ایشالا همه مامانایی که نینی توی دلشون دارن، روزاشون به خیر و خوشی بگذره، با آرامش بارداریشون رو طی کنن و در نهایت سالم و خوشحال بچه‌شون رو بغل بگیرن. 🤍🫂

ولی یه خواهش دوستانه از مامانایی که هنوز قصد بچه‌دار شدن دارن…
قبل از اینکه تصمیم به آوردن یه بچه بگیرین، شرایطتون رو خوب بسنجین.
فقط به خاطر حرف اطرافیان، تنهایی، یا جمله‌ی «یه بچه بیارین، زندگیتون درست میشه» این تصمیم رو نگیرین.

بچه قرار نیست زندگیِ از هم پاشیده رو درست کنه؛
بچه خودش یه انسانه، با احساسات و نیازهای خودش، نه وسیله‌ای برای نجات یه رابطه.

گاهی زن و شوهر خودشون درگیر مشکلات، دعوا، اختلاف و انتخاب اشتباهن، اما فکر می‌کنن با اومدن بچه همه‌چیز تغییر می‌کنه…
در حالی که ممکنه برعکس، فشار بیشتری به هر دو نفر و از همه مهم‌تر به همون بچه‌ای وارد بشه که هیچ نقشی توی انتخاب ما نداشته.

خیلی از مادرها وقتی مادر میشن، از خودشون، آرامششون و خواسته‌هاشون می‌زنن.
پس قبل از اینکه یه انسان دیگه رو وارد زندگیمون کنیم، اول ببینیم خودمون و رابطه‌مون آمادگی پذیرش اون مسئولیت بزرگ رو داریم یا نه.

بچه باید حاصلِ آرامش، عشق و آمادگی باشه؛ نه راه‌حلِ مشکلات یک زندگی. 🤍

تصویر
۳ پاسخ

❤❤❤👍👍👍

❤️👌‌‌‌‌‌

♥️.

سوال های مرتبط

مامان قند عسل مامان قند عسل قصد بارداری
یک حرف دلی دارم . روی صحبتمم با مامانایی که بخاطر جنسیت بچه شون ناراحتن . سالهاست ما زن ها رو بخاطر دختر زایی یا پسر زایی سرکوفت میزنن متأسفانه از فرهنگ پایین یکسری خونواده هاست که شاهدیم چه زنایی خفت کشیدن بابت اینکه چند دختر اوردن یا چند پسر . ولی اول از همه خود ما مقصریم خودمون که اجازه دادیم بقیه فکر کنن ما دستگاه تولید بچه هستیم باید بچه مون دختر باشه یا پسر باید تپل باشه حتما باید سفید باشه و هزارتا باید دیگه . مادر شدن موهبت از طرف خدا به همون اندازه مهمه که انگار خدا تورو انتخاب کنه تا فرشته اش باشی .
انقدر خودتون و ناراحت نکنین بخاطر چیزای بیخودی چون بعدا ممکنه به اون بچه هم حس گناه بدین
چند نفر از ما ها یک جاهایی از زندگی دعا کردیم کاشکی پسر بودیم یا کاشکی اصلا به دنیا نمیومدیم چقدر سخت بوده برامون همش بخاطر رفتار مادر و پدر بوده
بجای ناراحتی همیشه این و بدونین زندگی مغازه اجناس نیست که انواع و اقسام اقلام و با کیفیت های مختلف داشته باشید
زندگی فقط یک مسیر زود گذره ما نه میتونیم انتخاب کنیم با کی ازدواج کنیم نه میتونیم انتخاب کنیم که بچه هامون چی باشن
نمیخواد هم روز و شب شکر خدا کنیم همینکه به فهم این برسیم خداست که امر میکنه و پذیرش داشته باشیم ته شکر گذاریه
اگه حتی ده تا دختر هم اوردید هر ده تارو طوری تربیت کنید که خانوم باشن قوی باشن و پیش همه محترم باشن
اگه ام ده تا پسر اوردید باغیرت و مسئولیت پذیر بار بیارین طوری که قبل صدا زدن اسمشون بقیه پیشوند اقا بیارن
خودتون طوری باشید بقیه اجازه ندن به خودشون که بگن اعه باز پسر شد یا اعه باز دختر شد که
باشه که حدااقل نسل ما از بین ببره این همه نادانی و این همه خفت و ...
مامان من! مامان من! هفته بیست‌وششم بارداری
#موقت
لطفاً این بار نگید: «خداروشکر کن بچه‌دار شدی، خیلی‌ها آرزوش رو دارند.»
من قبل از بارداری آرزوی مادر شدن نداشتم و بارداری برام بیشتر از اینکه شبیه رؤیا باشه، شبیه یک تغییر بزرگ و سخت و طاقت فرسا بوده.
این ماه‌ها با تغییرات بدنم، بی‌خوابی، محدود شدن تفریحاتم، حتی سرهرپنج دقیقه توی دستشویی بودن،و نگرانی‌های مالی و مسئولیت‌های جدید روبه‌رو شدم. بعضی روزا انقدر خسته میشم که از خودم میپرسم آیا واقعاً این چیزی بود که از زندگی می‌خواستم؟که به این نقطه برسم؟
دوست روانشناس من یه بار جمله‌ای گفت که برام آرامش‌بخش بود: «همه مادرها از همون لحظه اول عاشق بارداری یا حتی عاشق نقش مادری نمیشند، حتی ممکنه گاهی از بچه اشون متنفر باشند، و این احساسات طبیعی میتونه وجود داشته باشه برخلاف باور مسموم جامعه که به آدم احساس گناه میدن.»
فکر میکنم یکی از آسیب‌زننده‌ترین باورها اینه که به زنان القا بشه باید در تمام لحظات بارداری خوشحال، راضی و سرشار از عشق باشند.
گاهی آدم خسته اس. گاهی می‌ترسه، گاهی پشیمونه، گاهی برای زندگی قبلیش دلتنگ میشه.
و فکر میکنم باید آدم بتونه درباره این احساسات هم حرف بزنه، بدون ترس از قضاوت شدن.
مامان 🍐گلابی🍐 مامان 🍐گلابی🍐 هفته دهم بارداری
عزیزترینم…

