۱۰‌‌ روز از زایمانم‌میگذره...‌افسردگی شاید خیلی به وضوح سراغم نیومده اما همچین از‌ من دورم نبوده! سایه ی تیره و‌تارش رو حس میکنم...

از روز ۴ که زردی طبیعی شروع شد، با اقدامات تهاجمی و‌سریع و‌ضربتی جلوی پیشرفتشو گرفتم!

بدن پسرم بشدت کم آب بود، چون به سختی شیر میخورد و بخاطر حالت و کوچیکی سینه هام، پسرم سینه م رو نمیگرفت و به شدت مقاومت میکرد. دیگه اصلا پوشکش از ادرار خیس نمیشد و منم ناچارا شیرخشک شروع کردم، به دنبال شیردهی زیاد ، دستگاه فتوتراپی و قطره بیلی ناستر.

اما ماجرا به اینجا ختم نشد!!! الان ۲ روز هست که حجم شیر سینه م کم شده! با اینکه با شیردوش برقی میدوشم
اما متاسفانه هر وعده ۱۰ تا ۲۰ سی سی بیشتر شیر ندارم.

هیچوقت فکر نمیکردم اصلا تمایلی به شیر دادن داشته باشم.
چه برسه به اینکه بخاطر شیر نداشتن اینجوری ناراحت بشم.

قرص لاکتووال رو گرفتم. دفعات شیر دوشیدن هم بیشتر کردم....امیدوارم برای حفظ روحیه م بتونم همچنان در کنار شیر خشک، به رادمان شبر مادر هم بدم

تصویر
۱۶ پاسخ

عزیزم همین قرص لاکتاول که گرفتی عالیه
اولش همه شیرشون کمه باید تقویت بشه تا زیاد بشه
منم قرص لاکتاول خوردم در کنارش چیزای دیگه هم خوزدم
آب هویج
کاهو
ریحون
آب سیب
حبوبات میگن دو سه روز با زیره خیس بکن نفخش بره

فصل انگوره حتما انگور بخور شیر و زیاد میکنه ابجوش و خرما اب گوشت اب کله پاچه و قلم دلستر

عزیزم سعی کن به افسردگی فکر نکنی اصلا حتی اسمش هم نیار به وجود گل پسرت فکر کن بغلش کن باهاش حرف بزن سرتو گرم کن باهاش به افسردگی مجال نده.
برای شیرت هم اولش طبیعیه که کم باشه هرروز سعی کن کاچی بخوری سیرابی زیاد بخور خیلی خوبه من ۲۵سال نخوردم انقدر بدم میومد ولی چون شیرم کم بود از بیمارستان که رسیدم خونه دوتا کاسه زوری با ابش خوردم خیلی خوب بود.
ابگوشت خیلی بخور قرص هم کمک کنندس اما هیچی غذا نمیشه.

عزیزم اولش همینطوره دوباره چند روزه دیگه شیر میاد تو سینه هات

سلااااام دخترم چطوری تو اتفاقا منتظرت بودم مبارک ات باشه تولد گل پسر 🥰🥰🥰🥰 من قبلا اینجا چندباری تاپیک گذاشتم یک سری ها هم منو میشناسن. دوست داشتی میتونی بریم تاپیک های اولمون ببینی خلاصه اش اینکه پسر من به دلیل پارگی کیسه آبم در هفته ۲۹ و یک ماه بیمارستان بستری بودن در ۳۴ هفته به دنیا امد ۶ رروز nicu بستری بود که چون درد خیلی زیاد داشتم شی پسشش نموندم ا ۴ ۵ ماهگی هم درگیر زردی بودیم سه بار خودمون دستگاه خونگی گرفتیم آخرش هم با دارو خوب شد بردیمش پیش دکتر حسین علی مددی فوق تخصص گوارش کودکان . اینم بگم یکی از مواردی که برای زردی میگن قطع کردن دو تا سه روزه شیر مادر ا بعضی بچه ها خوب میشن با این روش و با ادامه شیر مادر دیگه زردی شون برنمیگرده این برای زردی بریم برای قسمت بعد😅

سلام عزیزم مبارک باشه زایمان کردی
یه تاپیکی قبلا نوشته بودی یادته ،گفتم وقتی مادر شدی حست فرق میکنه

تشنت شد اب سیب بخور،اب ولرم بخور سرد نخور
حلیم ،خرما بخور خوبه
شکمتم با شالی چیزی ببند
سر و هم من شنیدم ببندی خوبه
لبنیات و چیزای نفاخم میگن خوب نیست بخوری

عزیزم به سلامتی زایمان کردی مبارکه❤❤❤
نگران نباش اصلا
به مرور زیاد میشه
میدونستی غصه شیر و کم میکنه؟
منم سینه هام کوچیک بود ولی تا جایی که تونستم بهش دادم هرچند مجبور شدم شیر خشک هم بدم.
شوید،رازیانه،شنبلیله اینا هم شیر و زیاد میکنه
عسل و سیاه دانه هم خوبه برای خودت
روغن حیوانی یا روغن زرد .گوشت.اینا برای خودت خوبه شیرتم پرچرب میکنه

مامان شدن همینش قشنگ و عجیبه ها منم قبلش میگفتم من اصلا شیر خودمو نمی‌دم انقد حاملگی سختی داشتم استراحت مطلق دیگه شیر خشک میدم راحت نمی‌دونم بعد اومدنس چیشد که خودمو برای شیر دادن کشتم حیف شیرم خ کمه و مجبورم شیر خشکم بدم

