دیدم بخوام پارت به پارت تجربه زایمانم رو بنویسم خیلی زیاد میشه و هی بینش فاصله میفته
پس اومدم که تجربه هام رو به طور کلی بنویسم امیدوارم کمک کننده باشه
سوالی داشتین بپرسین اگه اطلاع داشتم راجع بهش میگم بهتون

شب قبل از زایمان میدونم خیلی استرس و هیجان هست ولی هرجوووری شده بخوابین و استراحت کنین که بعدش واقعا نمیشه خوابید
وقتی بهتون اجازه دادن مایعات رو شروع کنید حتماااا مرتب بخورید
نسکافه بخورید ، ابمیوه بخورید
و وقتی اجازه غذا دادن حتی اگه میل نداشتین بازم به زور بخورید اگه دلتون چیز خاصی کشیده بود بگید براتون بگیرن بیارن
چون برای اولین باری که میخواین بلند شین به شدت بدنتون نیاز داره به انرژی و چیزای مقوی
که من اشتباه کردم و اصلا نخوردم و داغون شدم
تایم ملاقات و بعد از ترخیص بدون تعارف بگید شلوغ نکنن دورتونو متاسفانه واقعا حالتون بد میشه شبای اول هرچی خلوت تر باشه حالتون بهتره
ممکنه یه حالت های روحی و اینا پیش بیاد که طبیعیه ولی باید ببینید چی حتی یه درصد تاثیر میزاره که بهتر بشین اونو انجام بدین
حتی اگه سینه اتون درد نداشت حتما پماد شقاق سینه رو بزنید یکبار در طول روز
و اگه سزارین هستین هرچی بیشتر راه برین حالتون زودتر خوب میشه
بعدش چیزای مقوی بخورید نزارید به مرحله ضعف برسید
من رعایت نکردم و اطرافیان هم رعایتمو نکردن هر روز صبح از بیخوابی و ضعف میفتادم رو تهوع و لرز به شدت شدید و استخوان درد

فعلا اینا تو ذهنم بود بازم چیزی یادم اومد پایین می‌نویسم

۳ پاسخ

چن هفته زایمان کردی؟اورژانسی بودی یانه

وای اره حتنا بعد زایمان چیزای خون ساز بخورین من تا چن روز اول همش در حال ضعف بودم حالم خیلی بد میشد با تقویت سرپا شدم

