دیشب توی پروفایل ها چرخی میزدم چه قدر دلم گرفت واقعا....
مادر۱۸ ساله صاحب بچه ۲‌.۵ ساله یعنی ۱۴ سالش بوده حامله شده... در بهترین حالت ۱۳ سالگی شوهر کرده...
۱۳ سال!
بعد نه یکی نه دوتا چه قدررر پرن این شکلی....
دلم به حال اون مادر و اون پدر سوخت، هر دو بچه ان هر دو از زندگی هیچی ندیدن،
هیچ وقت موافق ازدواج زود نبودن هیچ وقت،
دوتابچه کوچیک که هیچی ندیدن هیچی نفهمیدن نه از بچگی نه از جوونی، مستقیم هلشون دادن توی زندگی زناشویی!
الهی بگردم که اکثرا میگن شوهرامون خیانت کرده، با دوستاشه، میره فوتبال میره تفریح میره شب نشینی...
خوب بچه ۲۵ ساله باید این کاراروبکنه...نباید پدر بشه که...
و دخترهاییکه توی خونه موندن با یه بچه و کلی حسرت...
آه....
واقعا دیشب ناراحت بودم واقعااا.
اگه دور و برتون خواهری برادری دختر خاله ای هر کی و دارین آگاه سازی کنین که زود ازدواج کردن اصلااا هنر نیست، درس بخونن، کار کنن، تفریح کنن، شیطونی کنن، جوونی کنن...تابو بشکنن، مبارزه کنن و این چرخه معیوب و قطعش کنن.

آنومالی سونوگرافی نشون بده پیام و گهواره
فرزند پروری. شیر دهی پوشک و غیره!

۱۹ پاسخ

حق با شماست. ولی جالبه خیلی هاشون هم راضی ان و یا به فکر بچه دوم هستن. منم اصلا با ازدواج زود موافق نبودم و نیستم یکی از دوستای من با پسرخالم تو سن ۱۷ سالگی ازدواج کردن دو سه ماه پیش طلاق گرفتن دختره میگفت شوهرم‌با زن دوسته . خب وقتی جوونی نکنی اینجور چیزا پیش میاد🤕🤕

موافقم گلم باحرفات بااینکه خودم زود ازدواج کردم
ولی سن کم دلیل خیانت نمیشه
شوهرخواهرمن ۴۵سالشه داره به خواهرم خیانت میکنه و....
اگه بخوام مثال بزنم خیلی طولانی میشه

واقعا من موافقم با حرفاتون👏

دختری که زود ازدواج کنه اکثرا هم دقت کنی تسلطی روی زندگیش نداره. باید طبق میل مادرشوهر یا مادر یا شوهر زندگی کنه. اکثرا زیر سلطه هستن. بخاطر سن کم نه تجربه ای دارن نه جسارت مخالفت

تو کل فامیلمون من ۲۶ سالگی ازدواج کردم
و هربار ک قبل ۲۶ سالگی تولد میگرفتم برا خودم
کلی با تمسخر فامیل مواجه میشدم ک خجالت بکش و فلان ولی درصدی برام مهم نبود چون اصلا پدرم تا ۲۵ سالگی اجازه نداد کسی بیاد خواستگاری😬
و واقعا راضی ام
میدونی چرا چون تونستم مشکلی هم ک بود عقلانی حلش کنم نه احساسی
بعد دو سال از ازدواج بچه دار شدم و باز هم گفتن تو پیری سنت بالاس فلانی
و الان تربیت بچم و هنر زندگی کردنم از خیلیا بالاتره

من ۱۸ سالگی عقد کردم اینقدر دارم غصه میخورم چرا جوونی نکردم مثه همسنام سریع اومدم تو زندگی پر غصه و بدبختی اوتوقت ۱۳؟!!!!!!!واقعا سیر میشن از بچه هاشون؟؟؟من اگر خودم دختر داشته باشم تا ۲۳_۲۴ سالگی اجازه ازدواج نمیدم بهش وقت برا غصه خوردن زیاده ادم‌باید از مجردیش استفاده کنه

من ۲۸سالگی ازدوتج کردم ،میگم کاش یکمم صبر میکرذم😂😂واقعا ازدواج چیزی جز مسئولیت زیاد و فکر و خیتا نیست هرچی دیرتر بهتر مخصوصا برای خانم ها

ازدواج بلوغ میخواد، احتمال اینکه تو سن کم به انواع بلوغ بررسی نه که نباشه ولی خب کمه،
بلوغ عاطفی ، بلوغ مالی، بلوغ رفتاری ، نه فقط و فقط جنسی

18 سالگی عقدکردم
هنوز که هنوز مگم زود شوهر کردم
جوونی نکردم
واقعا 13 یا 14 چخبره
متونن از پس مشکلات بربیان؟

