خانما یه سوال من بعد زایمانم چند روزیه خونه مامانمم بعد مادرشوهرم اینا اومدن ینی هرروز میان اینجا با خواهرشوهر و بچه ها مادرشوهرم گفت چون بچه گریه میکنه بهش نبات بده با ابجوش بخوره مامانم پاشد درست کرد موقع خوردن بچه خفه شد کبود شد قبلش هم گفته بودم نبات ندیم خوب نیست برا بچه بنظرم.بچه که خفه شد اعصابم به هم ریخت به مامانم گفتم هرکی هرچی بگه باید به بچه بدی پیش اونا گفتم مامانم ناراحت شد پیششون یکم عصبانی شد بهم منم پاشدم شیشه شیر ایناو نباتو بردم انداختم داخل ظرفشویی بعد حوصلم خراب بود رفتم نشستم اتاق بعدش اومدم بیشتر از این نارحتم بچه داشت خفه میشد مادرشوهرم داشت نگاه میکردم من و مامانم دست و پامونو گم کردیم اصلا حالم خوب نیست لطفا بگید بنظرتون تقصیر کی بود اینم بگم من خودمم زود استرس میگیرم از همه چی چیکار کنم حالم خوب شه همسرم چیزی نگفت اصلا ولی حس میکنم تو دلش ناراحته حالم خیلی بده بگید چیکار کنم لطفا😭؟

۱۲ پاسخ

واقعا درست گفتی ولی اصلا نباید ازهمون اول میزاشتی که نبات بدن ب بچه

نه دیگه کارتون زشت بوده.هرچند ادم نمیتونه خودشو کنترل کنه ولی نباید اونطوری میکردین.
منم مادرشوهرم هرچی به مامانم میگف دست به یکی میکردن که انجام بدن😂یبار گفتم باباشون حساسه لطفا بدون هماهنگی کاری انجام ندین
همسرمم اومد به شوخی گف بچه های ما نارس هستن اگه بلایی سر اینا بیاد دست از سرتون برنمیدارم🥲😬

هر کی دیگران میگن نباید به بچت بدی
اینا جرته
دیدی خیلی بی قرادی میکنه ببر دکتر

ببخشید ولی من این شرایط داشتم
همون اول گفتم نه هیچی ندین
بچمو بغل کردم نزاشتم
مقصر مادرتون نیست
دلشم شکست ک فقط به مادرشوهر نفهمت بفهمه

مستقیم به خود مادرشوهرت میگفتی
مادرت گناه داشت
سری دیگه سر بچه کوتاهی نکن
اول رک بگو ن

جلو همون مادر شوهرت اینا از مامانت عذرخواهی کن

به بچه زیر ۶ ماه بخصوص‌ازین‌ چیزا نمیدن
اجازه نده کسی دخالت کنه تو خوارک‌و تغذیه و تربیت بچت
هیچکس اندازه مادر خود بچه صلاح بچشو نمیدونه
از‌همین الان جلو دخالت هارو بگیر
دایه مهربون تر‌از مادر نشن
با عرض پوزش چون درکت میکنم خواهرانه میگم مقصر هم اول خودتی که اجازه دادی بهش نبات بدن
کوتاه نیا تو امور مربوط به بچت

حق داشتی ولی احترام رو باید نگه داری.

تقصیر خودت که اجازه میدی کسی دخالت کنه و درجا مخالفت نمیکنی

عزیزم بنظرم خودتو سرزنش نکن بابت رفتارت درسته یکم تند رفتی ولی خب بچته حق داری وقتی دیدی خفه شد از شدت ناراحتی اون رفتار و انجام دادی کسی بیشتر از تو خوبی بچه تو ک نمیخواد بقیه هم درک میکنن ک توام چون روی بچه ت حساسی این رفتار و انجام دادی و بعد چند روز همه چی عادی میشه من خودم وقتی به دخترم شیر میدم و خفه میشه کلی هول میشم و دست پاچه میشم کاملا میفهمم چقدر بده ک به بچه ت حس خفگی دست بده

عیب نداره عزیزم
بچته خب طبیعیه استرس بگیری و عصبانی بشه
چیزی هم غیر شیر به بچه نده مگه دکتر بگه
هر کی گفت با ارامش بهش بگو
مثلا ما خودمون قند اب میدیم در حد یکی دو قطره اونم در موارد خاص
وقتی تجربه دادن داری میدونی دقیقا چیکار کنی اتفاقیم نمیفته ولی اینجوری خدارحمش کرده
خودتو اروم کن
با محبت بیشتر به مامانتو مادرشوهرت عصبانیتتو جبران کن
اونا هم قطعا بهت حق میدن

مقصر ک خودت هستی نباید جلو کسی از مامانت عصبی بشی ولی اینا همه برا هورموناس اشکال نداره
از مامانت معذرت خواهی کن اون بدبخت گناهی نداشته ک
خواسته ثواب کنه کباب شده
مادر شوهرتم بیخیال مهم نیس
شوهرتم باهاش حرف بزن بگو من منظوری نداشتم و عصبی شدم

خشم تو کنترل کن

سوال های مرتبط

مامان 𝑯𝒆𝒍𝒎𝒂🍒🐣 مامان 𝑯𝒆𝒍𝒎𝒂🍒🐣 ۱۱ ماهگی
پارت سوم زایمان سزارین 🫧💛
انقدر استرس داشتم فقط چشامو بستم یه لحظه خواب رفتم که صدای گریه بچه رو شنیدم خیلی کوتاه بود بعد دکتر گفت چرا بچه گریه نمیکنه بعدش حالم بد شد و دوباره تو حالت خواب رفتم.یهو به خودم امدم موقع بخیه زدن به پرستاری که بالا سرم بود گفتم حالم خوب نیس نفسم نمیاد گفت اکسیژن داری گفتم نفسم نمیاد بر دار اکسیژن رو .اونم گرفت دیدم حالم داره بده میشه حالت تهوع و استفراغ بهم دست داد بهش گفتم سرمو کج کرد به سمت چپ گفت سرت و مستقیم نزار رفتم یه ظرف اورد توش بالا بیارم ولی هرچی زور میزدم بالا نمیاوردم حالم بد بود خیلی.بعدش بهش گفتم بچم بدنیا امد گفت اره حالت بد بود نیاوردیم ببینیش میخوای الان ببینیش گفتم نه خیلی حالم بده.بعد گفتم کی کارم تموم میشه حالم خوب نیس گفت اخراعه دیگه تموم شده که دکتر رفت و پرستارا امدن منو گذاشت رو تخت دیگه و بردن یه بخش دیگه که پرونده بچه و تاریخ و ساعت و اطلاعات و داشتن مینوشتن.منم یواش یواش لرزم شروع شد بود تمام تنم میلرزید و سردم شد کل تنم داشت میلرزید
مامان 🩷MAHLIN🧿 مامان 🩷MAHLIN🧿 ۱۶ ماهگی