تجربه زایمان پارت ۲
۳۷هفته و ۶روزم که بود یکم حالم بد بود فکر کردم مسموم شدم رفتم زایشگاه هیچ مشکلی نبود گفت حالا که آمدی بیا معاینه کنم معاینه کرد.گفتم الان با این همه پیاده روی حتما. میگه ۴سانت هستی چون هفته پیش ۳سانت باز بود بدون درد ولی معاینه کرد گفت ۱سانت🙄کلا هنگ کردم دیگه از بیمارستان تا خونمون یک ساعت پیاده راه بود گفتم پیاده برم این راهو‌ خونه. بعد شبشم رفتم تو‌بازار یک ساعتی با موتور دور زدیم با شوهرم و آخر شبم دوتا شیاف گل مغربی سوراخ کردم گذاشتم و صبح که بیدار شدم اصلا درد نداشتم ظهر یک ترشح قهوه ای موکوسی دیدم و تمام هیچ ترشح دیگه ای نداشتم اصلا دردم نداشتم خوابیدم تا غروب رفتم حموم یک‌دوش آب گرم گرفتم و راه افتادم برم خونه مادرشوهرم یک سر بزنم یکم کمرم و دلم درد می‌کرد. ولی خیلی کم شوهرم میگفت بیا با موتور بریم خونه مادرم به حسی بهم میگفت نرم😄. گفتم نه با ماشین بریم دیگه خلاصه رفتم خونه مادر شوهرم ساعت ۷بود یکم درد کمر و‌دلم بیشتر شد ولی قابل تحمل بود . ساعت ۷/۵بود یهو احساس کردم سر بچه اومد پایین تر و یکم شلوارم خیس شد سریع رفتم سرویس که. دیدم کیسه آبم یهو همه ریخت و دردم قطع شد دیگه سریع رفتم بیمارستان و مدارک و کیف بچم‌ که از چند هفته پیشش تو ماشین بود برداشتیم رفتیم قسمت زایشگاه و تشکیل پرونده دادم دردام تند تند شده بود ولی بازم خیلی کم که با تنفس ردشون می‌کردم ماما معاینه کرد گفت سه سانتی. تا پرونده تشکیل دادن و لباس پوشیدم شد ساعت ۸/۵ رفتم قسمت زایشگاه. یه اتاق بهم دادن گفتن برو سرویس خودتو‌تخلیه کن و برو‌رو‌ تخت بخواب (سر

۸ پاسخ

چرا تاپیک‌می‌زنید ادامه نمیزارین

مگه میشه دوتا گذاشت؟

ادامش چی شد

ترشح موکوسی نشونه نزدیک بودن زایمانه

خدارشکر که بسلامتی زایمان کردی
بقیه ش هم بزار تا از تجربه ت بدونم

خداروشکر.قدمش مبارکتون باشه عزیزم😍💝 متخصص به من کپسول گل مغربی داده گفته روزی یدونه بخور.اگه درد نداشتی ده روز دیگه بیا. اینطوری تاثیر داره به نظرتون یا حتما شیاف کنم؟

گلم یکی از ترس هایمه این است که کیسه آبم توخونه پاره بشه خیلی میترسم الان یکم عرق هم میکنم سریع میرم خودمو چک میکنم که کیسه آب نباشه یعنی بارداری اولم است و هیچی نمیدونم

