وای خدایاااا چی کشیدی تو؟؟؟؟خوندم همشو گریم بند نمیاد.چقدر سختی کشیدی 😭😭😭😭الهی بمیرم چقدر بد بوده.
چه امتحان سختی واقعا.
الان خوبه پسرت؟؟؟
دقیقا منم یک هفته بستری بود دخترم تو ان آی سیو شبوروز همونجابودم ی اتاق داشت برا استراحت مادرا من باهمه مادرا دوست بودم ،روزای آخر فقط یکی دوبار رفتم خونه یکی دوساعتی براحموم روزای اول نمیتونستم تکون بخورم افسردگی گرفته بودم کارم همش شده بودگریه،ولی خب رفته رفته سعی کردم روحیمو بهترکنم،کل روزو بامامانای دیگ حرف میزدیم کلا سرم گرم بود کلی دوست پیدا کردم ،فقط روزای اول سختیش زیادبوددخترمنم اوایل بهش شیرنمیدادن،بعد از روز سوم شیرخشک دادن و کمکم گفتن شیرخودتو بدوش بعدم سینمو دادم،
روزای سختی بود،من میدیدم مامانایی ک بچهاشون اونجا فوت میشدن من پا بپاشون گریه میکردم،بعدازترخیص دخترم ب یکی از خانومایی ک باهاش دوست شده بودم پیام دادم ک بپرسم بچش چطوره مرخص شده یانه گفت فوت شده ۳۵ هفته ب دنیا اومده بود و تشنج کرده بود اون روز تا اخرشب حالم بد بود،خلاصه که تجربه عجیب و متفاوتی بود برام
خداروشکر گلم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.