مرسی عزیزم
چیا بخوریم؟

سوال های مرتبط

مامان مهدیار مامان مهدیار ۲ سالگی
من سزارین دومم بود میخوام چند نکته خیییلی مهم که کمکم کرد رو بهتون بگم
اول اینکه تا ۶ ساعت بعد از عمل اصلا سرتون رو تکون ندید
بعد از اون میگن که مایعات بخورید اول با اب گرم شروع کنید بعدش هر چی میتونید مایعات بخورید تا رنگ ادرارتون سفید بشه هر چی بیشتر بخورید بدن زود تر ریکاوری میشه
بعدش سوپ گرم یا کاچی بخورید که خیلی مقویه
هر وقت حس به پاهاتون برگشت مرتب پاهاتون رو تکون بدید و نزارید خشک بشه چون بعدا راه رفتن سخت تر میشه
وقتی سن رو دراوردن میگن که راه برید مرحله مرحله با توجه به حس خودتون بدنتون رو بلند کنید ولی اصلا عجله نکنید اینجا چون از قبل پاهاتون رو تکون دادید بهتون کمک میکنه هر مرحله بلند شدن رو با فاصله انجام بدید تا حس بیاد تو بدنتون
هر چه قدر زمان نیاز دارید روی لبه تخت بشینید بعد پاشید من نیم ساعت نشستم یکم کاچی خوردم تا حس کردم بدنم گرم شد بعد یواش یواش بلند شدم
دوستان راه رفتن خیلیییی مهمه هر چی بیشتر راه برید حالتون سریع تر خوب میشه هر یه ساعت یه بار پاشید راه برید نزارید بدنتون خشک بشه
من یه کمربند مخصوص بعد زایمان خریدم و قبل بلند شدن بستم خیلی کمکم کرد خیلیییی چون عضلات رو حمایت میکنه خیلی خوبه
راستی قبل از اینکه بلند بشین راه برید شیاف بزارید من هر ۴ ساعت میگفتم پرستار برام بزاره اجازه ندید درد بیاد سراغتون بعد شیاف بزارید شما سر ساعت استفاده کنید
هر نکته ایی به ذهنم رسید گفتم من این تجربه هارو بعد از کلی درد به دست اوردم شما انجام بدید ان شالله درد کمتری داشته باشید
مامان نورا مامان نورا ۴ ماهگی
پارت ۳
من قبل عمل درخواست پمپ درد داده بودم که همسرمو فرستادن بخره هزینه اش هم ۱میلیون ۸۰۰ شد
حتما قبل عمل بگید چون باید دکتر بی هوشی نصب کنه براتون
اگ بگم چ فوایدی داره خیلی درد رو کنترل میکنه خیلی کمک میکنه برا سرپا شدنتون حتما توصیه میکنم بگیرید
ساعت ۶ بهم اجازه خوردن مایعات دادن من چای و خرما خوردم شماهم حتما ابمیوه اناناس کمپوتش تاحد امکان ابمیوه طبیعی ببرید چون ابمیوه های کارخانه ای رو نمیذارن میگن نفخ اوره
بعد خوردن مایعات پرستاراومد کمک که ازتخت بیام پایین برای اولین بار سخته واقعا ولی حتما ب پرستارتون بگید قبل پایین اومد از تخت شیاف بزنه خیلی خیلی موثر درد رو درجا کنترل میکنه اگ اوناهم نزدن ب همراهتون بگید بهتون بزنه واقعا تاثیرش رو میبینید
خلاصه با کمک مامانم و پرستار اومدم پایین سخت ترین بخشش اینجا که اونم چن بار راه برید و حرکت کنید دیگ اوکی میشد هرچقدر بیشتر راه برید و تکون بخورید زودتر حالتون خوب میشه من از کسایی ک پیشم بودن بیشترحرکت میکردم جنب و جوش داشتم خداروشکر بعد ۲ روز سرپا شدم
راستی حتما وقتی بهتون اجازه خوردن مایعات دادن ی کوچولو قهوه فوری دم کنید بخورید من نخوردم ۴ روز از سردرد نمیتونستم سرمو تکون بدم ولی روز چهارم ۲ دفعه قهوه فوری خوردم دیگ سردردم اونجا موند
مامان سادات کوچولو 💕 مامان سادات کوچولو 💕 ۸ ماهگی
سلام مامان گلی ها، خواستم تجربه ام رو در مورد شیردهی بگم، زود نگران یا نامید نشید
سعی کنید از همون لحظات اول زایمان شیر بدید بچه رو، هر چی بیشتر شیر بخوره سینه بیشتر تحریک میشه، شب اول که بچه به دنیا میاد همش خوابه، اما هر طور شده دو ساعت یکبار بیدارش کنید و شیر بدید، ندید خیلی کم میشه
اومدید خونه تا میتونید با شیردوش بدوشید
هیچی مثل شیردوش تحریک نمیکنه سینه رو
