۹ پاسخ

وقتی حالش خوبه و علاعم نداره جای نگرانی نیست عزیزم اونم چون ظربه خورده باد کرده دیگه طبیعیه

چیزی نشده ک،من اینجور مواقع سر پسرم محکم ماساژ میدم،یکمم به زور کمپرس سرد میزارم،ورم نمیکنه دگ

نبابا جیزی نیست نگران نباش،منم دخترم دیروز محکم خورد لبه میزغذا خوری لپش کبود شده

خودمم بچه بودم رفتم مهمونی پیشونیم محکم خورد لبه اپن آشپزخونه کلی باد کرد تا صبح بادش خوابیدولی کبودشد
ب دلت بد راه نده

پماد ویکس داری بزن زود میخابونه

من یه بار خوردم به تیر برق پیشونیم اندازه کاسه باد کرده بود نترس

دخترمن زیاد میخوره جایی پیشونیش اکثرا باده،ولی یدفعه خونه مامانم از رو مبل پرت شدپیشونیش یه ورم وحشتناکی کرد تابحال اینجوری شده بود همچین که یخ گذاشتم ورمش خیلی خیلی کم شد

بادش طبیعیه دختر منم سرش خورد زمین باد کرده بود بعد یه مدت خوب شد

ن بابا چیزی نیست

نمیدونم اطلاعی ندارم اما یادم بچه بودیم تا دلت بخاد اینجوری میشدیم

سوال های مرتبط

مامان 👩‍👧😍آنیسا مامان 👩‍👧😍آنیسا ۳ سالگی
مامانا خیلی مراقب بچهاتون باشید من امشب دخترمو برده بودم پارک داشت بازی می‌کرد با سرسره پیچ پیچی از این پوشیده ها بعد یهو دیدم یه پسر بچه ۱۱.۱۲ساله گذاشته رو پاش انیسا هم داشت گریه می‌کرد تا رسیدن پایین سریع رفتم گفتم ک ممنون خودش بلده لازم نیس بغلش کنی گفت چند سالشه من ساده هم فک کردم قصدش کمک کردنه گفتم ۳سالشه نیاز نداره دوس نداره کسی بغلش کنه یهو یه خانمه خداخیرش بده اونم بچشو آورده بود پارک اومد بهم گفت خیلی مراقب باش مخصوصا دختره این پسره معلومه مشکل داره من احمق تااازه فهمیدم ،،،گفت بالا رو سرسره وایساده بوده من شک کردم ..اومد پایین از سرسره با انیسا هم دست میزذ به اونجاش خودمم دیدم دیگه عصبی شدم باز دیدم انیسا داره از پله میره رفته بغلش کرده رفتم داااد زدم مگه نگفتم خودش میره دوست نداره بهش دست بزنی ،،رفت یه سرسره دیگه باز رفته بود میخواست با انیسا بیاد پایین بچه پرو ایندفعه گفتم دست به بچه من نزززن اشغال برو گمشو همه اومدن ترسید گفت برو بابا با این بچت فکر کردی طلاعه گفتم اره طلاعه گمشو پایین اون خانومه خدا خیرش بده واقعا پا شد گفت با کی اومدی خانوادت کجا نشستن پسره گفت من تنها اومدم یه پسره دیگه گفت اونجا نشستن خانومه رفت به خانوادش گفت بچتونو کنترل کنید بچها اومدن اینجا محیط امنی باشه براشون بازی کنن داره اینکارارو میکنه ایقد اعصابم خورده الان میگم چرا من سریع نفهمیدم کاش اول یکی زده بودم تو گوشش،، اگه خانومه نبود ک اصلا نمیفهمیدم 😭😭😭
مامان جوجه کوچولو 🐥 مامان جوجه کوچولو 🐥 ۳ سالگی
امروز دخترم خیلی اذیتم کرد به حدی دیوونم کرد نشستم جلوش گریه کردم 😞 غذاشو داده بودم خورده بود می‌خواستیم بریم بخوابیم گفتم بریم دستشویی جیش کن گریه میکرد من جیش ندارم بردمش هر کاری کردم جیش نکرد تو همون بین برا گوشی هم گریه میکرد ندادمش گفتم اگه جیش کردی میدم اخرش هم جیش نکرد منم گوشی ندادم خلاصه کلی برا گوشی گریه دید نمیدم اومد بغلم کرد معذرت خواهی کرد گفت بیا بازی کنیم گفتم باشه کمی بازی کنیم بعد بریم دستشویی خلاصه کمی بازی کردیم باز بردمش دستشویی هر کاری کردم جیش نکرد با گریه میگفت ندارم اخرش منم کلافه شدم پوشک پاش کردم تا پوشک پاش کردم جیش کرد گفت من تو پوشک جیش کردم😫 خلاصه اومدیم بخوابیم گفت من گشنمه میدونم الکی میگه ولی باید بهش بدم این بین کلی اذیتم گریه زاری نمیخورم برا کارتون بزار امروز به مرز دیوونگی رسیدم وقتی اینجوری عصبیم میکنه تمام تلاشمو میکنم کتکش نزنم اون لحظه فقط دلم میخواد خودمو تیکه تیکه کنم واقعا وقتایی باهاش تنهام بعضی وقتا اینجوری دیوونم میکنه حالا همه اینایی من تعریف کردم شما با یه سره گریه کردن جیغ داد کردن بچه تصور کنید بغیر اون موقعی باهاش بازی کردم. همیشه اینجوری نیست ولی بعضی وقتا دیوونم میکنه نمیدونم چیکار کنم روز به روز هم لج باز تر از قبل میشه😭