۱۵ پاسخ

وااای نگووو من عاااشف بچه هامم خداروشکر گ دارمشون خداروشکر ک سالمن و خدا روشکرررر ک هستن و منو اذیت میکنن و من صبح تاشب یک کپزت و پرستار و سویس دهی دارم. وای. نگوووو خداروشکر ک براکوچه گریه میکنه دوراززجون رو تخت بیمارستان گریه کنه خوبه. نگو دختر جان بعضیا براهمین بچه ک تومیگی ریدم ب زندگیم هزاااراااننن کار و خرج میکنن اخرم هیچ برهیچ.سرشو گرم گن با گوشی فیلم بزار اسباب بازی بیار توپ بیارو.......

با اجازه کی داستان زندگی منو نوشتی؟😐🤣 دقیقااااااا منم همینطور تصمیم به بارداری گرفتم و بچم همینقدر لجباز و‌ شیطونه

من چون ادم به شدت ازدواجی و بچه دار شدنی بودم
به موقع ازدواج کردم زمانی که خودمون تصمیم گرفتیم بچه دار شدیم
ولی با شرایط فعلی میگم خودخواهی کردم 😢

شاغل بودم تصمیم داشتم تا ۳۰ سالگی کار کنم بعد بچه بیارم
۲۱ سالگی عقد کردیم
۲۷ سالگی ازدواج کردیم شوهرم هفته بعد عروسی میگفت بچه بیاریم ولی من نمیخواستم میخواستم ازندگیم مطمئن بشم بعد بیارم
تو این ۳ سالم سر این قضیه دعوا داشتیم

ینی ی بچه داری

پس من چی بگم، جو گرفتم ۶ ماه بعداز عروسی گفتم بچه میخام دوقلو باردارشدم😂 باهمسرم فقط ۶ ماه زندگی کردم 😅😣

من بچه دوست دارم و خیلی دوست داشتم زود پسرم از تنهایی در بیاد همبازی داشته باشه ک ب بقیه التماس نکنه باهاش بازی کنن اما ما وسیله ایم خواست خدا چیز دیگه ایه این پسرم نه تنها همبازیش نشده 😔😔😔بلکه باعث شده احساس میکنم در حق بپسر بزرگم ظلم کردم😭😭😭😭 تاخیر رشد داره خیلی وقت و اعصابمو میگیره عملا انرزی ندارم برا بزرگه بازم خداروشکر ک هست خدا برام حفظشون کنه .ولی گاهی میگم نکنه اشتباه از من بوده شاید نباید میا وردم.

من خودم بچه دوست داشتم اما نمیخواستم شوهرم خیلی دلش میخواست مخمو زد منم راضی شدم الانم خوبه خدارشکر اذیت میکنه عصبی میشم خسته میشم اما خب طبیعیت بچه همینه مجبوریم تحمل کنیم

اره خداروشکر راضیم فقط از دست حرف پدرشوهرمادرشوهر کلافه م،بنظرم یه بچه رو ک ادم میخاد دیگه

پسر من که انقدر شیطونی میکنه بین من و باباش هر شب دعوا راه میندازه بعد میخوابه🥴

خدا به هممون صبر زیاااااد بده
بچه های این نسل ما رو تا پاره نکنند ول نمیکنند

من عاشق بچه بودم و هستم
خدا صبر بده فقط 😆
انشالله همه کوچولوها سلامت و شاد باشن
الیته الان با وضعیت حاضر مملکت شرمنده اشم خودخواهی بود اوردنش

پسرمنم اینطوریه 🥺
بعد از اونور اگه در خونه همسایه باز باشه میره داخل یبار رفتم تو حیاط همسایه بیارمش شوهرم دید میگه تو نمیگی زشته میری خونه همسایه

منکه از ازدواج کردنم پشیمونم چه برسه به بچه

گریه میکنه کاری بکن حواسش پرت بشه گریه نکنه دیگه
مثلا برو بازی که دوست داری باشوق و ذوق تنهایی بازی کن و حرف بزن ببین یکم دیگه ساکت میشه بهت نگاه میکنه ولی خودت بهش توجه نکن خودت ادامه بده بعد میبنی داره میات کنارت میشینه بازی میکنه

یا خوراکی که دوست داره با ِذت و ملچ ملوچ و چه چه و به به بخور

من راضیم همه بچه ها اینجوری اذیت میکنن بخاطر اون میگن بهشت زیر پای مادر ها هستش

سوال های مرتبط

مامان آقا علی اکبر 😄 مامان آقا علی اکبر 😄 ۳ سالگی
#ارسالی_شما

📌برای آقایونی که برای فرزند دار شدن بهانه های بی جهت میارن!

منم مشکل این خانوم رو داشتم بیست سالم بود ازدواج کردم همسرم ۲۶ ساله بودن
من خیلی اصرار داشتم به بچه دارشدن دوست داشتم همه وجودمو بزارم برای تربیت و دوستی و لذت بردن از بچه هام ، همسرم اصلا قبول نکرد، سه سال گذشت به مادرشون گفتم باهاش صحبت کنن چون به شدت به حرف ایشون گوش میکردن اون زمان البته
ایشونم مثل پسرشون مخالفت کردن که نه پسرم عاقله میخواد همه چی به دست بیاره بچش تو رفاه باشه کار خوبی میکنه بچه باشه برای ده سال بعد با خنده میگفتن
حالا هشت سال گذشته
چهارساله همسرم مشکل ناباروری داره ، دوساله خودم درگیر انواع مشکلات زنان و عمل و درمانم با داروهایی که هزارااان عوارض داره
وقتی قدر نعمت و سلامتی که خدا داده ندونی و هی بهونه بیاری
خدا اون نعمتو ازت میگیره
الان همون پسری که مخالفت میکرد آرزوشه پدر بشه
همون مادری که میکفت نه ده سال بعد خوبه
عزت نفس برام نذاشته تو هرجمعی فقط دعا میکنه بچه دار بشم و همه با ترحم نگام میکنن راضی نیستم ببینمشون چون از اول تا اخر دیدار حرفها ختم به بچه میشه
کاش یکم عاقلانه تر به مسائل نگاه کنن جوونا ...

( به شخصه بین دوستانم دیدم )