۱۰ پاسخ

سخت تربن قسمتش شیرنداشتنه اون عذاب وجدان حس شرمندگی و خجالت از شیر نداشتن خیلی سخته

موافقم

کلا تجربه من اینه شیرخشک کمکی هم باید داد

من باهات موافقم
شیردهی هم اعصاب ضعیفه و هیچکسم درکت نمیکنه نازت بکشه

وااای کمر درد گردن درد
من که حوصله م نکشید ندادم اصلا همش شیر خشک
البته شیری نداشتم که یدم

من هم بارداری دوس داشتم هم شیر دهی ولی شیر دهی خیلی بیشتر چدن لذت میبرم وقتی شیر میخورهدحس قشنگی دارم

واسه من بارداری سخت بود.. اولش که تهوع. بعدش هم که تهوع تموم شد بازم یه کم بود هرچی میخوردم هم انگار به دلم نمی چسپید

رفته رفته راحتتر میشه
منکه الانو بیشتراز بارداری دوست دارم

موافقم ، واقعا سخته مخصوصا برای منی که بچم پستونک هم نمیخوره بعضی وقتا واقعا کلافه میشم و میخام گریه کنم 🫠

نه برای من برعکس بود الیته سر بچه دومم .من تو بارداری حال نداشتم نماز بخونم اصلا یه وضعی بودما هرچی هم میخوردم باز بیجون بودم
ولی الان درسته چپ و راست ضعف میکنم ولی دائما دارم میخورم برا همین خیلی متوجه اش نمیشم
درسته ار خواب خیلی کم دارم ولی از خوردن کم نمیذارم😂

سوال های مرتبط