۸ پاسخ

عزیزم اولین باری ک اینکارو کرد جدی و قاطع برخورد میکردی الان انقدر اذیت نبودی

یه مدت بی محلی کن بهش بزار بفهمه ناراحت میشی از کارش

منم وضعم همینه

من نمی‌دونم مردایی ک نمیتونن از مادرشون دل بکنن و اینقد دلشون براش تنگ میشه و اختیار هیچ چیو ندارن چ مرضی دارن ک زن میگیرن

منم همینجوری بود آخرش مادر خواهرش بردن با یه زن دیگه با هم دوست کردن زندگیمون خراب شد الان داریم جدا میشیم😐

خودتو اگر میتونی از اون خونه و از اون شهر بکن وگرنه زندگیت خراب میشه خاک تو سر همچین مردایی منم یکی دارم

هیچ کار نمیتونی بکنی عزیزم فقط اوقات خودتو تلخ میکنی

دیگه ذاتش اینه حتی اگ خونه جدا داشتی بازم ۲۴ ساعته خونه مادرش میرفت

سوال های مرتبط

مامان علی اصغر وتودلی مامان علی اصغر وتودلی ۲ سالگی
مامانا اون سریع داخل تاپیک قبلی گفتم دختر طبقه بالا خیلی میاد پایین نمیزار درست بچه ام بخوابه همش تو سرمه چند روز پیش اومد خونمون با مامانش هی علی اصغر اذیت میکرد بچه ام میرفت سمت ماشینش میرفت هولش میداد خودش سوار میشد هر اسباب بازی ک علی اغر میگرفت اونم میگرفتش بعد علی اصغر هی گریه میکرد دختر خودش ۳ سالشه هی میگه من میخام علی اصغر بغل کنم من دیکه اعصابم خراب شد داد زدم گفتم الان بچه ام میندازی مامان هم هی نگاش میکرد کاری باهاش نداشت من بهش گفتم دیکه نیای پیش پسرم اذیتش میکنیاز اون روز مامانش قهر کرده گفتم بدرک ک قهر ببخشید بچه ام انداخت خدایی نکرده بالایی سرش انداخت خوبه اون سری هم بزوز بغلش کرد زورشو نداشت افتاد رو علی اصغر سر علی اصغر خورد زمین پیشونیش باد کرد منم ب مامانش گفتم اگه شوهرم بفهمه کل ساختمون ب آتیش میکشه یخ گذاشتم روش بادش خوابید حالا من دیکه دیدم بچه پرو بچه ام اذیت میکنه بهش گفتم دیگه حق نداری بیای پایین بچه ام تو خونه خودمون هم آسایش نداره حالا مامان بدش اومد قهر کرد گفتم بدرک بهش بر خورده به بچه اش گفتم نیا خوب گفتم ؟؟؟