سلام قهرمان های یگانه ،سلام مامان های عزیز منم مثل خیلی ها حالم بد میشه ،حتی چند ماه قبل که خونه مادرم بودم و خونه خودمون حاضر نبود خیلی سخت تر هم بود ،از طرفی مادر شوهرم همزمان با زایمان من بیماری سختی گرفته و هیچ کاری نکردند و هیچ مراسمی برگزار نشد برای دخترم که بعداز ۱۰سال دوا و درمون معجزه وار خدابهمون بخشید ، حتی همسرم هم چندین ماهه که جای خوابش رو ازم جدا کرده ،خلاصه زندگی و رابطه و روحیه و جسم و جانم همه چیزم بهم ریخته ،اونقدر خسته و بی‌خواب هستم که الان نمیتونن چشم هام رو باز نگه دارم و دلم میخواد بخوابم ولی باید غذا درست کنم خونه تمیز کنم جارو بکشم ،و..‌کلی کار های دیگه که خودتون میدونید ،ولی وقتی به پیام های دوستان نگاه کردم و فهمیدم که تنها من نیستم که حالم خوب نیست ،و خیلی از مامان ها هستن که اینطوری هستند ،فقط به مادرم فکر کردم که اونها چه شرایط سخت‌تری رو گذروندن ولی طاقت آوردن و الان حالشون بهتره ،خواستم بگم ،بیاید به خودمون قول بدیم قوی تر بشیم ،نه به خاطر هیچکس جز خودمون چون این روزا درسته سخته ،خیلی هم سخت ولی ما از پسش برمی‌آییم یعنی امید وارم و میدونم که میتونیم فقط کافیه یه استراحت کافی داشته باشیم و یکم به خودمون برسیم و کمی بیخیال اطرافیان و بی توجهی هاشون و واکنش هاشون باشیم ،به جاش به خودمون عشق بدیم ❤️❤️❤️❤️دوستتون دارم مامان های قهرمان

۲ پاسخ

سلام عزیزم حرفاتون قشنگه میتونم بپرسم به خودمون عشق بدیم یعنی چی؟ من خیلی این جمله رو میشنوم که خودتونو دوست بدارید به خودتون عشق بدید نیاز به توجه ومحبت اطرافیان نداشته باشین ولی واسم هضم نمیشه متوجه نمیشم انگار ته دلم باز انگار به محبت وتوجه اونا نیاز دارم میگم اخه من که تنها زندگی نمیکنم شوهر دارم خانواده دارم توقع دارم

چقد حرفات قشنگ بود انگار حرفای دل منو گفتی
منم بعد ده سال دخترمو خدا بهم داده
منم همینقد خسته ام
بعضی روزها غذا نداشته باشیم اشکالی نداره
یه روز سینک پر باشه اون هم اشکالی نداره
فقط باید خودمون رو بیشتر دوس داشته باشیم

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۱۱ ماهگی
اینهایی که مینویسم فقط برای درد و دل هست(چون من خیلی آدم درونگرایی هستم و اصلا اهل این نیستم حرف دلم رو به کسی بزنم ولی اینبار مینویسم شاید کمی آروم بشم)


اول بگم که من عاشق همسرمم اون هم عاشقمه یعنی حداقل تا قبل زایمانم اینطور بود
نمی‌دونم من زیاد حساس شدم یا واقعا اینطوریه ولی انگار که از بعد زایمان دیگه مثل قبل نیس هیچ چیزش
گاهی میگم شاید من همه توجهم روی دخترمه به خاطر همین اون کنار میکشه، گاهی میرم کنارش مثل قبلنا ولی میبینم نه اون مثل قبل نیس
البته که میدونم از لحاظ کاری یکم دچار مشکل شده ولی به خدا منم خیلی حواسم بهش هست که یهو توی این وضعیت گرونی فشاری بهش وارد نشه، مگه نه اینکه همیشه میگه من کار میکنم که بتونم تو رو خوشبخت کنم تورو به همه آرزوهات برسونم؟! واقعا اینقدر خودش رو درگیر کارش کردن، حرص خوردن و بی توجهی کردن به من باعث میشه من به آرزوهام برسم؟ من میخوام به آرزوهام نرسم ولی حداقل مثل قبل داشته باشمش

واقعا نمی‌دونم به خاطر کارش هست یانه فقط میدونم که خیلی از این وضع خسته ام به خدا انگار کم آوردم گاهی میگم کاش دوستش نداشتم که رفتارهاش برام مهم نبود💔🥲
مامان یسنا سادات✨🌱 مامان یسنا سادات✨🌱 ۱۳ ماهگی
دختر داشتن به نظرم مسئولیت سنگینیه...🤱🏻چون منِ مادری که ۲۴ ساعته باهاش هستم میشم اولین الگو برای شکل گیری شخصیت و عادت هاش✨
و تو همیشه باید حواست به کوچکترین رفتار و گفتار خودت باشه..🍃🗣️
به پوششت👗..به تمیزی و اراستگیت🧖🏻🤌🏻💄..به کلماتی که به کار میبری🪞💎..خلاصه به تمااااااام عادت های روزمره ات✨
و البته مهمتر از همه....که دیشب بهش برخوردم...تأثیر پذیری ای که ممکنه از اطرافیان داشته باشن و نحوه برخورد دیگران با دخترمون ...

چقدر سخته و گاهی هم نشدنی.. فیلتر کردن و الک کردن این اطرافیان 🤷🏻

یه سوال:چطور میشه الگوی خوبی برای دخترمون باشیم ؟؟
سوال بعدی: چطور رفتار کنیم که هرکسی به خودش اجازه نده طبق الگوهای رفتاری اشتباه خودش با بچه ی ما برخورد کنه؟

برای مثال : یکی از اطرافیان مدام لباس های استفاده شده خودش یا بچه های دور و بر رو به بهانه های مختلف میخواد بده به من یا دخترم یا همسرم...(البته بگم که خودشون این کار رو بد نمیدونن)
ولی من به شدت بدم میاد و مخالفم و نمی‌پذیریم ...
و دوست ندارم بعدا که دخترم بزرگتر و فهمیده تر شد مستقیم به خودش بخواد چنین چیزهایی بده.
مامان آکو😍 مامان آکو😍 ۱ سالگی