اگر واقعن میتونید راهنمایی کنید تاپیک بزارید برام اگر نه لطفا رد بشید🙏








من از سن ۱۸ سالگی هم دانشگاه رفتم هم تو سالن زیبایی مشغول شدم
اوایل کارم نه ولی رفته رفته از درآمدم راضی بودم بلخره تا ۹ ماهگی انیل تونستم کار کنم و بعد بخاطر مراقبت از آنیل و نداشتن کمکی خوب کارم رو کلن کنار گذاشتم
بعد از دلتنگی زیاد رفتم کلاس خیاطی (الانم دارم میرم دورم تموم نشده)
ولی همیشه فکر میکنم که دارم کم کاری میکنم همش عذاب وجدان دارم که چرا هنوز به چیزی که میخوام نرسیدم
درسته هنوز سنم کمه و کلی راه های نرفته هست که باید برم باید کلی تلاش کنم ولی هیچ وقت نمیتونم حس عذاب وجدانم رو کنترل کنم میدونید چی میگم انگار انتظارم از خودم خیلی زیاده و من کاری نمیتونم کنم برای این حسی که داره عذابم میده من رو راهنمایی کنید که خودم رو بتونم قانع کنم
آیا من جاه طلبم ؟؟؟
اینم بگم من و همسرم شاپور میکنه ولی خودم دوست دارم که شغلی داشته باشم که کلی درآمدم باشه🫠


رفلاکس پوشک شیرخشک#شیرخشک کولیکک

۵ پاسخ

خب چرا برنگشتی ب همون سالن های زیبایی؟ چرا یهو خیاطی؟

🌸 مامانای عزیز سلام 🌸
اگه دنبال لباس‌های شیک و خوشگل برای کوچولوتون هستید، خوشحال می‌شم به کانال ما سر بزنید 🥰
👗 هر روز کلی مدل جدید لباس کودک و نوجوان می‌ذاریم.
🎀 مدل‌های دخترونه و پسرونه برای سنین مختلف
💰 قیمت‌ها هم کنار هر محصول درج میشه.
📏 برای انتخاب سایز هم می‌تونید ازمون راهنمایی بگیرید.
📦 ارسال به سراسر کشور داریم.
اگه دوست داشتید ، بهم بگید لینک کانالم رو براتون بفرستم . خوشحال می‌شیم عضو کانالمون بشید و همراه ما باشید ❤️

جاه طلب نیستی.کمال گرایی...

من و تو دوس داریم تو اجتماع باشیم و محدود به خونه نباشیم

منم مثل توام دوس دارم یه ادم موفقی باشم...
۱۳ سالگی ازدواج کردم ولی درس و ترک نکردم باهمه سختی هاش خونه خودم درس خوندم واسه مدرسه باید میرفتم شهر کشاورزیم داشتیم باید اونحاروهم میرفتم خلاصه ک ارزوم بود به جایی برسم کنکوردادم رتبم شد ۱۲هزار برام خوب بودبیشتر دانشگاه هارو میتونستم بزنم ولی خب افکار پوسیده روستا نزاشت گفتن باید باردارشی چند ساله جلوگیری میکنی و این حرفا گفتم ولشکن زندگیم مهم تر اقدام کردم و باردارشدم ۴ ماهگی بچه تو شکمم مرد کورتاژ کردم یه چند سالی رفتم دکتر باردار بشم نشد قیدشو زدم رفتم کلاس ارایشگری ک فراموش کنم دیگ دلم به خود وای نستاد رفتم ای وی اف و بعداز چندسال خدا دخترم و بهم داد بعدش پسرم الان میگم فقط بچها بزرگ بشن برم کلاسای ارایشگری و ادامه بدم حیف ک کمکی ندارم وگرنه الان میرفتم

