۴ پاسخ

نگران نباش عزیزم به امید خدا به سلامتی مرخص میشه میاد پیشت

بگردم انشاالله زودی میبریش خونه چند هفته بودی

اخی عزیزم
سختی کشیدی اما الحمدالله نی نی اومده سالم
با دل خوش میبریش خونه انشاالله

انشاالله بسلامتی مرخصش کنی

سوال های مرتبط

مامان امیر ارسلان مامان امیر ارسلان ۹ ماهگی
سلام به همگی بعد دوازده روز میخام براتون از تجربه زایمان و بارداریم بگم
من بعد پنج شیش ماه اقدام کردن باردار شدم علاعم بارداری هم همه شو داشتم حالت تهوع افت فشار سردرد و...
تا هفت ماهگی حالت تهوع داشتم ولی خب کمتر از قبل شده بود بعد هفت ماهگی کلا حالت تهوع م خوب شد و بارداری نرمالی و خوبی داشتم تا ۳۴هفتگی که درد هام شروع شد همه میگفتن ماه درد داری طبیعیه و ... ولی درد هام داشتن بیشتر میشدن و انقباض های زیادی داشتم که پشت سر هم بود و تند تند می‌گرفت و خیلی دیر ول میکرد دیگه دیدم کم نمیشه رفتم زایشگاه گفتم اونا هم تست انقباض گرفتن و سریع بستریم کردن که جلو انقباض هامو بگیرن دهانه رحمم باز نشه و زایمان زود رس نگیرم چهار روز بستری شدم و آمپول ریه هم زدن بعد چهار روز برگشتم خونه و دوباره بعد دو سه روز درد گرفتم و رفتم خلاصه تا ۳۶هفتگی من چهار بار بستری شدم بیمارستان و با آمپول و سرم و دارو جلو زایمان مو گرفتن
خلاصه تا ۳۶هفته و ۶روز تونستن جلو زایمان مو بگیرن
و ی شب با درد و لکه بینی رفتم بیمارستان سریع بستریم کردن برای زایمان
من خودم زایمان سزارین رو انتخاب کردم چون ضربان قلب بچه هم یکنواخت شده بود دیگه همون شب منو برای سزارین بردن اتاق عمل
مامان گل پسر🥹💙🤰🏻 مامان گل پسر🥹💙🤰🏻 روزهای ابتدایی تولد
پارت ۳

دیگه وارد بخش زایشگاه شدم. از همون اول بهم گفتن که باید زایمان طبیعی داشته باشم. من اصرار می‌کردم که سزارین می‌خوام، ولی می‌گفتن نه، باید طبیعی زایمان کنی.

اول قرص دادن که دردها شروع بشه. هرچی قرص می‌دادن، فقط درد می‌کشیدم، ولی دهانه رحمم هیچ تغییری نمی‌کرد و باز نمی‌شد.

دیدن قرص‌ها فایده‌ای نداره، برای همین یه دستگاه شبیه بالون داخل دهانه رحم گذاشتن که کمک کنه باز بشه. از وقتی اون رو گذاشتن، دردها خیلی شدیدتر شد. چند ساعت با اون دردها گذشت تا بالاخره دهانه رحمم فقط ۳ سانت باز شد و دستگاه رو بیرون آوردن.

واقعاً دیگه حس می‌کردم مردم و دوباره زنده شدم، ولی باز هم بهم می‌گفتن باید ادامه بدی و هنوز وقت سزارین نیست.

شروع کردم به راه رفتن و ورزش کردن و هر کاری که می‌گفتن برای باز شدن دهانه رحم انجام می‌دادم. هر کاری از دستم برمیومد انجام دادم، ولی هیچ فایده‌ای نداشت. حتی کیسه آبم هم کامل پاره شد، اما با وجود تمام اون دردها و ساعت‌ها تلاش، دهانه رحمم همچنان فقط ۳ سانت باز بود…
مامان عدنان مامان عدنان ۱۳ ماهگی
مامان Dayanooo 🚗 مامان Dayanooo 🚗 ۴ ماهگی
تجربه سزارین ، بیمارستان عرفان نیایش ، خانم دکتر آذری آزاد : (پارت یکم)

خیلی از من خواستید تجربمو بگم چون خیلیاتون با خانم دکتر پیش میرید یا همین بیمارستان میخواید برید ، من سیزده اردیبهشت نامه بستری سزارین داشتم ولی از سوم یه درد خیلی زیادی هر نیم ساعت یکساعت میپیچید تو کمر و زیر دلم و تا صبح از درد شدید چندبار بیدار شدم ، صبح درد شده بود هر نیم ساعت بعد ده دقیقه … خلاصه لباس پوشیدم رفتم بیمارستان ، ان اس ای دادم که انقباضاتمو دستگاه نشون داد و پرستارا هم با دست انقباضاتمو حس کردن و تایید کردن ولی وقتی خانم دکتر اومدن بالا سرم معاینه واژینال کردن و گفتن احتمالا عفونته و بهتره انتی بیوتیک بخوری هر یک شبی که بچه تو دلت باشه بهتره و ریسک دستگاه رفتن بچه کم میشه ، خلاصه من برگشتم خونه و همون شب دردام بیشتر و بیشتر و شدیدتر شد ، گفتم شاید عفونته تحمل کردم ولی تا صبح یک دقیقه هم نخوابیدم از درد اخر ساعت ۸ اینا رفتم بیمارستان انقدر دردام زیاد بود گریه میکردم داد میزدم شوهرم انقد ماساژ داده بود کمرم زخم شده بود …