به مادرِ یک کودک اتیسم چه حرف‌هایی رو نباید زد؟ 🌱
این تاپیکی که می‌ذارم شاید ناخوشایند باشه ولی من می‌خوام توی همین محیط کوچیک فرهنگسازی کنم.
گاهی آدم‌ها از روی محبت یه جمله‌ای می‌گن که خودشون فکر می‌کنن دلداریه، ولی برای مادری که هر روز با چالش‌های اتیسم زندگی می‌کنه، می‌تونه خیلی سنگین باشه.

• «اصلاً به بچه‌ت نمی‌خوره اتیسم باشه. فکر کنم تشخیص درست باشه!»
برخی ویژگی‌های کودکان اتیسم از نگاه افراد غریبه دیده نمی‌شن ولی برای خانواده‌ی کودک رنج زیادی به همراه دارن. شما با این حرف به مادر دلداری نمی‌دین، میزان پذیرش رو در مادر کاهش می‌دین. رنجش رو نادیده می‌گیرین و زندگیش سخت‌تر می‌شه.
• « خوب می‌شه.»
درمانی برای اتیسم کشف نشده و این جمله امید واهی ایجاد می‌کنه.
• «حتماً واکسن/غذا/موبایل/تربیت باعثش شده.»
نسبت دادن اوتیسم به مادر، هم نادرسته و هم آسیب‌زننده. این حرف‌ها به مادر احساس گناه می‌ده. کودکان اتیسم با این اختلال متولد می‌شن و این حرف از نظر علمی هم صحیح نیست.
• «تو زیادی بهش توجه می‌کنی؛ لوسش کردی.»
بسیاری از رفتارهایی که از بیرون شبیه لوس شدن دیده می‌شن، ممکنه ناشی از دشواری در تنظیم هیجان، حسی یا ارتباطی باشن.

تصویر
۲۶ پاسخ

بزرگ ترین شانس سورن جان اینه که مادر آگاهی مثل شما داره ، از خدا برات آرامش و صبر میخوام

اینو که الان خوندم دلم خواس یه روز یه جا ببینمت بگم فرزانه تویی منم شادی مامان آروشا، گهواره
و سفت بغلت کنم
حس الانم بود
ماچ به روی نازت

من معتقدم درک شرایط دیگران انقدر سخته که ما نمیتونیم رفتار و جملات مناسبی رو نسبت به هر آدمی تنظیم کنیم و بگیم و به غیر از شرایط اوتیسم بودن انقدر چیزا داریم که بابتشون در شرایط قضاوت یا ناراحتی یا حتی دلخوری قرار میگیریم باید بپذیریم که در کنار فرهنگسازی که انجام میدیم نقص ها و جاهای خالیه ذهن های دیگران رو بپذیریم چون اونها در شرایط جداگانه ایی بزرگ شدن

ممنونم مادر آگاه... یک شب چندین ساعت تو صفحه ی شما بودم و تاپیکهاتون که یا حس و حال خوب و منتقل میکنه یا اگاهی میده رو میخوندم و لذت میبردم از این مادر بودن شما ... زندگیتون پر از شادی و عشق باشه

مرسی که یادمون دادی عزیزم

چقدر آدمای صبور قشنگن. 💚
سورن خوشبخت ترینه چون تو کنارشی

موافقم‌ عزیزم ..مرسی که این ها رو گفتین من هیچوقت این حرفها رو نمیزنم ولی ممنونم اگاهمون کردین اگه یه روز سهوا خواستیم بگیم دیگه حتی به ذهنمون هم خطور نکنه . من تو اینیستا زیر پست یه ادمی که متاسفانه معلولیت داشتن ‌دیدم یکی نوشته خدایا شکرت که خودم وبچه هام سالمیم 😢
همه نوشته بودن اینجا یادت افتاد از خدا تشکر کنی ...
شعورها متاسفانه یکی نیست تو زندگی عزیزم ..
اگه جایی دلت شکست بگو شعور داشت که نمیگفت ...