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۱ سالگی
مامان bachka مامان bachka ۱۷ ماهگی
مامان مهربونم…
می‌دونم این روزا خیلی خسته می‌شی، می‌بینم که گاهی اخم می‌کنی و صدات یه ذره بلند می‌شه. مامان، من هنوز خیلی کوچولوئم، هنوز کلمه‌ها توی دهنم نمی‌چرخن که بهت بگم چی می‌خوام، اما تو قلبم غوغاست!
نمی‌دونم توی تنم و توی مغز کوچولوم چی می‌گذره، فقط می‌دونم یه نیرویی هست که مدام هل‌م می‌ده… هل‌م می‌ده که دنیا رو کشف کنم، که همه چیز رو لمس کنم، که ببینم اون وسیله‌ها چطوری کار می‌کنن. من فقط کنجکاوم، همین!
وقتی دستم می‌خوره به چیزی و می‌شکنه، قلب من بیشتر از اون وسیله می‌شکنه. من نمی‌خوام چیزی رو خراب کنم، قول می‌دم! اصلاً نمی‌دونم چرا همه‌چیز یهو از دستم می‌افته یا می‌شکنه… خودم هم از صدای شکستنش می‌ترسم.
بعد که تو عصبانی می‌شی، دنیا برام تاریک می‌شه. دلم می‌خواد زار زار گریه کنم، بغض می‌کنم و حس می‌کنم دیگه دوستم نداری… مامان، تو دنیای منی، وقتی ازم عصبانی می‌شی، انگار پشتم خالی می‌شه.
کاش می‌تونستی ببینی که من با همه این کنجکاوی‌های «خرابکارانه»ام، فقط دارم سعی می‌کنم یاد بگیرم چطوری مثل تو بزرگ بشم. منو ببخش که هنوز نمی‌دونم چطور باید مراقب باشم.
مامانی… می‌شه وقتی کار بدی می‌کنم، جای اخم کردن، دستم رو بگیری و بهم یاد بدی؟ من خیلی به آغوشت نیاز دارم، حتی وقتی که شیطونی می‌کنم… بیشتر از هر وقت دیگه‌ای، اون لحظه به مهربونیت نیاز دارم.»







پوشک شیر خشک فرزند پروری
مامان هانا مامان هانا ۱ سالگی
سلام دوستان عزیزم
ممنون میشم هر کسی در این زمینه اطلاعات داره نظرش رو بنویسه
من شاغل هستم،مادرم فوت کردن ۲ سال پیش،خواهر ندارم،خواهر شوهر ندارم،مادر همسرم هم تقریبا ۷ الی ۸ ساعت از ما دور هستن و قطعا اگر نزدیک بودن ایشون توانایی نگه داری دخترم رو ندارن چون خودشون مریض هستن بنده خدا خیلی اذیته.
کارم بصورت همیشگی نیست که مثلا هر روز از ساعت ۸ تا ۸ شب سرکار باشم ممکنه در ماه ۵ روز کار کنم ممکنه ۱۵ روز و امکانش هست بیشتر هم باشه بستگی به شرایط کارم داره.
دخترم ۱۵ ماهه هست و تا الان مهد یا شیرخوارگاه نبردم و پرستار هم نگرفتم
حقیقتا خیلی حساس هستم و فکر میکنم شاید اونجور که باید باش رسیدگی نشه یا اتفاقی بیفته بیشتر جنبه منفی کار رو میبینم
همسرم واقعا کمک میکنن هر روزی،که سرکار نباشه که زودتر بیاد هانا رو میگیره و حتی زمان هایی که جلسه دارم شده چندین بار مرخصی گرفته که من برم جلسه مو
حالا بنظرتون با شرایطی که من دارم آیا گرفتن پرستار خوبه؟یا اینکه دخترم رو مهد ببرم ؟
خودم دوست دارم حداقل زمانی دخترم رو جایی بسپرم که بتونه صحبت کنه و اتفاقایی که در طول روز براش میفته رو بهم بگه
و با شرایط کارم بعضی روزها واقعا اذیتم و نمیدونم باید چیکار کنم
شیرخشک شیرخشک شیرخشک