بعد تا ده روز اول هر روز سوپ جو و ماهیچه بخورید، هم جون میده به خودتون هم شیر رو زیاد میکنه
در کنارش ترکیبِ رازیانه و زیره آسیاب شده با دانه سیاهدانه رو مخلوط کنید هر روز یه قاشق مرباخوری بخورید، در کنارش میتونید کمی عرق کاسنی یا خاکشیر یا دمنوش عناب بخورید که بچه گرمیش نشه
هیچی مثل شیر دادن از زردی جلوگیری نمیکنه
هر چقدر دفع بچه بیشتر باشه سریع تر بیلی روبین خارج میشه
من البته به دخترم چند بار ترنجبین هم دادم،
ولی اگه نمیدید هم خودتون بخورید تاثیر داره
داشت زرد میشد که با همین شیردادن مکرر و ترنجبین الحمدالله ردش کردیم
خواستم بگم زود نرید سراغ شیر خشک ، هیچی شیر مادر نمیشه، اول همه تلاش ها رو بکنید اونو بذارید گزینه آخر
مامان مهوا مامان مهوا روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا
من ۳۱/۴زایمان کردم سزارین اختیاری
تجربم براتون بنویسم
به نظرم بهترین انتخاب رو انجام دادم و کاملا راضیم از نوع زایمانم
سوند فولی که برای ادرار میزارن اصلا درد نداشت یه حس سوزش کوتاه و لحظه ای داره موقع خارج کردنش هم همینطور
آمپول بیحسی هم واقعا برای من درد خاصی نداشت یکم حالت گرگرفتگی بیشتر داشت
حین عمل هم کلا بی حس بودم هیچی حس نمی‌کردم کمی حالت تهوع گرفتم ک با دارو کنترل شد .بهترین حس زمانیه که صدای گریه نینی رو می‌شنوین اصلا یه حالی آدم میشه که نمیدونم چطو توصیفش کنم ..
بعدش ک اومدم ریکاوری کمی درد شبیه ب درد پریودی داشتم فقط و ماساژ رحمی که انجام دادن هم چون هنوز بی حسی داشتم درد نداشت
اومدم تو بخش برام شیاف گذاشتن و هر وقت درد داشتم مسکن میزدم
موقع بلند شدن برا اولین بار کمی اذیت میشه آدم وقتی میخایم راه بریم من با نفس عمیق دردش رو کنترل میکردم ولی سعی کنید قبلش قشنگ آبمیوه سوپ چیزای مقوی بخورید ک ضعف نکنید
هر چه بیشتر راه برید دفعه بعد راحترید .
من بعد سه روز مرتب زخم رو با شامپو بچه میشستم و با سشوار خشک میکردم خداروشکر عفونت نداشت و بعد ده روز کشیدیم بخیه رو ..
بخیه رو که بکشی دیگه اصلاا انگار عمل نکردی .
امیدوارم همه مامانا زایمان راحتی رو تجربه کنند چه طبیعی و سزارین ...
سوالی بود در خدمتم ❤️😘
شیردهی مادر فرزند پروری شیر خشک نوزاد سزارین
مامان دیار مامان دیار ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان نی نی مامان نی نی ۳ ماهگی
جربه سزارین پارت دوم:
اول از همه بگم از استرس و نگرانی که اطرافیان میدن کاملا دوری کنین .
باور کنین زایمان خیلی خیلی از چیزی که بقیه براتون میگن راحت تره.
من یادمه هر کی بهم میرسید میگفت وای سزارین بعدش نمیتونی بلند بشی از رو تخت . من از فردای زایمانم کامل سرپا بودم . روز سوم حمام شستم و همه کارهای بچه را خودم کردم . بخیه هام سوزش و درد داشت ولی قابل تحمله .
همه میگفتن اولین باری که میخوای بعد سزارین راه بری درد خیلی زیادی داره . ولی اگه پمپ درد بگیرین و شیاف بگذارین همه چی قابل تحمله . من اولین بار یه نیم ساعت قبل از پایین اومدن از تخت پمپ درد فشار دادم و وقتی از تخت پایین اومدم یه درد و سوزش خفیف داشتم . پس الکی استرس نگیرین و نگرانی به خودتون ندین .
من نمیدونم چرا همه از بدی های زایمان میگن و اینقدر بزرگش میکنن . من اون لحظه که رفتم داخل اتاق عمل از ترس داشتم میلرزیدم ولی اصلا نفهمیدم کی عمل تموم شد و چقدر همه چی ساده بود . حالا من اینقدر به خاطر انرژی منفی بقیه میترسیدم.
به خدا توکل کنین همه چی آسون میشه .