۲۹ پاسخ

بهتره یه مدت شل بگیری
بزار خونه کثیف باشه هفته ای دوبار تمیز کن
خوب میدونم بعد بچه واسه هممون سخت میگذره مخصوصا رابطه زناشویی
ولی تو یکسال سه بار رابطه داشتن خیلی بده

عزیزدلم بدون کمک بچه ای که سخته رو بزرگ کردن واقعا وحشتناکه
کاملا میفهممت
سعی کن یه کم کمتر به خودت بابت کارهای خونه سخت بگیری که بتونی با همسرتم رابطه داشته باشی وگرنه اینجوری هردوتون اذیت میشید عزیزم

وای خیلی خوبه که ماهرخ جان😍اکثرا آرزشونه که بیان گیلان زندگی کنن...زندگی اینجا خیلی خوش میگذره....کجای گیلان بسلامتی؟

عزیزم🫠ماهرخ جان پارسا رو برا مادر بزرگها نمیزاری؟یا یه آدم امن مثل خاله عمه هر کسی که خیلی بهش اعتماد داری...هفته ای یکبار برا خودتون باشید و برید کافه ای،پیاده روی ای بعدش هم کنار هم عشق بازی و بعدش برید دنبال پسر....اگه هم نداری همچین آدمی رو به نظرم پسر گلتو از سینه بگیر که بزرگترین لطف رو در حق خودشو و خودتو همسرت میکنی‌‌‌‌‌‌....حق داری که کم میل باشی چون یک مادر در طول روز انقد از جانب فرزندش تاچ میشه که گنجایش مادر برای تاچ شدن پر میشه و کم میل میشه برا رابطه...خودتو سرزنش نکن همین که الان آگاه شدی بهش یعنی میخوای براش کاری کنی اما حتما پیگیر باش و کم کم درستش کن....امیدوارم خیلی زود برید رو روال و خوشی هاتون بیشتر بشه🌸💚

همسرت توی کارا کمکت کنه تا خسته نشی مثل قبل لازم نیس همچی تمیز و براق باشه هرروز نیاز نیست جارو بکشی هرروز قرار نیست غذای انچنانی بپزی بعضی اوقات حاضری درس کن حتی ب شوهرت بگو غذارو بپزه

خیلی بده عزیزم تو یک سال سه بار رابطه یکم به خودتون استراحت بدین بچه که نباید مانع روابطتون بشه شبا نسکافه ای قهوه‌ای چیزی بخور تا انرژی داشته باشین خیلی خودتو خسته نکن هنوز یدونه داری پس من چی بگم چهار تا بچه دارم دیگه نهایت هفته یکبار رابطه داشته باش به روابطتون آسیب میزنی

عزیزم خب ول کارای خونه کن مثلا هر چند روز انجام بده یکم ب خودت و شوهرت برس

ببینیش وروجکو انگار نه انگار اینکارارو ایشون باعثشن😄

خب بروبغلش کن اینکه کاری نداره... هرکسی جای خودش...
توهفته یه روزم ازکارای خونه کمترکن که بیشتربتونی برای شوهرت وقت بزاری...وقتی بچه ت میخوابه کاراتوول کن توهم پیشش یه چرت کوچیک بزن شب هم غذای حاضری درست کن که استراحتت بیشترباشه بروپیش اقاییت به همین راحتی شوهرت واجب ترازکارای خونه س

نه عزیزم خیلی هم خوبی مادر بودن سخته خدا قوت

پس همسرت کجاست؟؟؟

عزیزم یه چیزی رو دلسوزانه و از روی تجربه میگم
اگه شیر خودتو میدی دیگه نده
شیر مادر دوران طلاییش شش ماهه و تا یک سال عالیه اما اگ می‌بینی خیلی داری اذیت میشی نده

من دقیقا تا یک سال و ۳ روز بهش دادم و براحتی از سینم گرفتمش
هرچه بزرگتر بشن سخت تره
باور نمیکنی بیشتر بیدار شدناش بخاطر سینه بود چون شیر مادر هورمون خواب ترشح میکنه
الان تو این دو هفته فقط یبار بیدار میشه و گاهی تا ۶-۷ صبح اصلا بیدار نمیشه

بعضی روزا خونه رو ولش کن کلا غذای ساده بپز ک خسته نشی تایمی ک میخوابه اگه خوابت نمیبره دراز بکش حداقل خستگی در کنی ک واسه شب بتونی انرژی داشته باشی ظرفشویی بذار یه روز پرباشه اتفاقی نمیفته خونه نامرتب باشه هیچی نمیشه ولی رابطتت نذار سرد بشه حداقل هفته ای یه بار این کارو کن

دقیقا مثل من

سیزده ماه سه بار خیلی خیلی کمه خیلی....

