ب هم تختی هام که بچه هاشون کنارشون بودن نگاه میکردم و بغض میکردم🥲🥲 خیلی بد بود خیلی
منم بچه م ان آی سی یو بود خودمم سزارین شدم بعد از اینکه ترخیص شدم برگشتم خونه یه دوش بگیرم دوباره برم بیمارستان پیشش، تو راه برگشت خونه کلی اشک ریختم که بچه م بیمارستان موندو من تنهایی مجبور بودم برگردم
خدا روشکر که الان سالم بغلته
منم دخترم چند شب بخاطر زردی ان آی سیو بود اما فرقش باشما اینه که من کلا بالا سرش بودم فقط یه بار اومدم خونه درحدیک ساعت بخیه های سزارینم روبشورم ولی واقعا حس اون لحظه که اومدم تو خونه دخترم نبود خیلی بد بود به شوهرم گفتم واقعا چه جوری طاقت میاری
عزیزم ماها ک ان ای سی بودن بچه هامون خیلی گناه داریم منک س ساعت فاصله بود با پسرم بعد سه روز دیدمش🤕🥺🥲
چن هفته بود من ۳۶هفته ۶روزوزنشم ۳۳۰۰شانس من بود
با متنت گریه کردم
دقیقا ۸ ماه پیش من همین بود چه روزهایی گذروندم و با درد میرفتم بیمارستان ساعت ها میشستم که بزارن فقط ۵ دقیقه ببینمش
انشالله همه نی نی ها سلامت باشن
عزیزم خداحفظش کنه برات دقیقا همچین شرایطی رو منم ۷ماه پیش داشتم سزارین،nicu،بدون بچه خونه رفتن ،درکت میکنم اصلا نمیتونم فراموش کنم اون روزا رو
بچه ی منم از لحضه زایمانم بردنش بستری کردن بخاطر زردی که دکتر گفت خطرناکه از لحضه زایمان زری داشته باشه آخه معمولا بعد سه روز نشون میده زردی خلاصه من بدون بچم رفتم خونه کارمم همش گریه بود چ روزای سختی بود واقعا بچه اول بودن و تجربه نداشتن مادر خیلی این روزا رو سخت تر میکنه ولی می ارزه
سلامت باشه عزیزمممممم🥰🥰🥰🥰
خدارو هزاران مرتبه شکر
من بغضی شدم🥺
خدا الهی نگهدارش باشه🫀
واقعاً اولین شب بعد زایمان واقعا سخته بچت پیشت نباشه و بعد بدون بچه میری خونه از همه سختره خدا برای کافر پیش نیاره
اییی خدااا عزیزممم😍😍
انشاالله همیشه شادو سلامت باشه پسر قشنگت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.