تجربه سزارین اول

سلام دوستان من خودم چون تجربه دوستان رو دوست داشتم و میخوندم تا بتونم تصمیم بگیرم کدوم زایمان رو انتخاب کنم ،تجربه خودم رو هم میگم شاید بکار بیاد
من ۳۷ هفته و ۵ روز زایمان کردم که وزنش ۳ کیلو بود نه زردی داشت و نه دستگاه رفت

اول از همه توی اتاق عمل زمانی که خواستند بی حسم کنن واقعا ترسیدم و دیگع نتونستم خودمو کنترل کنم . . حتما از دکتر بیهوشی بیمارستان هم مثل دکتر خودتون مطمئن باشید .(حالا جلوتر میگم چرا)

تایم عمل خیلی سعی کردم اروم باشم و برای بقیه دعا کنم ولی نمیتونستم و فقط داشتم گریه میکردم .
شنیدن صدای بچه هم واقعا لذت بخش بود . ولی اگه برگزدمدعقب سزارین با بی هوشی رو انتخاب میکردم
من پمپ درد هم گرفتم که از ریکاوری بهم وصل کردن عالی بود . اصلا درد رو احساس نکردم .
توی ریکاوری بهم گفتن قهوه و نسکافه زیاد بخور و من جون اهلش نبودم نخوردم و به ضررم شد .
خیلی راحت موقعی که گفتن راه برو راه رفتم .
فقططططط روز اول که اومدم خونه سردرد شدید و روز بعد گردن درد شدید هم بهش اضافه شد . که گفتن برای نخوردن کافئین هست و سرت رو تکون دادی .
خیلی اذیت کننده هست و همچنان دارمش و چون دو روز اول خیلی قابل تحمل نبود رفتم دکتر مغز و اعصاب روزی دوتا سرم برام نوشت و تقویتی و اکر رو به بهبودی نبودم باید بستری بشم ( اینکه کفتم از دکتر بی هوشی مطمئن باشید برای اینکه دوبار امپول بی حسی زد و همین امکان داره نشت مایع نخاع باشه که من اینجوری شدم )
حتما انجیر خشک باخودتون ببرید و بریزید توی لیوان آب بعد عمل بخورید راحت شکمتون کار میکنه . و اصلا بعد زایمان تکون نخورید تا ۸ ساعت

۲ پاسخ

بیمارستان خصوصی رفته بودی یا دولتی؟

چرا دوبار بی حسی زد ؟

سوال های مرتبط

مامان پسری ✨🧸 مامان پسری ✨🧸 ۱ ماهگی
خانوما می‌خوام تجربه زایمان سزارین خودم رو براتون تعریف کنم 😊

