۱۳ پاسخ

استرس نداره واقعا اورژانس همه رو میگه ببر چک کنن ولی دکترا میگن ضربه به سر اگر استفراغ جهنده ی مکرر و علائمی مثل تشنج نداره نیاز به نگرانی نداره این صحبت چند تا از فوق تخصص های مغز و اعصاب اطفاله، این ورم سر مربوط به بافت نرم هست و نگرانی نداره

عزیزم شوهر منم خیلی بی احتیاط رانندگی می‌کنه
کلا اینجوریه
و من خیلی میترسم
حتی موقعی که حامله بودم به سختی رعایت میکرد
من کلا سعی میکنم کرج ب تهران عقب بشینم
حالا صندلی ماشین ما داریم
نصب نمیکنه
چون هرروز می‌ره تهران میاد بخاطر کارش
میگه جا گیره🤣

اگر رانندگیش بده سعی کن صندلی عقب بشینی که راحت تر مدیریت کنی خدتروشکر چیزی نشد نگران نباش

شوهر منم گفت چایی بیار آوردم تو فلاکس گفتم حواست به کالاف لعنتیه بذارم رو اپن ؟ گفت نه حواسم هست...من رفتم یکم دراز بکشم بچه کل فلاکس روپاش خالی کرد ... اونم با خونسردی فقط یه نگا کرد ادامه کالاف 🫤

همه مردا اینجورین شوهر منم دقیقا بیخیاله سرش تو گوشی اصلاوچیزی براش مهم نیست ما مادرا این مسائل بیشتر برامون مهمه

بیشتر مردا همینن عزیزم.ان شاالله ک چیزی نیس

اونو ولش کن هر غلطی میخواد بکنه خودت مثل یه زن قوی تصمیم بگیر واسه بچت .

شوهر منم همینه به خدا

وا خودش مراقب نبوده که بچه ش تو ماشینه درست رانندگی کنه ، کاش این بازی های اینترنتی قطع شدن چقد بدم میاد شوهر منم کالاف بازی میکنه
کسی نیست بگی بیاد دنبالت ببری بچه رو ؟

ای بابا همه مردا همینن عزیزم غصه نخور
اگه بالا نیاورده عیبی نداره

عجب آدمی😑🤦‍♀️
اشکال نداره حالا که پیش اومده خودت اروم باش بچه اگه بالا نیاره و تب نکنه چیزی نیس ورم طبیعیه بعدا بهش بگو من وقع نداشتم اونطوری بگی

اینا اتفاقن
انشالله ک پسرت چیزی نمیشه
قرار نیست بااین اتفاقا از شوعرت متنفر بشی قرار ی عمر زندگی کنید

اگه بالا نیاره و حالش مثل قبل باشه چیزی نمیشه نگران نباش

سوال های مرتبط

مامان مهدیار مامان مهدیار ۱ سالگی
این استند رو سه سال پیش خریدم ۱۸۰ الان چندین برابره
تازه انقد اعصابم بهم ریخت عصبی شدم زدمش به شوهرم خورد شد کلا هم چوپش هم شیشش گوشی نوکیا شوهرمم زدم زمین باتری و درش هرکدوم یه طرف رفتن


پنج شنبه ظهر با دوتا بچم رفتم خونه بابام روستا امشب شوهرم اومد دنبالمون اومدیم خونه خودمون چون فردا صب باید برم سرکار همین رسیدم کلی وسیله بود درش اوردیم یه سره خودمو دخترم رفتیم حمام دخترم حموم کردم فرستادم بیرون دوباره پسرمو حموم کردم دادمش دست شوهرم که پوشکش کنه بعد خودم حموم کردم اومدم بیرون شوهرم گفت چرا حموم کردی من می خواستم امشب گفتم من خسته خوردم امشب کلی کار دارم یه تریلی لباسه باید بشورم اومد رفت پیش تلوزیون سرشو کرد تو گوشی هزارتا چی تو حیاط و خونه ریخته بود می خواستم جمع جور کنم پسرمم متل زالو به ادم می چسپه ولت نمیکنه همش گریه گریه گریه نق نق نق که بیا بغلم کن من رفتم لباسا بریزم تولباسشویی طوری بچم دتبتلم گریه کرد که دیگه اعصابم بهم ریخت شوهرمم تکون نمیخورد از جاش فقط نگاه گوشی میکرد سر لج اینکه من امشب پابش ندادم منم یهو چنان بهم ریختم که اینارو شکوندم دعوامون شد هزارتا بد بیراه بهم گفتیم به همدیگه وخانواده ها مون
گفتم تو با من لجی مگه با بچتم لجی
این خودشو کشت بس گریه کرد حداقل پاشو برش دار