همه مون همینیم... قبل از بچه به شدت وسواسی و خونم برق میزد ولی الان واقعاااا نمیشه و خیلی رو خودم کار کردم که زمان بچه داری با قبل فرق کرده.
من گاهی یهو به خودم میام میبینم دو هفته شده و رابطه نداشتیم .
ولی از اول دخترمو ساعت ۹/۵ - ۱۰ می‌بردم واسه خواب
خیلی سخت بود ولی بالاخره الان بیشتر شبا زود می‌خوابه
و وقتی رو با همممه خستگیام برا همسرم میزارم
یه فیلم میبینم و...
خلاصه سعی کن مدیریت کنی
سختهههه ولی میشه.

منکه دخترم
منو از باباش جدا کرده🥲
هر شب پیش هم نیستیم
وقتیم هستیم اینقد خسته ام ک تا شوهرم برسه بیهوشم

بچه اولتونه؟؟؟سعی کن رابطه ات رو باهمسرت حفظ کنی وگرنه همین رابطه سرد براتون عادی میشه حتی بدتر از الان چون تجربه کردم دارم میگم،،من بعداز ازدواج تا دوسال با خانواده همسرم زندگی کردم فقط یه اتاق اونم فقط برای خوابیدن در اختیارم گذاشته بودن اونم کدوم اختیار شبا یا دختر جاریم پیشمون می‌خوابید یا خواهر شوهر مادر شوهر🫤یا نصف شبی ساعت ۲؛۳نصف شب مادر شوهرم رو درحال بررسی کردن وضعیت خوابمون بالا سرم می‌دیدم😐😐😐بعدشم که بارداری و بچه داری و رابطه خودمو و شوهرم کلا فراموش شد و همین باعث شد روز به روز بیشتر نصبت به هم سرد بشیم،،الان بیشتر شبیه دوتا دوستیم تو خونه شبیه دوتا هم اتاقی 😁😁😁 دخترمم که دنیا اومدو.......بقیه ماجرا😁😁😁الان پسرم جای مادرشوهرمو پر کرده و دخترم جای پسرمو😁😁😁

چقد منی تو دختر💔☹️

ما همه درکت میکنیم یه موقع میبینی خودم نایی ندارم خونه تمیز کنم ولی بهترین کار اینه کارای جزئی خونه رو بیخیال شی و یه زره تمیز باشه کافیه

عزیزم شما باید مراقب زندگی زناشویتون هم باشید ،فرزندتون وقتی خوشبخته که پدر و مادرش همدیگه رو دوس داشته باشن و در کنار هم خوشبخت باشن،پس مراقب خوشبختیت باش هفته ای یه روز در نظر بگیر که با برنامه باشی و اون روز رو کمتر کار کن که بتونی به همسرت هم برسی

وقتای که خوابه برین عملیات😮‍💨 نمیشه اینجوری هسمرت اعتزاض نمیکنه ؟

حق داری درکت میکنم
من هم دست تنهام توی یک شهر دیگه هیچ کس کنارم نیست کارهام خیلی سخته در حدی که دست شویی نمیتوانم با دخترم برم
از روزی که یاد گرفته چهار دست پا وایستادن رو هرچی دم دست میاد خورد کرده😐😂یعنی واقعا گاهی باعث بحث من همسزم میشه
ولی بازم من یک تایم میزارم برای خودم همسرم غذا باهم بخوریم هم بغل کنیم یا هرچیز دیگه
سعی کن برای همسرت هم وقت بزاری چون همسر ادم حتی از بچه هم بیشتر هواتو خواهد داشت همیشه کنارت
اینجوری پیش بره سرد میشید
حالا حداقل روزی ۱ ساعت ۳۰ دقیقه وقت بزار براش