باید ناشتا باشی ولی من صبح قبل رفتن آبمیوه خوردم . بعد از انجام کار ها و بستری شدن برام سرم وصل کردن فشار و سونو و نوار قلب همه چی گرفتن بعد اومدن برام سوند گذاشتند که من یکم اذیت شدم بعد اومدن بردند اتاق عمل چند تا سوال پرسیدن بعد یک دکتر مرد اومد برام آمپول بی حسی زد . من از بی حسی خوشم نیومد پیشنهاد میکنم بیهوشی انتخاب کنید چون بی حسی روی نخاع تاثیر می‌ذاره من شونه هام از اون موقع درد می‌کنه یعنی درد شونه هام از درد بخیه اینا بیشتر بود دوبار فقط به خاطر شونه هام شیاف گذاشتم . و افرادی که فوبیا جای تنگ و اینا دارن اصلااااا بیحسی نکنید من فوبیا چون داشتم و پاهام که بی حس شد و دست ها هم که می‌بندم به تخت من خیلی اذیت شدم و بهم آرامبخش زدن که یکم خوابیدم . بعد که آوردن توی بخش گفتن تا ۳ ساعت دیگه بی حسی می‌ره و کم کم تکون بخور و گفتن خودتو به پهلو پهلو کن . گفتن هر چقدر تکون نخوری برای خودت سخت تره منم تکون می‌خوردم یکم درد داشت ولی زیاد نه
پیشنهاد میکنم حتما تکون بخورین چون من الان خیلی راحت می‌شینم پا میشم همه کار میکنم
نسکافه هم زیاد بخورین
مامان کیاشا مامان کیاشا روزهای ابتدایی تولد
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان پناه کوچولو مامان پناه کوچولو ۷ ماهگی
مامانا تجربه سزارین من
این دفعه اول نبود سزارین میشدم ولی دفعه اول بود از کمر بی حس می شدم دکتر بیهوشی اصلا قبول نکرد که کامل بیهوشم کنه . خیلی ماهر بود و اصلا متوجه آمپول بی حسی نشدم اما خیلی استرس اتاق عمل گرفته بودم این باعث شد خواب کنن وسط عمل بیدار شدم و باز خواب رفتم که ریکاوری بیدار شدم دکترم گفت عمل خوب بود و خواب بودی بچه تو ندیدی. ریکاوری ارز بسیار زیادی داشتم متوجه نشدم چقدر طول کشید که پمپ درد گرفتم و به بخش منتقل شدم و همچنان لرز داشتم . قبلاً در مورد بی حسی از کمر مطالعه داشتم و چیزی زیر سرم نبود و تکون ندادم و حرف نزدم خیلی کم در حد چند کلمه تا بعد هشت و نه ساعت سوند کشیدن که راه برم تا اینجا سر درد نشدم اما باید راه می رفتم که چالش اولین راه رفتن هم پشت سر گذاشتم و مجدد که گفتن فقط مایعات بخور غذای سفت نخور که یبوست نگیری که چالش بعدی یبوست بود که با چیزای کافئین دار شروع کردم و دمنوش خوردم و راه رفتم و کمپوت گلابی و انجیر خوردم و هم برای سر درد و هم برای یبوست باید مایعات زیاد بخوری که چالش یبوست با خاکشیر و انجیر و مایعات و شربت پشت سر گذاشتم . و اما چالش اصلی هنوز شروع نشده بود که روز بعد مرخص شدم که حالم از نظر بخیه و شکم و عملم خوب بود . همچنان باید راه می رفتم تا آمبولی نشم و دکترم کلی آمپول و قرص هم داد و مسکن که شروع کردم و همچنان حواسم به یبوست بود غذاهای سبک گفتن بخور مثل آب گوشت بدون حبوبات سوپ بدون حبوبات و رشته و آب ماهیچه و راه رفتن که دست و پام ورم کردن و باید راه می رفتم تا زودتر خوب بشم. روز مرخص شدن هم از نظر سر درد موردی نبود اما کم کم چالش اصلی سر درد شروع شد که وقتی می خوابیدم سرم پایین بود و همچنان کافئین و مسکن کافئین دار مصرف می کردم
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۹ ماهگی
مامان ماهلین 😍👼 مامان ماهلین 😍👼 ۸ ماهگی
سلام مامانا منم ۱۴۰۴/۹/۱۶ زایمان سزارین شدم 👼
یکم بخوام از تجربه ام بگم از روز زایمان ساعت ۶ روز یکشنبه بستری شدم اول بردن اتاق اماده سازی برای عمل اونجا ان اس تی گرفتن سوند وصل کردن که یکم سخت بود اونجا یکی دوساعت تحت نظرشون بودم بعد بردنم اتاق عمل هر چی از پرسنل بیمارستان بگم واقعا کم‌گفتم بقدری مهربون و خوش اخلاق بودن باعث میشد اصلا استرس نگیرم دکترمم عالی بود من خودم بقدری استرس داشتم مدام فشارم بالا میرفت مرتب دکتر خودم و دکتر بیهوشی کنارم بودن امپول بی حسی اصلا درد نداشت هیچی ادم متوجه نمیشه فقط حس داغی کمر به پایین حس میکنی که اونم اصلا ترسناک نبود اونجوری که بعضی خانوما اینجا گفتن
