۶ پاسخ

منم همینم فکر میکنم کلی مادر هست تو دنیا دقیقا شبیه ما هستن میگذره عزیزم با گذر زمان بهتر میشی البته اگع بتونی یه تراپیست هم بری عالی میشه

دقیقا منم همینم بخاطر کتف درد و کمر درد نمیتونم بچم بغل کنم جایی میریم یا کسی میاد بچه همش بغل بقیه اس یوقتایی خیلی حالم بد میشه که خودم نمیتونم خیلی بغلش کنم

درسته آدم خسته میشه کلافه میشه اما بدون اون غیر تو کسی رو نداره.. بعدم بچه که خودش نمیخواست بیاد تو این دنیا ما آوردیمش. ـ از طرفی تا چشم روز هم بذاری باید ببری مهدکودک اونوقت میگی دلم برای دوران نوزادیش تنگ شده..
الان از لحظه به لحظه اش لذت ببر و نگاش کن

عزیزممم خوابت ودرست کن اگه امکانش هس هروقت بچه خوابید وبخواب لطفا خیلی تاثیر داره

چقدر مثل منی ، من وزنم از بعد زایمان تا الان همینطور داره کم میشه و از ۷۰ کیلو ماه آخر بارداری رسیدم به ۵۵ کیلو .گاهی وقتا حتی وقت نمیکنم غذا درست کنم یا آب یا یه تیکه نون بخورم یا اگرم بخوام بخورم انقدددررر خسته ام که حوصله ندارم ترجیح میدم استراحت کنم دیگه شوهرم که خونه میاد یه غذایی چیزی میگیره میاره با هم میخوریم. شیر خودمم به بچم میدم تو شهر غریب دست تنها دارم بچمو بزرگ میکنم ولی باز تحمل میکنم باز توکل بر خدا

مکمل مصرف کن اگه میتونی قبلش یه ازمایش چکاب هم بده ولی کمبود آهن اصولا به آدم اینو حسو میده،شکرگزاری کن زیاد،با حس و حال خوب با بچه ات حرف بزن،و به خودت بگو این بچه جز تو کسی رو نداره و از خدا صبر و تحمل بخواه که قدرت مادریتو بالا ببره،امید و انگیزتو بیشتر کن،رو خودت کار کن که بااین همه تلاشی که داری برا بچه ات میکنی خیلیم مادر خوبی هستی چرا ناکافی باشی؟اصلا
به جایگاه والای مادربودن تو نظام هستی نگاه کن و به خودت آرامش بده

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۱۳ ماهگی
واقعا خوشبحال اونایی که بچه هاشون میشینن با اسباب بازی بازی میکنن وابسته به مادر نیستن خیلی آروم و ساکتن یا حداقل اگه شیطون باشن گریه نکنن هرجا رو دوست داشته باشن به هم نریزن
واقعا از نوزادی پسرم هیچی نفهمیدم جز گریه و بغل کردن بغلی ام نیست چون بغل هرکسی نمیره فقط بغل منو دوست داره از صبح که پا میشه میزارم زمین که حداقل ی شیر درست کنم یا ی غذایی بخورم گریه میکنه تا خود شب کافیه فقط بزارمش زمین جرم میده انقدر گریه میکنه همین اخلاقش باعث شده من ی آدم عصبی بشم از بچه متنفر بشم احساس میکنم باید برم تیمارستان حداقل اونجا آرامش دارم شاید بگین شاید جاییش درد میکنه یا گرسنه یا پوشکش کثیفه نه هیچیش نیست شده خودم تا شب غذا نمیخورم ولی همه کارای بچمو میکنم بهش سه وعده بغذا با دووعذه میان وعده میدم دکترم میبرمش هیچیش نیست فقط دوست دارم شوهرمو بچمو بزارمو برم خیلی دوست داشتم ازدواج که کردم حداقل ی خورده خوشی کنم لذت ببرم از زندگی تفریح برم ولی حیف که با جلوگیری ام حامله شدم اینم شانس منهه بدبخته شما ام بچه هاتون انقدر اذیتتون میکنن؟😔😔😔