امروز برای اولین بار قلبت رو دیدم…
قلب کوچولویی که شاید هنوز هیچ‌کس جز من نمی‌دونه چقدر برای شنیدن تپش‌هاش بی‌قرار بودم. 🥹❤️

وقتی صدای قلبت توی اتاق پیچید، انگار یک لحظه همه‌چیز ایستاد…
فقط من بودم و تو و آن قلب کوچولویی که برای زندگی می‌زد.
نمی‌دونی با اولین تپش‌هات چه چیزی درون من شروع شد…
انگار همان لحظه، قلب من هم برای همیشه به تو گره خورد.

تو هنوز منو نمی‌شناسی،
هنوز نمی‌دونی دست‌هایی هست که هر شب روی شکمت کشیده می‌شن و آرومت می‌کنن،
هنوز نمی‌دونی کسی هست که از همین حالا برای دیدن صورتت، شنیدن صدات و در آغوش گرفتنت لحظه‌شماری می‌کنه…

اما من از همین حالا دوستت دارم؛
قبل از اینکه ببینمت،
قبل از اینکه صدات رو بشنوم،
قبل از اینکه دست‌های کوچیکت رو توی دستم بگیرم…

کوچولوی من،
امروز در ۹ هفتگی، تو فقط یک تصویر کوچک روی صفحه‌ی سونوگرافی نبودی؛
تو تمام آرزوهای من بودی که جلوی چشمم جان گرفته بود. 🤍

بمون و رشد کن عزیزِ دلِ مامان…
من تمام روزها رو می‌شمارم تا روزی که برای اولین بار بغلت کنم و با اشک توی چشم‌هام بهت بگم:

«بالاخره رسیدی عشقِ کوچولوی من…
همون عشقی که از روزهای اول، تمام قلبم رو مال خودش کرد.» 🤍👶🏻
مامان پناه🌱 مامان پناه🌱 روزهای ابتدایی تولد
نامه‌ای از خود آینده‌ات:
سلام عزیزم،
می‌دونم امروز چقدر خسته‌ای، چقدر دلگیر و سردرگم.
می‌دونم که اشک ریختی و بارها حس کردی شاید راه درست رو پیدا نمی‌کنی.
می‌خوام بدونی، همه‌ی این حس‌ها و اشک‌ها، همه‌ی این نگرانی‌ها، بیهوده نبوده.
می‌خوام یه خبر خوب بهت بدم: اون روزی که الان فکرش برات دور و غیرممکنه، بالاخره رسید.🥺
تو بچه‌ای در آغوشت داری👶 سالم، شاد، و پر از زندگی. لبخندش، صداش، گرمای دست‌هاش، همه چیزت رو پر می‌کنه. 🌸
می‌دونم مشکلات گذشته، مسیر رو سخت کرده بود.
ولی تو ادامه دادی، به امیدت چسبیدی، و انتخاب کردی که با عشق حرکت کنی.
هر بار که خسته شدی و گریه کردی، به‌جای ناامیدی، یه قدم نزدیک‌تر شدی به این لحظه.
تو و همسرت، والدینی فوق‌العاده می‌شید، چون عشق و تلاش‌تون، فرزندتون رو می‌سازه،
و یادت باشه، هر وقت احساس کردی نمی‌تونی ادامه بدی، این نامه رو بخون و نفس عمیق بکش.
تو قوی‌ای، تو شایسته‌ای، و همه‌ی این مسیر در نهایت ارزشش رو خواهد داشت. 💛
با عشق و آرامش،
خودت در آینده 🌷