عزیزم میک زدن بچه خیلی برای افزایش شیر موثرتره تا شیردوش
انشالله تا یکی دو روز دیگه زیاد میشه نگران نباش

عزیزم منتظر تایپیکت بودم خداروشکر که بسلامتی زایمان کردی،
زردی و دردسر شیردادن به بچه و حالت افسردگی و همه اینا طبیعیه امیدوارم به راحتی ازشون گذر کنی
نوزاد همون ۱۰،۲۰ سی سی شیر مادر براش کافیه اما نذار وابسته شیرخشک شه لااقل تا چهل روزش شیر خودتو بده
من ۲۳روزه بود یک ۲۴ساعت کامل بچه رو پیش مامانم گذاشتم و مجبورا بهش شیرخشک داد وقتی برگشتم اصلا دیگه سینمو نگرفت خیلی هم شیر داشتم اما دیگه بچه شیرخشکی شد و همش حسرت میخورم
امیدوارم سریع تر با شرایط بچه اوکی شی و روزهای خوش مادربودن رو سپری کنی 🫂♥️

ببین یه لوله های نیم میل یا لوله معده نوازاد بگیر بچیبون به سینه ات شیر خشک رو با اون بده بهش با میک زدن پسرت شیر خشک می خوره ولی شیر تو سینه ات هم میاد زیره کنجد خرما برای افزایش شیرت بخور

منم نتونستم با سینه بهش شیر بدم و سه ماه میدوشیدم بهش میدادم چون فکش ضعیف بود و نتونست بخوره نارس بود . خیلی حس قشنگیه وقتی حتی چند دقیقه میمونه زیر سینه ولی نشد دیگه منم خسته شدم و پسرمم به هیچ عنوان سینه نگرفت با اینکه وزنش زیاد شد چون به شیشه عادت کرد همچنان دارم میدوشم بلکه شیرم باز برگرده زیادتر شه دلم نمزاد خشک شه . ولی بچه وقتی شیشه بدی دیگه سینه رو اصلا قبول نمیکنه و بزرگتر میشن ادم وقت نمیکنه بدوشه

عزیزم از شیردوش ت راضی هستی ؟؟؟

دلستر
ریحون
گوشت توی شیشه
امتحان کن
شد شد نشد اصلا اشکالی نداره با شیرخشک هم بزرگ میشه
من حست رو درک میکنم منم شیرم خشک شده الان و شیر خشک میدم اما حس درونیم میگه حداقل روزی یکبار بهش بده بزار حداقل به قدرتی بهش بده. هرچند که باشیردادن خودم حس آرامش میگیرم ولی اشکالی نداره اینم سهم ما بوده از روزگار
من شیرم با اینایی که گفتم خیلی خوب زیاد شد مدام می‌ریخت ولی خیلی آنتی بیوتیک خوردم چون عفونت وارد خونم شده بود و شیرم خشک شد بدنم ضعیف شد و ...
دیگ مامانم و اطرافیانم گفتن نده بهش ولی دلم نمیاد هنوزم گهگاهی می‌زارم زیر سینه اونم در حد چند دقیقه فقط برای آرامش سپهر و خودم
خیلی حس قشنگیه همون مک زدن و نگاه کردنش به چشمات

عزیزم درکت میکنم
منم همین مشکلو دارم
تا الان تونستم کنار شیر خودم خشک بدم
امیدوارم تا اخر بگیره سینمو
تو هم نگران نباش
بچه 9 روزه حجم کمی شیر سیرش میکنه
تاجایی که میتونی جدا از شیردوش بذارش میک بزنه

سوال های مرتبط

مامان زبل خان 😋😍 مامان زبل خان 😋😍 هفته نهم بارداری
دوست دارم اینقدر گریه کنم تا هلاک بشم برا بچه اولم زایمانم اصلا خوب نبود هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین از لحاظ روحی داغون شدم براهمین نتونستم خودم شیر بدم به بچه م شیرخشکی شد برا این زایمانمم سینه هام پر شیره ولی بچه م سینه م رو نمیگیره چون هم خیلی درشتن و نوکشون داخله و پهنن خودم بابت این موضوع داغونم از همه طرفم تحت فشارم هرکی به من زنگ میزنه میگه خوب اینو که دیگه شیر خودت رو بهش میدی شوهرمم رفته یه شیشه شیر با شیر خشک گرفته با من دعوا میکنه که تو به خاطر حرف بقیه گرسنگی میدی به بچه م دیروز از صبح تا شب مامانم پیشم بود نمیدونستم چه طوری شیرخشک بدم به بچه م که سرکوفت نشنوم هنوز مستقیم با سرشیشه بهش شیر ندادم با قطره چکون بهش شیر خشک میدم با شیر خودمم با دست میدوشم با قاشق بهش میدم میگم ناامید نشم شاید فکش قوی تر شد سینه م رو گرفت شوهرم که اصلا همکاری نمیکنه باهام میگه حتا کلاس ها شیر دهی هم نمیبرمت تا شیر خشک هست نیازی نیست خودت با بچه رو عذاب بدی یعنی مهمونی میخواد برام بیاد لرز میگیرم که چه طوری میخوام جلوش شیر خشک بدم به بچه م بدون اینکه سرکوفت بشنوم کاشکی یاد بگیریم داخل زندگی همدیگه دخالت نکنیم چون هیچکس دلسوز تر از پدر و مادر برا پاره تنشون نیست 😢