۸ پاسخ

هممون روانی شدیم

وای حال منم همینه متاسفانه

خیلی درکت میکنم عزیزم 😞منم روزای وحشتناکی رو با پسرم میگذرونم الان از عذاب وجدان حالم بده 💔💔منم تو دوران دی ام اس هستم با لجبازی های پسرم بدترم شدم

ماهم روانی شدیم

پریود و روز های قبل هم ربط داره من روز های قبل پریود عصبی و کم تحمل میشم
بشین هم قدش شو بهش گوش یده گزینه جایگزین بده باهاش بازی کن نشد برین بیرون نشد نفر دومی بیاد مثلا پدرش باهاش بازی کنه نشد کارتون بزار

من بیچاره با سه تا بچه دارم سر میکنم،خدا میدونه کی برم تیمارستان

من با دو تا بچه سر و کله میزنم فک کن رسماً رد دادم😔😭

سخته وااااقعا سخته😭😭

سوال های مرتبط

مامان هومن مامان هومن ۲ سالگی
مامانا بچه هاتونو چجوری میخوابونین؟ از اول رو پا عادت کرده الان خیلی خیلی اذیت میکنه کلیییی گریه میکنه نه خودش میخوابه نه روپا خوابش میادا معلومه ولی نمیخوابه چند شبه میریم رو تخت که بخوابیم میگه خودم میخوابم بعد هی حرف میزنه بهونه میگیره بعد میگه خسته شدم بنداز روپا روپامم گریه میکنه تا بخوابه هم خواب ظهرش هم شب روان دیگه نمونده برامون دیشبم کلا تصمیم گرفت نخوابه میگفت نمیخوابم فردا میخوابم ساعت ۱ با گریه و کلی دوز و کلک خوابوندم ۱ میخوابه تا ۱۰ صبح ظهرم ۳ تا ۵، امروز ظهر اصرار نکردم ولش کردم نخوابید بخدا از ساعت ۵ چشماش خمار بود ساعت ۹ چراغارو خاموش کردم قیامت کرد نه روپام خوابید نه خودش فقط بکوووب گریه کرد اونقد که دیگه هق هق افتاد تا الان که ذهنم رسید ببرم ماشین بخوابه همین سر خیابون رسیدیم خوابید از فرط خستگی داشت میمرد چیکارش کنم به چه روشی بخوابونمش؟ قطزه خواب بدم؟ خیلی اذیتیم😭
#فرزندپروری   #پوشک   #شیرخشک
#تب      #واکسن
جیش  از پوشک گرفتم شیر نمیخوره پسرم بچه نوزاد   اسهال
مامان دخترم وتودلی💓 مامان دخترم وتودلی💓 هفته سی‌ویکم بارداری
مامانا حالم خیلی بده. دو ماهه دخترم لجبازی های عجیب غریب میکنه زندگی رو بهم سیاه کرده شب و روز برام نذاشته واقعا از آدمیت خارج شدم مثلا میگه غذا نمیخورم نمیخوام بخوابم نمیام پوشکمو عوض کنی نمیخوام آب میخواد میگه نمیخوام آب بخورم همه رو با گریه . تا ببینه سفره پهن میشه میخواد جمع کنه نمیذاره هیچی بخوریم نمیذاره جارو کنم نمیذاره لباسای خودم و خودشو عوض کنم حتی نمیذاره دسشویی برم چایی نمیذاره بخورم و همه این مخالفت ها هم با گریه ست با گریه های شدید
اما الان دو روزه میخواد پی پی کنه تا میاد بشینه یهو پا میشه میگه نمیخوام پی پی کنم و واقعا خودشو نگه میداره هر یک ساعت نیم یهو میبینه میخواد پی پیش بیاد میزنه زیر گریه که نمیخوام میگم بشین پی پی نکن نمیشینه خودشو جمع میکنه واقعا روانی شدم انروز سه روزه پی پی نکرده منم دیدم این آدم نمیشه هرچی بغلش میکنم هرچی بهش چشم چشم میگم بخدا نمیذاره ظرف بشورم نمیذاره نماز بخونم گفتم بهش بغلت نمیکنم با من خرف نزن اون واسه خودش گریه میکرد من ظرفامو شستم دسشویی رفتم نماز خوندم بعدم بردمش حمام حتی یک ماهه حمام نمیاد همه کارامو کردم بخدا وقتی صدا میکرد مامان دلم کنده میشد اندازه ده سال امروز پیر شدم ولی دیگه از دستش خسته شدم دیگه دمار از روزگارم دراورده الان خوابیده ولی هنوز تو خواب هق هق میکنه واقعا دلم خونه واسه بچم واسه خودم و زندگی تلخ تر از زهرم