وقتی تو سه روزگی دریا رو بردیم چکاپ، دکتر که گفت یه صدای اضافه تو قلبشه انگار دنیا رو ریختن رو سرم.
رفتیم اکو
گفت قلبش سوراخه و دیواره قلب هم ضخیمه، برین و ۴ ماهگی دوباره بیاین برای اکو
نگم که چی به من گذشت
به خونواده ها نگفتیم، فقط من میدونستم و همسرم
ترس از دست دادن بچه م تو روزهای اول زایمان و مشکلات جسمی و روحیش داغونم کرده بود.
هر شب موقع خواب نفسش رو چک میکردم
از لب و اطراف لبش عکس میگرفتم و به چت جی پی تی میدادم و میگفتم کبوده یا نه.
رو سرفه هاش، سکسکه هاش، رو همه چیش حساس شده بودم
هر بار هر اتفاقی میفتاد میپرسیدم نکنه واسه قلبش ضرر داره، نکنه از قلبشه و ...
اوووووف نگم که چی گذشت
چهار ماهگی رفتیم اکو، گفت ضخامت قلبش خوب شده ولی سوراخ همچنان هست
باز برو و یک سالگی بیا
امروز دریای من ۱۱ ماه و ۳ هفتشه، رفت اکو و گفت سوراخ قلبش هم بسته شده و سالم سالمه
خیلی خوشحالم و از ته دل آرزو میکنم هییییییچ بچه ای مریض نباشه.
آرزو میکنم هر مادری که زایمان میکنه انقدر همه چی براش خوب باشه که از تک تک لحظه هاش لذت ببره.
این هم نوشتم چون خودم وقتی اولین بار دکتر گفت این مشکل رو داره تو گهواره سرچ میکردم و میخواستم ببینم کسی که بچه ش مثل دریای منه خوب شده یا نه.
#سوراخ-قلب #اکو #اکوی قلب

۱۷ پاسخ

خدا رو شکر

خداروشکر عزیزم پسرمنم اینطوریه

الهییییی شکر چقدر خوشحال شدم 🥹همیشه سلامتیشو ببینی عزیزم😍

خدا هزاران بار شکرت
منم خیلی خوشحال شدم که دل مامان باباش امروز شاد شده

ای جااان دلم. بخدا که خط به خط حس کردم چه عذاب و استرسی کشیدی😥
خدا رو هزاران مرتبه شکر که دختر نازنینت صحیح و سالمه. الهی که همیشه سلامت باشه و خیرش رو ببینی .
ممنون بابت قلب مهربونت که به فکر دیگران هم بودی🥰🥰🥰🥰

خدا هیچ پدر و مادری رو با جگرگوشه اش امتحان نکنه🫠
خداروشکر که دختر گلت خوب شد الهی همیشه سلامت باشه💓

خداراشکر

خدایا شکرت بابت لطفت

عزیزم❤️❤️
الهی شکر که خوب شده هزار بار شکر خدا برات نگهش داره

خداروشکر😍🥹خداحفظش کنه براتون

چقدر خوشحال شدم 😍خداروشکر عزیزم
انشاالله همیشه تنش سالم باشه

خدا پشت و پناه همه ی بچه ها و بچه ی شما هم باشه ، خیلی ذوق کردم خداروشکر ، براش نذری چیزی کرده بودی ؟ که اگه خوب شه مثلا فلان کار رو بکنی یا نه؟

گلم چرا انقد خودتو اذیت میکنی حساس میشی
پسر منم دقیقا همینه
گفتن برو باز دوسالگی بیا
چیز مهمی نیست سنشون بره بالا خوب میشن
هنوزم صدای اضافه هست و یه دریچه اش کمییی سوراخه
ولی از اول بهتر شده و بهبود پیدا کرد همین نشونه خوبیه

خداروشکر که الان حالش خوبه❤️
خدا حفظش کنه 🌹

خداروشکر عزیزم🩷
منم خوشحال شدم

خداروشکر عزیزم❤️
خدا خیلی بزرگه
انشالله همیشه تنش سالم باشه و لبش خندون❤️

به خدا موهایه‌ تنم سیخ شد خداروشکر عزیزم انشالله هرکی رویه بچشو دید داغشو نبینه به خدا بغض کردم خداروشکر عزیزم انشاالله همیشه تو زندگیت خبرایه خوش بشنوی

