۸ پاسخ

بخدا اصلا این مردا گاهی وقتا عقل ندارن
خانوادشونو میبینن دست و پا شونو گم میکنن شیر میشن واسه آدم

شاید نتونسته حرفی بهش بزنه شرایط نبوده و از روی اعصبانیت سر شما خالی کرده چون ممکن بود یچی بگه جاریت دور برداره براتون قیامت کنه کاش گوش میکردی می‌رفتی بعد آروم میشد با آرامش توضیح می‌دادی بچه ترسیده بهتر بود مادرش خاموش کنه

جلوش بگیر هارتر نشه
بترسونش

ب غیرشوهرت مادرشوهری پدرشوهری کسی نبود ب اون بچه بگه خاموش کن ماشینو

شما اومدین پایین جاریت نکف به بچش ماشین و خاموش کن عمو داره می‌ره؟

توهم نمیرفتی میگفتی خودتت ببر

وا آخه چرا

خب آخه ب تو چه ربطی داره
بچه ترسیده و خودش گفته برو پایین
شما مگه حرفی زدی؟؟

سوال های مرتبط

مامان مهدیار مامان مهدیار ۱ سالگی
این استند رو سه سال پیش خریدم ۱۸۰ الان چندین برابره
تازه انقد اعصابم بهم ریخت عصبی شدم زدمش به شوهرم خورد شد کلا هم چوپش هم شیشش گوشی نوکیا شوهرمم زدم زمین باتری و درش هرکدوم یه طرف رفتن


پنج شنبه ظهر با دوتا بچم رفتم خونه بابام روستا امشب شوهرم اومد دنبالمون اومدیم خونه خودمون چون فردا صب باید برم سرکار همین رسیدم کلی وسیله بود درش اوردیم یه سره خودمو دخترم رفتیم حمام دخترم حموم کردم فرستادم بیرون دوباره پسرمو حموم کردم دادمش دست شوهرم که پوشکش کنه بعد خودم حموم کردم اومدم بیرون شوهرم گفت چرا حموم کردی من می خواستم امشب گفتم من خسته خوردم امشب کلی کار دارم یه تریلی لباسه باید بشورم اومد رفت پیش تلوزیون سرشو کرد تو گوشی هزارتا چی تو حیاط و خونه ریخته بود می خواستم جمع جور کنم پسرمم متل زالو به ادم می چسپه ولت نمیکنه همش گریه گریه گریه نق نق نق که بیا بغلم کن من رفتم لباسا بریزم تولباسشویی طوری بچم دتبتلم گریه کرد که دیگه اعصابم بهم ریخت شوهرمم تکون نمیخورد از جاش فقط نگاه گوشی میکرد سر لج اینکه من امشب پابش ندادم منم یهو چنان بهم ریختم که اینارو شکوندم دعوامون شد هزارتا بد بیراه بهم گفتیم به همدیگه وخانواده ها مون
گفتم تو با من لجی مگه با بچتم لجی
این خودشو کشت بس گریه کرد حداقل پاشو برش دار