۴ پاسخ

به جز چشم زدن که اصلا بهش اعتقاد ندارم فکر میکنم بقیه ترس ها طبیعیه، بالاخره اتفاق بزرگیه، بزرگترین تغییریه که تو زندگی آدم اتفاق میوفته، منم خیلی نگرانی دارم ولی فکر میکنم با گذشت زمان ادم به نقش جدید عادت میکنه و یاد میگیره باید چیکار کنه

طبیعیِ بخاطر هودموناته ممکن بعد از زابمان احساساتت عمیق تر هم بشه
ولی مطمئن باش از پسش برمیای

وای منم خیلی استرس دارم
میام گهواره میبینم هم هفته ایام همه میگن خسته شدیم کی پس به دنیا میاد
اما من دوست ندارم که سریع بگذره
میترسم از زایمان و بعدش

والا منم همینم همه اش می گم نکنه نتونم مادر خوبی باشم یا نتونم همزمان به کار خونه و بچه داری برسم

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی🍓✨️ مامان توت فرنگی🍓✨️ هفته سی‌وچهارم بارداری
خانوما شماهم با نزدیک شدن زایمانتون استرس میگیرین؟؟؟

راستش من از بچه‌داری خیلی می‌ترسم...
از اینکه دیگه زندگیم مثل قبل نباشه، از اینکه آزادی‌هام کم بشه و برای ساده‌ترین چیزها هم نتونم مثل قبل تصمیم بگیرم.

می‌ترسم از شب‌بیداری، خستگی، بی‌حوصلگی و اینکه دیگه وقت کافی برای خودم و همسرم نداشته باشم. می‌ترسم از اینکه نتونم هر وقت دلم خواست بیرون برم، بخوابم، غذا بخورم یا حتی چند ساعت فقط برای خودم باشم.

از زایمان می‌ترسم، از دردش و از اینکه بعدش دیگه هیچ راه برگشتی به زندگی قبل وجود نداره.
از مسئولیت یه آدم کوچیک که قراره تمام‌وقت به من نیاز داشته باشه می‌ترسم.

از اینکه نکنه مادر خوبی نباشم، نکنه کم بیارم، نکنه خسته بشم و بعد بابت خسته شدنم عذاب وجدان بگیرم.
حتی می‌ترسم یه روز دلم برای خودِ قبلیم تنگ بشه و حس کنم خودم رو گم کردم...

بچه‌م رو دوست دارم، ولی راستش هنوز از این تغییر بزرگ می‌ترسم؛ خیلی بیشتر از چیزی که بتونم به بقیه بگم.