عصبی بودن
بی خوابی
بی اشتهایی یاپرخوری
ازنظر جسمی هم داغونم کسی رو ندارم کمک حالم باشه ازخونم بدمیاد
زودرنج بودن وخسته وکسل بودن
واهمه داشتن نشخوارفکری کردن
من هم ترس از دست دادن بچه امو داشتم هم حوصلشو نداشتم هم مدام گریه میکردم حس میکردم این چغلطی بود کردم من از پس بچه داری برنمیام شبا ک بیدار میموندم بخاطر بچه حس میکردم ک تا ابد همینجوری و زندگی من بهم خورده از خونه بدم میومد احساس تنهایی شدید داشتم خیلی خیلی حال افتضاحی داشتم و تا مدتها درگیرش بودم الان اونقد ترس زایمان دارم همش میگم قراره باز افسردگی بگیرم چکار کنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.