سلام عزیزدلم همیشه خواننده خاموش تایپکهات هستم. خیلی ازت انرژی ارامش خاصی میگیرم ماشالله بهت که خیلی بافرهنگ‌باسواد هستی ماشالله ب سورن جانم.سورن قشنگم رو از طرف من ببوس

خودت گل،پیرهنت گل،عاشق لباس های گل گلیت شدم😀

ی جرف بیربط
شما چقد خوب موندیااااا بزنم ب تخته
روتینت چیه عزیزم؟ ژنتیک یه مسئله اصلیه چ کارایی میکنی تو؟
و اینک چقد حرفات درسته حتی برای بچههایی ک اصلا انیسم و ... هم نیستن خیلی اظهار نظر هست کاش یاد بگیرن یه حرفایی نباید زد

چی بگیم که خوب باشه من بچه داداشم اتیسم داره

عزیز دلم اگاه من😘♥️

میگن خدا به اندازه ظرفیت ادم ها ازشون امتحان میگیره


بدون خدا خیلی روت حساب کرده

بگم دوستت دارم تکراریه❤️🤔
حتی مادراهایی که بچه بیش فعال هم دارن همین حرفها وجود داره تقریبا
اینکه لوسش کردی
اینکه بعضی وقتها بچه کتک لازمه
اینکه چه خبره عمرتو گذاشتی پیرت کردن
اینکه اووو مگه فقط تو بچه بزرگ کردی
اینکه فلانی رو ببین اونم بچه کوچیک داره ولی چه قشنگ زندگی میکنع
اینها همه برای مادر نشخوار فکری میاره ویه دفعه منفجر میشه از خشم وعصبانیت😔😔😔

بانو بچه شما اوتیسمه؟؟؟؟علائمش چیه ؟؟؟

بعد یچیزی...

دقیقا به منم زیادمیگن پای پسرت هیچ مشکلی نداره الکی نگرانی درحالی کت پسرمن از۱۷ماهگی زیرنظردکتره

هم خوشگلی هم با سواد هم با فرهنگی امیدوارم سلامت باشی و خوشبخت عزیزم

من خیلیاشو نمیدونستم مرسی که اگاهم کردی عزیزدلم چقدم زیبایی شما بوس به کلت🥰🥰🥰🥰

لایک۰ماشالله خیلی خوشگلی

ممنون كه انقد قشنگ با ما در ميون گذاشتيد مادر زيبا و آگاه 🌸

خوشحالم که همچین مامانای بافرهنگی وجود دارن خوشبحال پسرتون که شما ماماتشی

خیلی ممنون بابت راهنماییت
گاهی حتی یه جمله میتونه مارو از شکستن دل یک نفر نجات بده
دوست داشتم تاپیکتون رو
به امید روزی که انقدر فرهنگ سازی ما عمیق و وسیع باشه که جمله هرچیزی به من مربوط نمیشه گوشه ذهنمون هک بشه شاید اینجوری هرگز از همدیگ نرنجیم🩷🥹😚درضم خیلی زیبایی بانو🩷

ممنون از اگاه سازیت❤

آفرین به این مادر آگاه تاپیک هات رو خوندم

مدل موهات خیلی به چهره زیبات میاد ماشالله بهت فرزانه جون
خدا برا گل پسرت حفظت کنه