ساعت ۱۱ ونیم بود که دخترم و گذاشتن تو بغلم از حس اون لحظه هر چی بگم‌کم گفتم چون واقعا قابل توصیف نیس حتی گفتنش خیلی حس قشنگی بود اونجا که بی حسی انجام شد من‌کاملا متوجه میشدم که دارن میبرن شکمو یا بچه رو میارن بیرون ولی واقعا ترسناک نبود چون اصلا حسی نداری فقط در حد کش اومدن شکم بود که وقتی ورزش میکنی داخل خود اتاق عمل از دکترم خواهش کردم که ماساژ شکمی رو انجام بده تا بی حسم که اوناهم چند بار انجام دادن بعد از اتاق عمل مستقیم بردن ریکاوری من ۳ ساعتو ریکاوری بودم به خاطر بالا بودن فشارم اونجا هم چند باری فشار شکمی برام انجام دادن درد داشت نمیگم درد نداشت ولی خب چون پمپ درد داشتم درد کنترل میشد حتما پمپ درد بگیرین چون وافعا حال ادمو خوب میکنه تا بیای بخش فقط اون پمپ درد جواب میده بعد که بیای بخش تازه بهت یه شیاف میزنن به نظر من هر چه قدر پولش باشه ارزش داره بعد که اومدم بخش تا ۸ ساعت اجازه ندادن نه رو بالش سرمو بزارم نه چیزی بخورم
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۶ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان کیاشا مامان کیاشا روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین پارت دو
خیلی سریع بی حس شدم و عمل رو شروع کردن یکی از کادر بالا سرم بود و همه چی رو برام توضیح میداد و این خیلی خوب بود این رو هم بگم که من حواسم بود و به هیچ عنوان نه صحبت میکردم نه سرم رو تکون میدادم و خداروشکر بعدش سردرد نگرفتم ، به خاطر ناشتایی و اینکه دهنم خیلی خشک بود حین عمل حالت تهوع گرفتم که گفتم و بهم آمپول صد تهوع زدن و خیلی سریع خوب شدم ، نی نی به دنیا اومد و من مدام داشتم تو ذهنم برای همه دعا میکردم ، پسرمو تمیز کردن و گذاشتن کنارم منم کلی بوسش کردم و قشنگ ترین لحظه بود ، چندین بار ماساژ شکم رو انجام دادن که چون بی حس بودم اصلا چیزی متوجه نشدم و بعدشم بردنم ریکاوری و اونجا خوابیدم و خیلی خواب بهم چسبید و بعدش یک مامایی اومد و بچه رو گذاشت کنارم و بهش شیر داد از ریکاوری رفتم بخش و خیلی میلرزدیدم که خب طبیعی بود و تا ۸ ساعت بعدشم چیزی نخوردم حتی یک قطره آب ، توی بیمارستان مدام پرستار حواسشون بود و همه چی رو چک میکردن و رسیدگی شون عالی بود
راجب اولین راه رفتن هم با کمک پرستار خیلی راحت راه رفتم و درد خیلی خیلی کمی داشتم . روز بعدشم که مرخص شدم
خداروشکر همه چی خیلی خوب بود و از همه چی راضی بودم امیدوارم همه زایمان راحتی داشته باشن
فقط اگر سزارینی هستین اصلا نترسین همه چی خیلی راحت تر از چیزیه که بهمون گفتن
مامان نلین😍 مامان نلین😍 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین اختیاری
من توی ۳۸ هفته و ۲روز سزارین شدم درصورتیکه تا ۲روز جلوتر بین طبیعی و سزارین دو دل بودم
خیلی خلاصه بگم
اول بستری شدم بعد زدن ۲سرم و وصل کردن سوند (که درد زیادی نداشت )ساعت حدود ۱۰ و ۱۰ دقیقه رفتم اتاق عمل توی اتاق عمل دکتر بیهوشی برام اسپاینال زد که درد سوزنش از سوزن معمولی کمتر بود و بعد خیلی سریع تو پاهام حس گرما کردم و بی حس شدن بعد جلوم پرده وصل کردن و هنوز ۱۰ دقیقه نشده بود که صدای گریه دخترم دراومد و من به خانم کناریم گفتم به این سرعت دخترمو به دنیا اوردن
بعد وارد ریکاوری شدم تا ۲ ،۳ساعت لزر داشتم ولی اذیت نبودم چون بی حس بودم
و سعی کردم طبق تجربه های بقیه که شنیده بودم سرمو تکون ندم
سختی عمل برای من همان چند ساعت تو بخش بود که نباید سرمو تکون میدادم و پاهام بی حس بودن از ساعت ۱۱شب تا ۸ صبح فردا همونطور رو ب بالا خواب بودم
بعدش اومدن سوند رو جدا کردن و بعد گفتن شروع ب مایعات خوردن کن و بعد پاشو راه برو
من پمپ درد نگرفتم ولی با این حال با شیاف درد قابل تحمل بود و برام سخت نبود
کم کم راه رفتم و خودم حس میکردم هرچی بیشتر راه میرم حالم بهتر میشد
و خلااصه فقط انتظار میکشیدم ساعت بگذره و مرخص بشم بیام خونه
الان هم هنوز بخیه هام هستن و کمی موقه بلند شدن و نشستن کمی اذیت میشم

خلااااصه راضی هستم به نظرم انتخاب خوبی کردم
نگران شیردهی بودم که اونم شنیدم چه طبیعی باشی چه سزارین تا ۳ یا ۴روز بعد زایمان اونموقه شیر درست میاد
پس اگر مشکل مالی ندارید به نظرم سزارین انقدر هم که ازش بد میگن نیست