اخر هفته نمیتونین بزارینش کنار مادرتون ،که بتونین تنها باشین باهم؟ سخته اینجوری که

پارسا خانوم مامانت گناه داره اذیتش نکن

دقیقا 👌👌👌😃

کاملا میدونم چی میگی
پسر من بعداز یکسالگی بدتر شده همهههه چیش
خوابش افتضاااااح....تا صبح مداااام بیدار میشه
در طول روز مداااام چسبیده و غر میزنه

عزیزم ما شرایطمون مثل همه ...ارادم از اول رفلاکس و الرژی داشت و هنوز که هنوزه شبا نمیخوابه و بی قراره سر هر دندون منو بیچاره کرده کلا بچه ی سخت و بد قلقیه

الهیییی
عزیزم خدا بهت صبر بو توانایی بده

سوال های مرتبط

مامان زینب 🩷 مامان زینب 🩷 ۱۲ ماهگی
🎀🎀🎀
برای تولدت، ایده های مختلفی تو ذهنم داشتم و... هیچ کدوم رو نتونستم عملی کنم... من آدمی نبودم که تاپیکِ تولدت رو با چند روز تاخیر بذارم😔
از دو شب قبل تولدت مریض شدی و حتی روز تولدتم تب داشتی... کاری نتونستم برات بکنم و حتی یه عکس خوب ازت بگیرم ولی این رو بدون تو نیمه ی دیگه ای از قلب منی❤️
قلب صورتی من...🩷 همیشه تو رویاهام ، دلم داشتن دختری مثل تو رو می خواست... حالا یکم گیسو کمند تر😉 اما هرچی که باشه و هرجور که باشی تو برای من به معنای بهشتی💚
شب تولدت بردیمت بیمارستان تا ببینیم چرا اینقدر تب می کنی؟ و بعد از چکاب شدنت تو کافه ی بیمارستان این عکس رو ازت گرفتیم💜
دخترِ نازِ من... چشم قشنگم... زینبم🩷
" حقیقتا این یکسال با تو خیلی به ما خوش گذشت مادری🥹 "
هرچند که روزهای سخت و پر از خستگی رو هم با هم تجربه کردیم...
درست زمانی وارد زندگیمون شدی که درگیر روزهای سختی بودیم و بودنت مرهمی شد بر دل تنگِ پدرت❤️‍🩹
من، بابا و دادا جواد از داشتنت خوشحالیم😍 و از خدا ممنونیم که تو رو به ما ببخشید💚
تولدت مبارکمون قلبم🩷🎂
🎈۱۴ اُمِ شهریور ماهِ ۱۴۰۵🎈
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
این هفته میشه سه هفته که با روتین قبلی پسرم رو شب بدون شیر خوابوندم.
هنوز برای خواب روزش شیر میخوره. ولی اصلا سخت نمیگیرم. چون کم کم چرت روزش حذف میشه. مهم خواب شبشه که دیگه زیر سینه نمیخوابه.
جزییاتش رو تو پست های قیلی نوشتم. مراحلش ایناست که از چند ساعت قبل خوابش شروع میشه.
۱. گردش و هواخوری
۲. شیر
۳. حمام
۴.شام
۵‌. خدافظی با اسباب بازی هاش و تاریکی
۶. یکمی بازی تو تختش تو تاریکی
۷. لالایی.
اگه عصرها چرت دومش رو بزنه، ساعت خوابش میشه ۱۰. گاهی چرتش تا ۷ یا ۸ شب طول میکشه. ولی برنامه خواب بهم نمیخوره. از ساعت ۹ شب نور رو کم میکنم. خیلی کم. تا ملاتونین ترشح بشه کم کم. مراحل رو پیش میرم و بازی تو تختش رو بیشتر طول میدم.
اگه فقط یه بار در روز بخوابه خواب شبش میشه ۸ یا ۹. معمولا اینطور وقتا مخصوصا بعد بیرون اومدن اینقدر خسته است که میذارمش تو تختش میخوابه. بدون هیچ کاری.
امیدوارم براتون مفید باشه. ولی یه نکته مهم اینه که نمیشه فقط خواب بچه رو درست کرد. باید برنامه کل روز و سبک زندگی خودتون رو عوض کنین که خواب اون درست بشه.