سوال های مرتبط

مامان علی جونم🫀 مامان علی جونم🫀 ۲ سالگی
علی جان دلم، اولین تولدت مبارک عمر مادر...🎂❤️🎂❤️🎂
پسرکم باورم نمیشه که یکسال گذشته...
یکسال از اولین لحظه ای که صدای گریه ات رو شنیدم،اون لحظه ای که دنیا ایستاد و تو شدی همه زندگیم
علی جانم❤️تو فقط یه بچه نیستی...
تو دلیلی هستی برای نفس کشیدنم،برای بیدار شدن،برای ادامه دادن...
با اومدت قلب من شکل تازه گرفت
پر شد از چیزی که هیچ وقت با هیچ کلمه ای نمیتونم تعریفش کنم،یه عشق خالص،یه وابستگی بی مرز،یه آرامش عجیب که فقط و فقط وقتی توی بغلمی میتونم حسش کنم.
یکسال پر از لحظه هایی بود که با اشکم با لبخند قاطی شد...
وقتی اولین بار خندیدی،وقتی اولین بار بهم نگاه کردی،وقتی اولین بار دستت رو دور انگشتم حلقه کردی...
تو بزرگ شدی جان دلم ولی منم با تو بزرگ تر شدم ،قوی تر شدم،عاشق تر شدم...
نمیدونی هر شب قبل خواب چقدر میبوسمت و تو به این کار عادت کردی و با بوسه های من خوابت میبره،چقدر بعد خواب نگات میکنم و از خدا تشکر میکنم که تو رو بهم داد...
که صدای نفس هات شد امن ترین موسیقی شبهام...
که بوی تنت شده آرامبخش تمام خستگیهام...
علی کوچولوی من❤️
امروزم تولد توئه🎂
اما انگار هدیش رو من گرفتم
خودت رو،وجود نازنینت رو،عشقی که تا همیشه توی قلبمه
تولدت مبارک پاره تنم😍
هر سال،هر روز،هر لحظه بیشتر از قبل عاشقت میشم و دوست دارم

بمونه به یادگار با یک روز تاخیر
چون من و علی جانم دیروز سخت مریض بودیم و امروز بهتریم
خداروشکر
سحرا سحرا قصد بارداری
تب نیکا
سال پیش این موقعه نیکا رو باردار بودم ۸ ماهه و رو تخت زایمان بخاطر باز شدن دهانه رحمم و همش گریه که نکنه بلایی سرش بیاد🥲🥺
من ناباروری داشتم چهارسال و هرچی دکتر میرفتم میگفتن ..نه..
خلاصه چند ماه بود که دکتر رو ول کرده بودم که دیدم از وقتم ۱۰ روز گذشته هیچ علائمی نداشتم گفتم بازم مثل قبله تا اینکه شد ۱۵ روز دوستم اومد خونمون یه بیبی همراش بود گفت برو بزن من دلم روشه میدونم بچس خلاصه با هزار دل شکسته همه خانواده شوهرم شوهرم دوستم همه منتظر من بودن منم تو سرویس درحال گریه که نکنه دوباره نا امید بشم وقتیبیبی زدم به بیبی پشت کردم برم بیرون که انگار یکی گفت نگاش کن بعد برو برگشتنم همانا دیدین دوتا خط همانا شکه شده بودم که همون لحظه دوستم اومد تو دید بیبی رو شروع کرد به گریه و جیغ از خوشحالی شوهرم نمیدونست چیکار کنه تا وقت سونو خودمم باورم نمیشد وقتی داخل اتاق سونو بودم از استرس داشتم جون میکندم وقتی صدای قلبش رو شنیدم یه لحظه همه دنیا ثابت شد و همه استرسم از بین رفت تو اون لحظه اون صدای بوم بوم باورم نمیشد که این صدای قلب بچه منه صدایی که چند سال منتظرش بودم انتظار خیلی سخته خیلی..🥲😭🥹
ولی الان میبینم که تو بغلمه راه میره میخنده بازی میکنه یاد گرفته بهم بگه ماما همشون منو از دلتنگی اون روزا بی خبر میکنه انگار نه انگار که اون روزا بوده و فردا دخترکم وارده ماهه یازدهم میشه و منی که دیشب به این فکر میکردم چجوری گذشت چجوری رد شد چقد زود و حسی دارم که حد نداره حسی که با اومدن جوجم به زندگیم زندگیمو کامل کرد دخترم تو منو پدرتو و حتی زندگیمون رو کامل کردی 😍🥹
دوستت دارم عروسک زیبای من 😍😘





کولیک حساسیت پروتئین گاوی رفلاکس حساسیت زایمان