدون بی حسی دستگاه درازی میکردن داخلش و چقد گوشت قرمز و خون ازش میکشیدن بدبخت نابودش کردن

چقد تو بیمارستان اذیت شدی عزیزم
مبارکت باشه قدمش پر از خیر و برکت
برگردی بازم طبیعی رو انتخاب میکنی

سوال های مرتبط

مامان پناه  🩷🐣✨️ مامان پناه 🩷🐣✨️ ۱ ماهگی
تجربه زایمان من
#پارت چهار
شب ک میشد نینی کلی تکون میخورد اینقدر تکون میخورد ک نوار قلب درست درنمیومد ماماها میگفتن تو برگه بستریت زدن علت بستری کم تکون خوردن جنین الان اینکه خیلی فعاله ک کلا از دستش کلافع شده بودن😂 میگفتن ما ماه اخر ندیدیم ی بچه اینقد تکون بخوره شانسم هرشیفت ک ماما عوض میشد خوش اخلاق بودن اونجا ی ماما بود ک خیلی بداخلاق بود و من دعادعا میکردم شیفتش ب من نخوره خلاصه معاینه ها و قرصا ادامه داشت میومدن میپرسیدن درد نداری میگفتم ن و هربار ک معاینه میکردن کلی اذیت میشدم کلا شمارش معاینه از دستم در رفته بود ۴۱ هفته شدم و خبری نبود همش میپرسیدم بعداش چی میشه کی امپول فشار میزنین گف قرصا اثر نکنه امپولو میزنیم ظهری بود ک ماما اومد گف دکتر اومده و میخواد معاینه ات کنه ی سوند میخواد جا بده تو رحمت ک اون خیلی خوبه و باعث میشه دهانه رحمت باز بشه دکتر اومد و نگم چقدر بد اخلاق و وحشی بود ب طرز خیلی بدی معاینه ام کرد و من پاهامامو ک جمع میکردم کلی دعوام میکرد و سروصدا ی سوند بود اونو کرد تو رحمم خیلییی درد داشت ماما های دیگ منو دست گرفته بودن و من از درد گریه میکردم و دکترم با بداخلاقی میگف ساکتشو و مثل ی سرم آب بود ک میرف تو رحمم ماما ک شیفت بالاسر من بود ی گوشه با دلسوزی نگام میکرد وای نگم بعد اون سوند تو رحم بود و اونا میومدن همونجوری معاینه میکردن حتی جرئت نداشتی ی اخ بگی کلی دعوات میکردن شیاف و قرص میذاشتن تو رحمم اون سوند رو ک گذاشت دیدم دل و کمرم درد اومد مثل اینکه بخوایی پریود بشی گف پاشو راه برو راه میرفتم و ورزش هارو خودم انجام میدادم
مامان Baby's مامان Baby's ۱۵ ماهگی
#زایمان طبیعی دوقلو
#پارت ششم
سرمم در جریان بود و دریغ از یه ذره درد...
دکترمم به فاصله میومد معاینه م میکرد که ببینه دهانه ی رحمم چند سانته....
و من تو این فواصل همه ی نگاهم به ساعت دیواریِ روبرو بود که ساعت از ۱۲ شب بگذره و تودلیام اردیبهشتی بشن😅
ساعت ۱۲ که شد یه مامای مهربون دیگه اومد بالا سرم و گفت مامای قبلی وقت استراحتش شده و الان من مامای شما هستم و اسمشم خانم محمدی بود،بهم گفت:مامای همراه نداری؟گفتم نه...گفت پس این حرکاتی که میگم انجام بده؛یکیش حرکت زدن با توپ بود و بعدش اسکات زدن و...
منم چون دوس داشتم طبیعی زایمان کنم؛هر حرکتی که میگفت رو انجام میدادم
طرفای ساعت ۱۲:۱۵ بود که دردام شروع شد...دردای وحشتناکی که میگرفت و ول میکرد
از درد زیاد حالت تهوع بدی داشتم...ماما رو صدا زدم و گفتم بهم ظرف تهوع بدین که یهو گلاب به روتون کل شامی که خورده بودم بالا آوردم.... برام آمپول تهوع زدن؛تهوع م خوب شد
ولی دردا امونمو بریده بودن...
دکترم اومد معاینه م کرد ک گفت الان دهانه ی رحمت ۴_۵ سانته بشه ۷_۸سانت میبریمت اتاق زایمان....
منم تو این حین هر حرکت و ورزشی که ماما بهم گفته بود انجام میدادم....
ادامه در پارت بعدی...
مامان بهترین پسر 💙 مامان بهترین پسر 💙 روزهای ابتدایی تولد
پارت سیزدهم زایمان طبیعی
صب ک میزفتم دسشویی میفتادم سرم هنوز گیج میرفت نفسم تند تند میزد نمیدونم اثر بی حسی بود یا اون همع خون ک از دست داده بودم دوکیسه خون ام برام زدن چون هموگلوبینم از ۱۲ شده بود ۸ .
خلاصه داغون شدم و دیگ هیچوقت طبیعی زایمان نمیکنم .
فرداش هم همچنان یک نفر اومد رو سرم همینجوری با بخیه دستشو کرد داخل ک ببینه پازه و اینا نشده مقعد و واژنم . راسی اونروز زایمان سوند هم برام زدن ک ادرارم خالی شه اینقد نرم دسشویی ولی من دسشویی هارو برای فرار از جهنمی گ بودم میرفتم
حالا بارهای روانی ک زایمان طبیعی داره .
اولیش اینه ک حریم شخصی وجود نداره هرچند نفر ممکن بیان رو سرتون و زل بزنن ب اونجاتون مخصوصا اگ مامای همراه نداشته باشین ک دیگ هرچند نفر میان دست میکنن تو . شماهم باید با کمال میل پاهارو باز کنین .
واقعا این حس خیلی بدی ب من میداد ک مثلا وسط معاینه ی مامای. دیگ میومد با این یکی حرف میزد انگار ن انگار یکی لنگاش هواس . خلاصه برا من زایمان طبیعی یعنی ذلت . فک نکنید ک میتونید بگین ن دوس ندارم کسی بیاد رو سرم ازین حرفها نداریم اگ شلوغ باشه بیمارستان ک نمیان اما اگ خلوت باشه ممکن بیان کاملا شانسی . اصلا دست شما نیست مامای همراهم بگیزین بازم مامای همراه . دکتر مامای شیفت و چن تا پرستار رو سرتونن اینو راجب طبیعی بدونین .‌ .
سزارین شاید بعدش درد داشته باشین من تو طبیعی درد زیادی ندارم یکمی موقع نشستن اذیتم . اما ذلتی ک کشیدم توی طبیعی قابل قیاس با هیجی نیس تمام