۲۵ پاسخ

ببخشید ولی چه شوهر لجبازی داری! قشنگ معلومه از عمد کرده
آدم بره مسافرت تا یکی دوهفته بعدش خستگی تو جونشه
بنظرم نرو داداشت یه بار ازدواج میکنه مشهد همیشه میشه رفت

ب شوهرت بگو من نمیتونم تو این روز سخت خانوادمو ول کنم بعد مجلس داداشم بریم مشهد الان نمیام کنسل کن

ذکر یا ودود و هزار بار فوت کن توی اب بهش بده بخوره رام بشه

حداقل بابرادرت صحبت کن بگوچن روزبندازن عقب
بگواخلاق گ و ه شوهرتوبهش تابلکم اون راه حلی پیداکنه

شوهرت چه نادونه

من بودم عمرااا نمیرفتم هرچقدم میخواست سروصدا کنه میگفتم نمیام و تموم خودسم جر میداد نمیرفتم باهاش

چ دو راهی سختی
معمولا ک دوست داری کنار برادرت باشی
ولی شوهرت
ای داد

دقیقا من همیشه بین خانواده ام و همسرم خودمو قرار میدادم و الان جوری شده که همسرم حتی اگر حقم باهاشون باشه دیگه قبول نمیکنه
ولی وقتی کلاس سیاست زنانه ثبت نام کردم فهمیدم هر چی میکشیدم از بی سیاستی خودم بود
یه جورایی خودم کردم که لعنت بر خودم باد

تا جایی که میتونی ازش بخواه که خودش راضی بشه بمونین کمک برادرت ولی اگر راضی نشد باهاش برو بزار خیالش راحت بشه اولویتته که بعدا راحت تر بتونی توی رابطه ات با داداشت باهاش کنار بیای

یا تاپیکایی ک خوندم و جوابهایی ک دادی از نظر من برو دم عروسی لج نندازش چون کل عروسی رو زهرت میکنه الان نهایت یه شب بهت سخت میگذره اما اون موقع کل عروسی رو زهر می‌کنه عزیزم

عزیزم سعی کن نری چون هیچوقت ازیادش نمیره اگرنباشی من الان سمت خانواده شوهرم هیچکس نبود الانم که الان میگم نبودن بیان اصلا ذوق نداشتن واقعا اشتباه نکنی چون خیلی غصه میخوره

با داداشتون صحبت کنید و بگید که موضوع اینه.شاید ی چند روزی عقب بندازه برنامشو.بگید مشکل بینمون به وجود میاد.صد در صد داداش هم راضی به اوقات تلخی تو زندگیتون نیست

بنظرم حق با برادرته
سفر همیشه رفت اما جهازبرون داداشت یکباره

ای بابا الان چه وقت مسافرته، بگو مادرتو ببر
من بهتره بمونم کمک داداشم، مشهد همیشه هست اما عروسی داداشم یکباره،
ولی لجشم درنیار دم عروسی، زهرت کنه

معمولا خواهرشوهر واسه چیدن نمیرع
چون در انتها اون عروسه که باید بچینه و به دلش باشه همه چیز

خب زنش با خاهرو مادرش میره میچینه دیکه اصولا خاهرشوهرو نمی‌برند واسه چیدن ک

بگو جهاز برون خواهر برادر خودتم بود میزاشتی میرفتی مسافرت؟؟؟

از دست این شوهرای بی عقل و بی فکر
ب داماد جماعت نمیشه خوبی کرد

به شوهرت بگو خودتو بذار جای من الان که باید باشم برم مسافرت ؟ جای تو باشم حتی شوهرم قهر کنه میمونم میرم مراسم داداشم مخصوصا که مادرت سنش بالاست نمیتونه کار کنه

بنظرم با زبون ریزی حلش کن.اینجور شوهرا بد قلقن

چه شوهر بی معرفتی

نمیشه داداشت سه چهار روز بندازه عقب .
اخه نری ام شوهرت ولت نمیکنه .خدایا از دست این مردا

قلبم واست درد گرفت

لج کرده حتما شوهرت

بازم وقت هست شما برین بیاین بعد چیدمان انجام بدین

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
بخدا دارم با گریه اینارو می‌نویسم خستم بردیا یکی دو هفته اس خیلی بدددد جور لجباز شده صب ک بیدار میشه تا شب همش جیغ میزنه گریه می‌کنه بدجور ها با خانواده شوهرم تو یه ساختمون هستیم جوری ک رومون تو روی هم باز شده همش میگن چش شده چرا گریه می‌کنه بابا بخدا خستم همش الکی گریه می‌کنه دیگ با اعصاب خوردی و لحن بد جوابشونو میدم نمی‌کشم دیگ بچه اس دهنشو ببیندم بگم گریه نکن چیکار کنم به یه چیزایی گیر میده مثلا میخواد تلویزیون رو بندازه میگم مامان نکن دیگ گرررریه هااا میبرمش بیرون گریه می‌کنه دستمو نگیر سوار سه چرخش هم نمیشه میگه ولم کن برم تو این شلوغی ها میدوعه می‌ره میگه دنبالم نیا همش میترسم ماشینی چیزی بهش بزنه اصلا پست سرشم نگا نمیکنه ببینه کسی دنبالش هست یا ن همش بچه های بقیه رو میبینم ک دست مامانشون رو گرفتن حسرتشو میخورم یه سوپر مارکت نمیتونم برم چ برسه جای دیگ حتی خونه پدرمم نمیتونم برم از دستش میگرن دارم روز به روزم بدتر میشم بخدا در روز یه ساعتشو نیس ک سردرد نداشته باشم دست تنها کسی حتی نیس بگه بزار یه ساعت پیش من بمونه استراحت کن فقط خانواده شوهرم بلدن بگن چشه میزنیش گریه می‌کنه درک ک نمیکنن خودددش گریه می‌کنه خستم نمی‌دونم باید چیکار کنم شما یه راه‌حلی بدین بچه های شما چجورین من کم آوردم بخدا