۷ پاسخ

منم خیلی دوست داشتم اتاقش رنگ کنم ولی شوهرم میگه بیخیال مستاجریم و ۵ ماهه دیگه احتمالا قردادمون تموم بشه جابه جا بشیم ارزش نداره

من زایمانم 15 تیر بود. میخواستم اول تیر خونه تکونی کنم. انفد خونم کثیف یود3، فرشام، آشپزخونم، اتاقام، پرده هام... کلا همه چی کثیف بود
ساک نی نی رو هم قرال بود بعد خونه تکونی ببندم. چون سر پسرم تا 41 هفته دردم نگرفت آخرشم با آمپول فشار زایمان کردم خاطرجمع بودم. اماا 15 خرداد زایمان کردم🥴🥴خواهرم برام ساک بسته بود. دوتا ساک بزرگ بسته بود اما هم هیچی به دردبخور نبود. مای بیبی سایز 5 بست6 بود برام دیگه تا تهش رو بخون😩

من تمام ساکام جمع خواهر بجنب

من آنقدر دیر بچه ام بدنیا آمد(۴۰هفته و ۲روز)که حتی مردا هم پیگیر بودن.برادرشوهرم خیلی دختر دوس داشت همش از خانمش پیگیر بوده گویا

😂😂😂

من از اقوام شوهر هیچ کسی توی بارداری بهم زنگ نزد حتی مادرشوهر و اینها
به خواهراش (خاله های شوهرمم) سپرده زنگ‌نزنن🤣🤣
خاله و اینها خودمم فکر کنم خبر ندارن چون اینجا نیستن
فقط همسایه هامون ذوق میکنن 🥺 که باهاشون در ارتباط نیستم دو ساله توی کوچه نمیرم قبلاً میرفتم یه سال،
ولی از پسرم شنیدن کلی خوشحال شدن
من و میبینن ازم میپرسن
خلاصه که از صد تا فامیل بهترن

وای دختر آخه الان وقت رنگ کردن خونس ؟!

سوال های مرتبط