طبیعی بودی؟ 🥹

سوال های مرتبط

مامان محمدصدرا مامان محمدصدرا روزهای ابتدایی تولد
قسمت دوم
زایشگاه ازم nst گرفت و معاینه کرد و گفت دوساعت راه برو و دوباره بیا. از شدت خوابالودگی دوشبی که نخوابیده بودم اصلا جون توی پاهام نبود. یک ساعتی با شوهرم پیاده‌روی کردیم و یک ساعت بعدی توی ماشین خوابیدم چون اصلا نمیتونستم تکون بخورم از درد و خستگی. (درمورد ورزش هم بگم ورزش گربه، کگل، ماساژ پرینه، گهواره، بچه به بغل، پروانه، پیاده روی روزی یک ساعت تقریبا توی دو هفته اخر روز درمیون انجام میدادم.)
ساعت ۹ دوباره رفتم زایشگاه. معاینه شدم و ماما گفت هنوز دو سانتی. برو دوباره دوساعت راه برو. دردام خیلی منظم ولی همچنان هر ۶ دقیقه بود. اومدم بیرون و مامانا گفتن پاشو راه برو. یکم با مادرشوهرم، یکمم با مامانم راه رفتم. اما چون خیلی گرم بود گفتم بذارین برم داخل سالن پذیرش زایشگاه که کولر داره و میشه بدون حجاب بود راه برم. موافقت کردن. رفتم توی سالن و بعد از یکم پیاده‌روی روی صندلی تخت شوی همراه داشتم سجده باز میزدم که خوابم برد دوباره. انگار درد تمام قوای بدنمو کشیده بود.
مامان نورا خانوم مامان نورا خانوم روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان دوم .
40 هفته تموم کرده بودم و اصلا دردی نداشتم رفتم دکتر بهم نامه بستری داد که با سوزن فشار زایمان کنم . بازم معاینه تحریکی کرد و اومدم خونه . یکم استرس داشتم که با آقام رفتیم بیرون تا یکم از استرسم کم بشه . تو ماشین که نشسته بودم یهو یه دردی اومد سراغم خیلی شدید بود ولی بعد چند ثانیه خوب شد . دیدم کم کم هی درد های کمی به کمرم وشکمم وارد میشد که محلش ندادم . اومدم خونه یکم ورزش کردم پله بالا و پایین رفتم و هی دردم بیشتر شد . تو هر ده دقیقه یه درد شدید . یکم خوابیدم که فردا انرژی داشته باشم خدود دو ساعت خوابیدم . ساعت سه نصف شب دیگه از درد بیقرار بودم . بازم ورزش کردم کمرم و تکون میدادم اسکات زدم و ... دیگه درد کشیدم تا نماز صبح . نمازم و خوندم . ساعت گرفتم دردام دقیقا شش دقیقه یه بار شده بود بازم ورزش . دوش آب گرم . اسکات و پله. به ماما همراه پیام دادم گفت هفت و نیم بیمارستان باشم . خیلی دردام شدید بود رفتم بیمارستان سریع اومد و معاینه کرد هفت سانت بودم دیگه رفتیم بلوک زایمان و سریع رحمم باز شد فقط یکم بچه بالا بود که ورزش داد بهم و کمکم کرد و بچه اومد پایین و بعدشم که به دنیا اومد .
مامان رادمان مامان رادمان ۱ ماهگی
تجربه زایمانم
عزیزم من ۳۸و۴ روز بودم زایمان کردم ولی خودم به خودم کمک کردم برای ۵ مرداد میخاستم زایمان کنم ۴ مرداد یک ساعت پیاده روی کردم بعد رابطه بدون جلوگیری داشتم و دکترم همون روز معاینه تحریکی کرد بعدش رفتم ۳ دور ۱۰ طبقه پله ها روبالا پایین کردم دمنوش گل گاوزبان خوردم بعدش یک لیوان شربت خاکشیر و گلاب و زعفران کم که دیگه دردم یکم بیشتر شد صبحش ساعت ۵ یکم درد داشتم رفتم بیمارستان گفت ۲ سانتی سریع دمنوش تخم شوید برده بودم اونو خوردم دوباره معاینه کرد گفت ۳ سانتی و من رفتم ۴۰ دقیقه دوباره کوه پیاده روی کردم و رفتم گفت بستری ماما همرامو گفتم اومد دیگه ورزش شروع کرد و هی معاینه می‌کردن میگفتن همون ۳ سانتی دیگه انقد ورزش کردم با درد دیگه آمپول فشار زدن که دردم تند شد و بازم فقط ورزش میکردم و نفسای عمیق زیاد می‌کشیدم مخصوصاً دردم که می‌گرفت انقد نفس کشیدم که جون نداشتم داد بزنم دیگه ۴ اپیدورال زدن که من انگار از آسمون افتادم زمین خدایا انقد خوب بود که دیگه چندین بااااار معاینه تحریکی کردن متوجه نمی‌شدم اصلا هیچی رو دیگه نفهمیدم از درد و اینبار بیشتر ورزش میکردم چون درد نداشتم و شاید تو یک ساعت سریع فول شدم و موقع زور زدن یکم فشار بهم اومد چون دیگه بی حسی رو بهم تزریق نکردن که بتونم زور بزنم و بعد چندتا زور زیاد واقعا همکاری کردم زایمان کردم خداروشکر.
حتما حتما اگر طبیعی هستید اپیدورال بزنید هیچ عوارضی هم نداره و من حتی سردرد هم نگرفتم چون مایعات زیاد خوردم.