خیلی موضوع مهمی بود مرسی مطرح کردی. واقعا یک لحظه هم نمیشه چشم برداشت از بچه ها
چقد از اینا دیدم تو پارک بعد خانوما بهم میگن چقد حساسی تو پارک فقط کافیه یکی سمت بچم بیاد هلش بده بزنش یا نزارن بچم بازی کنه چنان دادی میزنم تو پارک که حد نداره اونایی کع از پسرم بزرگتر هستنو میگم ولی اونایی که نو پا هستن سر تابی چیزی دعوا بشه خودم پسرم حرف میزنم گه اون تازه راه افتاده نباید صدمه بزنی به کسی هرکسی زد بزنش هیچوقت کسیو الکی نزن خودشم هیچوقت از اینکارا نمیکنه ولی بقیه بچه ها با پسر من کار دارن
وای غم عالم اومد تو دلم بابات داستان اول...
بنظرم پدرو مادر خیلی رو ذات بچه تاثیر میذارن
منکه یک لحظه ام نمیتونم گرشا رو تنها بذارم هیچ کجا
خودم هستن دختر مقل ابن ملجم نگاش میکنه نباشم که هیچی
دقیقا من پسرم و میبردم پارک یه قسمت تونل داشت که بچه ها رد میشودن،اونایی که بزرگتر بودن کوچیک تر هارو اذیت میکردن
سر این داستان پسر من یک ماه اصلا طرف وسایل بازی نمیرفت
متاسفانه وقتی میریم پارک میبینم بعضی از بچه ها خوی وحشی گری دارن
ممنونم که وقت گذاشتی تایپ کردی و همچین نکته مهمی رو گوشزد کردی🫂
پدرت گف نیست . خلاصه بعدش پسرمو بردم تاب بازی که این دختر اونجا بود باباش هلش میداد . نوبت ما که شد پیاده شد من پسرمو گذاشتم رو تاب ولی باباش همونجا ایستاده بود پسر منو هل داد و جا نداد من بایستم . اگه شوهر من بود میرفت اونور یه خانم راحت باشه ! شنیدم میگف ب مرده کنارش زنم ولمون کرده بچه مونده دستم کلافه شدم که دیگه من گوش ندادم گفتم صحیح نیست !
میخوام اینو بگم که خیلی وقتا بچه ها هستن که کل آسیب خانواده رو متحمل میشن و به بچه ی دیگه منتقل میکنن و بش آسیب میزنن . حتی با یه بچه ی دیگه هم بچتونو تنها نگذارید . من واقعا دلم میسوزه برای بچه ی اسیب دیده ولی همونم میتونه آسیب باشه کاش میتونستیم به هم کمک کنیم جامعه ی سالمتری داشته باشیم بچه ی شما دوست بچه ی منه و من خودمو مسئول سلامت اون هم میدونم
این آگاهی تقدیمتون
فرزندپروری
چقد اون بچه تو سن کم تروما داشته چون بچه شما با مامانش اومده بوده میخواسته عقده هاشو خالی کنه روش😓
مرسی عزیزم از اطلاعت
خدا لعنت کنه اون پدرو . یعنی خانواده بچه یا کلانتری نفهمیدن که باباش گفته بزنه ؟ باید باباشو به جای بچه میبردن پدرشون در میاوردن،چقدر ناراحت شدم 🥺🥺😡😡🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬
وای ممنون که گفتی
واااااقعا ممنون
چند وقت پیش دخترم پارک برده بودم کنار نشسته بودم اما تمام حواسم به دخترم بود دخترم منتظر بود که سر بخوره یهو یه دختر ۷ یا ۸ ساله شروع کرد به نیشگون گرفتن دخترم تا رسیدم بهش چهار پنج جاشو نیشگون گرفت منم داد و بیداد کردم .
حالا دخترم از خودش دفاع میکرد اما زورش نمی رسید
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.