بارداری
بارداری
ویار
بی بی چک
ای وی اف
ای یو ای
شیرخشک
فرزندپروری
ویار
سونوگرافی
تعیین جنسیت
بارداری
مامان فسقل و ۳قلو ها مامان فسقل و ۳قلو ها هفته یازدهم بارداری
نامه‌ای برای چهار فرشته‌ی من 🤍

امروز فقط برای یک سونوگرافی نرفتم…
امروز رفتم تا برای اولین بار صدای زندگیِ سه تا از عزیزترین آدم‌های دنیام رو بشنوم… 🥹
وقتی دکتر گفت: «هر سه تا قلب تشکیل شده و می‌زنن»
نمی‌دونستم باید بخندم، گریه کنم، یا فقط دستم رو روی قلبم بذارم و خدا رو شکر کنم…
سه تا قلب کوچولو، سه تا زندگی، سه تا معجزه… 🤍
من هنوز یه پسر چهارماهه توی آغوشم دارم…
هنوز بوی بچگیش از لباسام نرفته، هنوز دستای کوچیکش دور انگشتم حلقه میشه…
و حالا فهمیدم سه تا فرشته‌ی دیگه هم دارن آروم‌آروم به سمت آغوشم میان… 🥹
پسرم… تو هنوز خودت بچه‌ای، اما یه روز می‌فهمی که چقدر بزرگ شدی وقتی شدی داداشِ سه تا کوچولویی که امروز برای اولین بار قلبشون رو شنیدیم… 🤍
و شما سه تا کوچولوی من…
شاید هنوز صدای منو نمی‌شنوید، شاید هنوز حتی نمی‌دونید مامان یعنی چی…
ولی مامانتون از همین امروز قول میده هر کاری از دستش برمیاد بکنه تا یه روز شما رو سالم بغل کنه.
قول میدم روزی که برای اولین بار صورت‌هاتون رو ببینم، تمام این روزها رو فراموش کنم…
تمام ترس‌ها، تمام انتظارها، تمام اشک‌ها… فقط شما بمونید و آغوش من. 😭🤍
اگر یه روز این نوشته رو خوندید، بدونید خیلی قبل‌تر از اینکه شما به دنیا بیاید، چهار تا قلب توی سینه‌ی مامانتون برای شما می‌تپید…
یکی برای پسری که امروز توی آغوشمه،
و سه تا برای سه فرشته‌ای که امروز صدای قلبشون رو شنیدم. 🥹
خدایا…
من ازت چهار تا بچه خواستم؟ نه…
اما تو چهار تا دلیل برای زنده موندن، برای جنگیدن، برای خندیدن و برای شکر کردنت بهم دادی. 🤍
👶🏻🤍👶🏻🤍👶🏻🤍👶🏻
مامان پناه🌱 مامان پناه🌱 روزهای ابتدایی تولد
مامان هدیه مادر زمین مامان هدیه مادر زمین هفته بیست‌وهفتم بارداری
«برای عزیز هایی که قصد بارداری دارند »🌺🤱

خانم ها من خیلی اینجا دیدم افرادی رو که هر وقت پریود میشن خیلی ناراحت میشن. غصه میخورن و البته این کاملا امری طبیعی هست بین ما مادرایی که چشم انتظار بچه هستیم و خون پریودی یعنی یک ماه دیگه رو از دست دادیم ....
ولی خیلی هامون هستیم که اصلا معنایی واقعی رحم و خون پریودی رو نمی‌دونیم.. رحم ما دروازه انرژی ما هست خونی که از اون رحم جاری میشه خاطرات و حافظه داره خاطرات اشتباهاتی که کردیم ناراحتی های که داشتیم از بدنمون.حس بدی که داشتیم و با حتی حس خوب رو در خودش جا داده ... نه تنها حافظه بدن ما رو بدن مادر . مادر بزرگ و ....تا مادر زمین همون خون پریودی هر ماه ما در خودش جا داده اگر هر سری بهش اجازه رها شدن ندیم اجازه حرف زدن ندیم میشه کیست میشه آندومتریوز. میشه فیبروم میشه ناباروری بی دلیل .. خون پریودی در زمان های قدیم بسیار مقدس بوده از دوره پدر سالاری و ابرانی ها به این ور نجس اعلام شد . همه ما از خون پریودی خودمون بدمون میاد احساس نجاست میکنیم ..در صورتی که این خون شفا بخشه در دوره قدیم زنی که پریود می‌شده به طبیعت میرفته تا خون خودشو با زمین یکی کنه و از اون خون هدیه بگیره ...
لطفا هر وقت پریود شدین ناراحت نباشین این خون نشانه نوید حاملگیه شما هست. به طبیعت برین اجازه بدین باهاتون حرف بزنه .‌ گلگی کنه .. خاطرات بدتون و بدشو به یاد بیاره سبک بشه و از مادر زمین هدیه خودتون رو بگیرین ...