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد ۵ سالگی
#اتیسم
فکر کنم ادمیزاد تا یه حدی از غم و رنج رو میتونه تحمل کنه
از اون حد که میگذره انگار دیگه بی حس میشه!!
بعد از ۴ جلسه مشاوره با روانپزشک، امروز به این تشخیص و نتیجه رسید که شازده کوچولوی ما تو طیف اتیسم هست🫠( خفیف )
نمیدونم چرا گریم نمیاد! نمیدونم چرا انقدر ریلکسم چرا مضطرب نیستم چرا دراز کشیدم جلوی کولر و با گوشیم ور میرم!؟
چرا؟ چون فکر میکنم غمم از حد گذشته دیگه کاری از من بر نمیاد
اولین باری که دیدمش پر از امید بودم پر از هیجان از دیدن بزرگ شدنش
امروز هم بهش امید دارم ولی جنس امیدم فرق میکنه
امیدوارم توی این مسیر و توی دنیای پر از ناشناخته ی اتیسم بتونیم دووم بیاریم و نا امید نشیم
امیدوارم همون خدایی که بارها و بارها صداش کردم ولی چشماشو روی من بست حداقل به کودک بی گناهم نگاه کنه…
تو مسیر داشتم به امام رضا گله میکردم که من بچمو اوردم پیشت
به امید این بیت شعر اوردم که:
گفتی که دل شکسته باید اورد… ایا دل از این شکسته تر هم داریم؟!
ولی دلم بیشتر و بیشتر از قبل شکست💔
با همین دل تیکه تیکم بلند میشم بازم بچمو میفرستم مدرسه میفرستمش توی اجتماع، اراد هنوزم مامان داره هرچند که مامانش له و تیکه و تیکه باشه🙃
مامان سورن مامان سورن ۴ سالگی
هشدار جدی ⛔️
⚠️ اگه روحیه‌ی حساسی دارین، این تاپیک رو نخونین
به نظر شما چطور ممکنه یک مادر به چنین نقطه‌ای برسه؟
داستان لیندسی کلنزی رو شنیدین؟
یه مادر آمریکایی که با همسرش و سه تا بچه‌ش زندگی می‌کرد و بعد از تولد بچه‌هاش با مشکلات شدید روحی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.
ماجرا خیلی تلخ شد وقتی که همسرش  از خونه بیرون رفته بود، لیندسی به سه تا بچه‌ش به قصد کشت حمله کرد. دو تا از بچه‌ها همون روز فوت کردن و نوزادش هم چند روز بعد از دنیا رفت. خود لیندسی هم بعد از حادثه از پنجره‌ی خونه پایین پرید و به‌شدت آسیب دید.
بعد از ماجرا، بحث اصلی پرونده این بود که وضعیت روانی لیندسی موقع حادثه چقدر روی رفتار و مسئولیتش تأثیر داشته؟! خانواده‌ش و وکیلش  درباره‌ی مشکلات شدید روانی و داروهایی که مصرف می‌کرد صحبت کردن و پرونده از نظر پزشکی و حقوقی خیلی پیچیده شد.
چیزی که این داستان رو برای خیلی‌ها تکان‌دهنده‌تر کرد اینه که قبل از این اتفاق، از بیرون شبیه یه خانواده‌ی کاملاً معمولی به نظر می‌رسیدن. 😔
نظرتون درباره‌ی این ماجرا چیه؟ آیا وضعیت روحی یک مادر می‌تونه تا این حد آسیب‌زا و ترسناک بشه؟ یا اصلاً لیندسی ذاتاً قاتل‌ بالفطره و یک شخصیت ضداجتماع بوده؟
مامان البرز مامان البرز ۵ سالگی
سلام سلام
امروز نشستم مفصل همه پیام ها و جواب ها و گفتگوها رو خوندم. چقدر چیزای زیادی بود برای یاد گرفتن. کاش بیشتر سوال و جواب کنیم. من به نظرم رسید در مورد یک موضوعی توضیح بدم بد نباشه.
کلمه خانواده اصلی، برای اشاره به خانواده زیستی غلطه. خانواده اصلی همون خانواده ایه که بچه رو بزرگ می کنه. که ممکنه خانواده زیستی باشه، ممکنه خانواده فرزندپذیر. بنابراین اگر به یک خانواده فرزندخوانده دار بگین، خانواده اصلیش... در واقع داریم میگیم که اصل رابطه ژنتیکیه و نه رابطه والد و فرزندیه تو.
یک غلط مشابه هم اینه که میگن، بچه خود خودت. برای اشاره به فرزند زیستی. نه!! فرزند خوانده هم بچه خود خود آدمه. حالا بچه آدم یا بچه زیستی آدمه یا بچه فرزندخوانده.
