۳ پاسخ

پستونکوازپهناقیچی کن که وقتی میخواست بمکه نتونه من بااین روش ازپسرم گرفتم میزاشت پستونکودهنش ولی نمیتونست بمکه دیدم خودش انداخته زمین دیگه نگاشم نکرد

ان شاالله بسلامتی
چه دغدغه های داریم ما
ترک شیر، ترک پستونک،ترک پوشک و...
خدا به شما و همه ما مادرها صبر بده

من ک هنوز جرعتشو ندارم🤐🤐🤐

سوال های مرتبط

مامان ماهورا🐣 مامان ماهورا🐣 ۱ سالگی
تجربه ی من از ترک پستونک 🤌🏻😍
الان ده روزه دیگه نمیخوره اولش با مشورت شماها تصمیم گرفتم به تدریج تو سه روز پستونک رو از دخترم بگیرم.🥰
خیلی هم میترسیدم چون دخترم به شدت وابسته اش بود به خاطر همین هنوز شروع نکرده بودم🫠 تا اینکه یه روز تو ماشین دخترم بغل مادر شوهرم بود، اتفاقی یه سگی اومد کنار شیشه و دخترم ترسید، همون لحظه مادر شوهرم بهش گفت هاپو پسی جون رو برد 🤦🏻‍♀️
اون لحظه یکم ناراحت شد ولی انگار باورش شد، تا شبم هر وقت بهونه گرفت همونو گفتیم بهش که هاپو پسی جون رو برد یکم گریه کرد و اون شب یکی دو ساعت طول کشید تا بخوابه و شبم هر چند ساعت بیدار می‌شد پستونک میخواست، انگار بلد نبود بدون اون بخوابه🥹
از روزای بعدشم یه وقتایی بهونه می‌گرفت که باز همون رو می‌گفتیم حسابی خستش میکردم بیرون و داخل خونه، شبا براش لالایی میذاشتم و انقدر ماساژش میدادم تا خوابش می‌برد. 😴
الان دیگه کلا یادش رفته تنها مشکلم خوابشه که بهم ریخته قبلا سر تایم مستقل می‌خوابید الان هم سخت می‌خوابه هم دیر 😑
در کل برای دختر من از چیزی که فکر میکردم خیلی راحت تر بود و خیلی اذیت نشد. ماساژ پیشانی و پشتش و لالایی خصوصا بالش ابری برای جایگزینش تو خواب هم خیلی خوب بود. ♥️
مامان برکه مامان برکه ۲ سالگی
اصلاحیه تاپیک قبلی بزرگترین چالش برام گرفتن پستونک برکه بود
چهارمین روزه پستونک نمیخوره
و بازم خدارو شکر میکنم که کمکم کرد مثه شیر شبش که حدود یکسالگی قطعش کردم
از تجربه‌ام بگم برکه کل شبانه روز باید پستونکش رو دهنش بود به عروسک و پستونک بدجور وابسته. شنبه صبح از خواب بیدار شد صبحونه خورد بعدش پستونک گذاشت رو دهانش.بهش گفتم برکه ممه خوب نیست دیگه اخ شده گفت نه گریه کرد .گرفتم یکم نمک روش ریختم بدون اینکه برکه ببینه .گفت وااا اوووو گفتم دیدی برکه چقدر بد شده اه اه .یه لحظه به زبونش زد بدش اومد گذاشتم رو میز .هی نگاه می‌کرد. بعد گفتم ممه دیگه خوب نیست فقط نی نی عروسک خوبه . گفت نه آبه یعنی آب بزن تمیز کن زیر شیر آب،الکی گرفتم زیر آب گفتم تمیز نمیشه .روز اول جلوی چشمش بود کاملا ولی اصلا دست نمیزد فقط چندبار گفت ممه . حواسشو پرت میکردم .فردایی برداشتم از جلوی چشمش بیدار شد رفت سمت میز نیست گریه کرد دوباره گذاشتم سرجاش گفتم تلخ گفت تلخ. گفتم حواسشو پرت کنم بعد دوباره قایم کنم. بردم بیرونش بهش بستنی دادم و یکبار هم اسم پستونک نیاورد و من خوشحالترینم . اخرشب باز گفت کجاست گفتم ممه دیگه تلخ بود انداختم اشغالی برد خداروشکر قبول کرد .الان یکی دوبار شاید بگه اونم میگم مامان تلخه میگه تلخ تلخ میخنده
و موقع خواب دیگه کلا فراموشش کرده. همیشه فک میکردم برکه تا چندسالگی پستونک باید بخوره از بس وابسته .حتی تو دستشویی هم باید میاورد .فک نمیکردم بانمک به این راحتی فراموش شه 🤭🤭🤭
خلاصه اینم تجربه من برای گرفتن پستونک که برام کابوس شده بود
ادامه پایین
مامان برکه مامان برکه ۲ سالگی
بزرگترین چالش برام گرفتن پستونک برکه بود 😢
سومین شبه پستونک نمیخوره🤩
و بازم خدارو شکر میکنم که کمکم کرد مثه شیر شبش که حدود یکسالگی قطعش کردم
از تجربه‌ام بگم برکه کل شبانه روز باید پستونکش رو دهنش بود به عروسک و پستونک بدجور وابسته. شنبه صبح از خواب بیدار شد صبحونه خورد بعدش پستونک گذاشت رو دهانش.بهش گفتم برکه ممه خوب نیست دیگه اخ شده گفت نه گریه کرد .گرفتم یکم نمک روش ریختم بدون اینکه برکه ببینه .گفت وااا اوووو گفتم دیدی برکه چقدر بد شده اه اه .یه لحظه به زبونش زد بدش اومد گذاشتم رو میز .هی نگاه می‌کرد. بعد گفتم ممه دیگه خوب نیست فقط نی نی عروسک خوبه . گفت نه آبه یعنی آب بزن تمیز کن زیر شیر آب،الکی گرفتم زیر آب گفتم تمیز نمیشه .روز اول جلوی چشمش بود کاملا ولی اصلا دست نمیزد فقط چندبار گفت ممه . حواسشو پرت میکردم .فردایی برداشتم از جلوی چشمش بیدار شد رفت سمت میز نیست گریه کرد دوباره گذاشتم سرجاش گفتم تلخ گفت تلخ. گفتم حواسشو پرت کنم بعد دوباره قایم کنم. بردم بیرونش بهش بستنی دادم و یکبار هم اسم پستونک نیاورد و من خوشحالترینم . اخرشب باز گفت کجاست گفتم ممه دیگه تلخ بود انداختم اشغالی برد خداروشکر قبول کرد .الان یکی دوبار شاید بگه اونم میگم مامان تلخه میگه تلخ تلخ میخنده
و موقع خواب دیگه کلا فراموشش کرده. همیشه فک میکردم برکه تا چندسالگی پستونک باید بخوره از بس وابسته .حتی تو دستشویی هم باید میاورد .فک نمیکردم بانمک به این راحتی فراموش شه 🤭🤭🤭
خلاصه اینم تجربه من برای گرفتن پستونک که برام کابوس شده بود
۱۹ماهگی
تاریخ ۲۰ اردیبهشت
لایک کنید بیاد بالا مامانا ببینن🥰🥰