من تو گهواره مادر ۱۸ ساله دوتا بچه دیدم

اطرافیانم هم خیلی دیدم ۱۲ ‌ تا ۱۵ سال ازدواج کردن

مادر ۱۴ ساله هم زیاد دیدم

عزیزم نمیشه حرف بزنیم اگه بگیم شوهر نده میگن از حسودی فشار اومده بهت دخترمون توسن کم خاستگار داره یه بنده خدایی میشناسم دخترش 13سالگی شوهر داد سال بعد طلاق گرفت چند ماه بعد باز شوهرش دادن تازگی باز طلاق گرفته خودش سریع شوهر پیداکرده 16سالشه برای بار سوم میخاد شوهر کنه

۲۰ سالگی ازدواج کردم
بنظرم زود بوده بازم!
ازدواج خیلی مسولیت پشته!

خیلی حرفات درسته

حالا من زود ازدواج کردم و خیلی راضیم🫣
بنظرم این حرف شما درسته ولی بستگی به شرایط طرف داره مثلا من تو خونواده ای بودم ک مادرم اصلا بهم اجازه نمی‌داد با دوستام برم بیرون تولد یا هر جایی درسته مشغول ب کار شدم و کار کردم مستقل شدم ولی اون کار کردن و زحمت نتیجه شو ندیدم
ولی تصمیم ب ازدواج گرفتم الان ک فکر میکنم میبینم کار درستی کردم زود ازدواج کردم حداقل مثل بعضیا الان جوون هارو میبینم نبودم

ناخنکار من متولد ۸۴ هست
دخترش ۷سالشه😑
تازه میگف طبیعی هم زاییده
فکر کن تو اون سن پریودم دردش وحشتناکه چ برسه ب زایمان

والا جاری منم 16 سالش بوده که ازدواج کردن بعد از 18 سال زندگی که دخترش بزرگه پسرش بزرگه خیانت کرده بود چند بار برادر شوهرم چشم پوشی کرد آخر هم با زبان دراز خودش رفته بود درخواست طلاق داد که راحت بتونه به کارهاش برسه

من الان ۲۰سالمه بچم ۲سالو ۴ماهشه🙃💔
۱۴ازدواج کردم
حقیقتا بچگی نکردم

دختر خاله من ۱۵ سالگی ازدواج کرد الان ده سال میشه سه تا بچه داره تو سن ۲۵سالگی
تازه هم فهمیدن شوهره داره خیانت میکنه آدم میمونه واقعا

اگ دیگه پاک نمیکنی بخونم!🤣

سوال های مرتبط

مامان Artam مامان Artam ۲ سالگی
خانما بیاید یکم حرف بزنیم دلم گرفته من وقتی مجرد بودم انقدر آروم و صبور بودم همیشه اطرافیان بهم میگفتن خوشبحالت برای این همه صبوری
صبوریم یه نمونش که ۱۰ سال صبر کردم تا با همسرم به هم رسیدیم
وقتی ازدواج هم کردم همچنان همینجوری صبور بودم و همچنان برای همسرم صبور هستم ولی متاسفانه برای بچه هام مادر خوبی نیستم اصلا صبر و حوصله ندارم با کوچیک ترین کارشون عصبی میشم همش بخاطر این که میگم خونه به هم نریزه خونه تمیز باشه از بس که خانواده همسرم سر زده میومدن میگفتم همیشه خونه تمیز باشه و متاسفانه الان که دوتا هستن و دوتاشونم پسرن ماشاالله شلوغکار هستن
حالا دو سه شب پیش خواستیم با پسرام غذا بخوریم همسرم خونه نبود پسر کوچیکم دوید پاش خورد به قابلمه و سوخت گریه کرد ولی من ندیدم کجاش خورد اولش قرمز نشد یکم گریه کرد چند ساعتی که گذشت دیدم کجا خورده براش پماد زدم
این گذشت من یادم رفت به همسرم بگم تا با مادرشوهرم رفتیم پسر بزرگم بردم دندون پزشکی مادر شوهرم و پسر کوچیکم تو ماشین بودن مادرشوهرم فکرکنم پای پسرمو دیده بهش گفته چی شده پسرمم به مادرشوهرم گفته جیش کردم خونه مامانم با قاشق داغم کرده وقتی برگشتم مادرشوهرم طلب کار که تو چرا اینکار و با بچه کردی منو میگی هنگ کرده بود موندم بچه اینو از کجا درآورده گفته از دیروز انقدر دلم گرفته میگم درسته سرشون داد میزنم مادر بدی هستم ولی نه در این حد که از این کارا بکنم
از امروز قسم خوردم بچه هام هر کاری بکنن خراب کنن بشکنن ویران کنن هیچی بهشون نگم سرشون داد نزنم واقعا تقصیر خودمه که اطرافیان فکر میکنن من چون سر بچم داد میزنم هر بلای بخوام میتونم سر بچم بیارم واقعا برای طرز فکر دیگران متاسفم مقصرش هم خودمم