اگر از این دید به ماجرا نگاه کنیم مشخص میشه چرا این حرف درسته:
بچه بزرگ کردن، یک تعهده. یک تعهد که من مسئولیت پرورش کودک رو به عهده می گیرم. حالا این کودک ممکنه بچه زیستی ما باشه و ممکنه که فرزندخوانده ما. کسی که مسئولی رو قبول می کنه و درست انجامش میده والده. مادره یا پدره. آدم ها بابت زحمتی که برای اون بچه می کشن، حالا چه زیستی باشه چه فرزندخوانده، دوستش دارند. آدم ها برای عمر صرف کرده برای کودکشون عاشقش می شن. برای بیدارخوابی ها برای دنبالش دوودنها و برای هر چیزی. بنابراین والد اصلی همون کسیه که این کارها رو کرده. نه کسی که به هر دلیل نخواسته یا نتونسته این کارها رو برای بچه زیستیش بکنه.
به یک کسی که فرزندخوانده داره، نگین خانواده اصلیش، نگین بچه خودتم اگر بود، ... کلا این بچه بچه خودشونه و این خانواده هم خانواده اصلی بچه است.
مامان دو تا عشق مامان دو تا عشق ۵ سالگی
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری
پوشک بچه تربیت شیرخشک
داشتم جواب یه مادر عزیزی رو میدادم دیدم پاک کردن خواستم تجربه خودم رو بگم من دو تا بچه دارم قطعا روزایی هست حوصله ندارم خسته ام یا مثل الان استرس فشار .... اما وقتی عصبانی هستم اول از همه خودم قبول میکنم حال دلم خوب نیست
دوم تلاش می‌کنم سریع تر خودم رو به روز رسانی کنم
سوم واقعا مطالعه راجب کتک زدن کودک آگاهی و کنترل ما رو بیشتر میکنه
من از اول بچه ها رو کتک نزدم ولی خیلی عصبانی بشم
بهشون میگم دارم ناراحت میشم .این یعنی خیلی عصبانی هستم
واسه همین با شنیدن این کلمه اونا هم ناراحت میشن و معمولا در ادامه میگم بشین به کارت فکر کن
دخترم سریع میره اتاقش و مدتی فکر میکنه و بعد میاد میگه مامان میخای راجب موضوع حرف بزنیم
اما پسرم خیلی عاطفی هست اگه بهش بگم داری منو ناراحت میکنی خیلی شیرین زبونی میکنه میگه مامانا از بچه ها ناراحت نمیشن آخه من عشق تو هستم
این کلمات رو از خودم یاد گرفته واقعیت همینه همونجوری من و پدرش باهاشون رفتار میکنیم اونام همونا رو بازتاب میدن
مامان سورن مامان سورن ۴ سالگی
تا حالا بین «مادر بودن» و «خودت بودن» گیر کردی؟
به نظرتون کار کردن یا درس خوندنِ مادر، در نهایت برای بچه تأثیر مثبت داره یا منفی؟
مامان‌های شاغل یا دانشجو، وقتی سر کار یا دانشگاه هستید، واقعاً ذهنتون هم از بچه و خونه جدا می‌شه؟ یا بار ذهنی خانواده همچنان همراهتونه؟
من خودم این روزها درگیر نوشتن رساله‌ی دکتری‌ام و راستش گاهی وسط کار، به‌جای اینکه ذهنم فقط روی رساله باشه، یکهو فکرم می‌ره سمت بچه‌م...
«نکنه دارم ازش غافل می‌شم؟»
«نکنه توی سال‌های طلایی زندگیش باید بیشتر کنارش باشم؟»
«نکنه دارم برای موفقیت خودم، بچه‌م رو نادیده می‌گیرم؟»
گاهی همین فکرها باعث می‌شه از موفقیت خودم لذتِ آنچنانی نبرم و حتی وقتی باید با تمرکز کار کنم، ذهنم جای دیگه‌ای باشه و عملکردم افت کنه.
از یه طرف، واقعاً دلم نمی‌خواد تمام رویاهام رو کنار بذارم.
بنایی که با سختی ساختم، واژگون کنم. حس می‌کنم من فقط «مامان» نیستم؛ یک آدمم با آرزوها، علایق و مسیری که قبل از مادر شدن شروعش کرده بودم و هنوز هم دوست دارم ادامه‌ش بدم.
دوست دارم بدون قضاوت از تجربه‌هاتون بشنوم. ❤️
شما همزمان با فرزندپروری چه کاری انجام می‌دید؟ کار، تحصیل، کسب‌وکار، هنر یا هر چیز دیگه‌ای؟
و مهم‌تر از همه: از حس و حال خودتون بگید؛ تا حالا شده بین مادری و دنبال کردن رویای خودتون احساس عذاب وجدان یا دوگانگی کنید؟